<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>دورود پایتخت طبیعت ایران</title>
	<atom:link href="http://doroud.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://doroud.wordpress.com</link>
	<description>شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت .</description>
	<lastBuildDate>Sat, 19 Feb 2011 15:43:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='doroud.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>دورود پایتخت طبیعت ایران</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://doroud.wordpress.com/osd.xml" title="دورود پایتخت طبیعت ایران" />
	<atom:link rel='hub' href='http://doroud.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>سقوط بالگرد سرپرست وزارت راه!</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/08/rahsarparast/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/08/rahsarparast/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 13:57:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[دورود]]></category>
		<category><![CDATA[سقوط]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1331</guid>
		<description><![CDATA[بالگرد حامل علی نیکزاد وزیر مسکن که روز گذشته با حکم رئیس جمهور سرپرست وزارت راه نیز شده است، امروز هنگام برخاستن از زمین دچار سانحه شد. به گزارش ایرنا، در این حادثه این بالگرد هنگام برخاستن از محوطه هنگ &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/08/rahsarparast/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1331&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>بالگرد حامل علی نیکزاد وزیر مسکن که روز گذشته با حکم رئیس جمهور سرپرست وزارت راه نیز شده است، امروز هنگام برخاستن از زمین دچار سانحه شد.<span id="more-1331"></span></div>
<p>به گزارش ایرنا، در این حادثه این بالگرد هنگام برخاستن از محوطه هنگ مرزی ماکو با یکی از ساختمان های محوطه هنگ برخورد کرد و یکی از پره های آن شکسته شد.</p>
<p>در این سانحه به ساختمان هنگ نیز آسیب رسید و خسارت وارد شد اما کسی آسیب ندید.</p>
<p>در این سانحه بالگرد چند متر روی زمین کشیده شد که با مهارت خلبان کنترل و متوقف شد.</p>
<p>وزیر مسکن و شهرسازی، استاندار آذربایجان غربی و معاون عمرانی استاندار و مهرآبادی مدیرعامل سازمان ملی زمین و مسکن، سرنشینان بالگرد مزبور را تشکیل می دادند که به منظور افتتاح پروژه 288 واحدی مسکن مهر ماکو به این شهرستان سفر کرده بودند.</p>
<p>وزیر مسکن پس از این سانحه، زمینی به ارومیه بازگشت.</p>
<p><a href="http://www.ghatreh.com/news/6889623.html.%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87.html">لینک منبع</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1331/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1331/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1331&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/08/rahsarparast/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه شانزدهم / به به !</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2011 03:37:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1329</guid>
		<description><![CDATA[در جلسه پانزدهم ، 2 نکته ی مهم در خصوص رویدادهای اطرافمان و اتفاقاتی که برایمان می افتد را گفتیم ، در این جلسه ، 2 نکته ی باقیمانده ی دیگر در خصوص رویدادهای پیرامون مان را خواهیم گفت. &#160; 3) &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1329&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g15/">جلسه پانزدهم </a>، 2 نکته ی مهم در خصوص رویدادهای اطرافمان و اتفاقاتی که برایمان می افتد را گفتیم ، در این جلسه ، 2 نکته ی باقیمانده ی دیگر در خصوص رویدادهای پیرامون مان را خواهیم گفت.<span id="more-1329"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>3) هر چه پیش آید، خوش آید.</strong><br />
قدیمی ها میگفتن &#8220;الخیر فی ما وقع&#8221; &#8230; خیر در آنچه که اتفاق می افتد است. قدیمی ها رو می دیدین چقدر از ما آرام تر بودن. مثلا قدیمی ها انرژی درمانی می کردن؟ آب درمانی می کردن؟ کلاس یوگا می رفتن؟قدیمی هات باور های آرام ساز داشتند.<br />
اگر به یه قدیمی می گفتن &#8220;بچه ات افتاده و پاش شکسته&#8221; با آرامش کامل می گفت &#8220;الخیر فی ما وقع&#8221;. الان به ما بگن یکی از اعضای خانوادت پاش شکسته چه واکنشی نشون میدیم؟ خدا در قرآن سوره ی شرح آیه ی 5 و 6 می فرماید: &#8220;فان مع العسر یسرا ان مع العسر یسرا&#8221;<br />
انقدر قشنگ گفته که من هر وقت میبینمش کلی ذوق می کنم. &#8220;بدان که به همراه هر سختی آسانی است.&#8221; اِنَّ در زبان عرب حرف تاکید است. وقتی خداوند دو بار اِنَّ رو تکرار کرده یعنی اینکه دو بار دارن تاکید می کنن. حتما حتما. مطمئن مطمئن باش ایزو 9002! شک نکن.</p>
<p>من با خواهرم داریم میریم بیرون. میایم از پله ها بریم پایین میگم &#8220;خواهر گاز رو بستی؟&#8221; میگه &#8220;بله بستم&#8221; میریم تو پارکینگ میگم &#8220;خواهر گاز رو بستین دیگه؟!&#8221; چرا دو بار میگم؟ چون میخوام مطمئن بشم و تاکید بکنم که گاز رو حتما بسته باشه.<br />
<strong>خداوند اینجا دو بار تاکید کرده. دو بار اِنَّ رو گفته و دو بار هم خود جمله رو گفته. در کل میشه 4 بار! خدا میگه مع العسر. مع چیزی است که در درون چیز دیگری باشد.  خدا می فرماید در دل سختی، آسانی است.</strong><br />
جالبه! العسر با الف و لام اومده این الف و لام دو تا مفهوم داره اینجا.</p>
<p><strong>1)</strong> <strong>الف و لام جنس:</strong> یعنی هر عسری. یعنی هر چیزی در عالم که سخت باشه در دل خودش یسر رو هم دارد. خیلی قشنگه!<br />
<strong>2) الف و لام معرفه:</strong> یعنی چیزی که تو میشناسیش. العسر یعنی تو سختیت رو میشناسی ولی یسر الف و لام ندارد، یعنی تو آسانیت رو نمی شناسی.<br />
بذارید این دو تا آیه رو براتون معنی کنم.<br />
خداوند فرمودند حتما حتما حتما حتما در دل و به همراه هر سختی، آسانی است که این شامل تمام همه ی سختی های عالم است و استثنا ندارد. سختی هایی که شما میشناسید و آسانی ها و گشایش هایی که نمی شناسید. ما نمی بینیم این آسانی رو؛ خدا چه کند؟ خدا داره قول میده.</p>
<p>هر چه پیش آید خوش آید.<br />
دوستان عزیز <strong>هر چه پیش آید نه هر چه ما آن را پیش بیاریم!</strong> یعنی اینکه الان به من زنگ بزنن بگن فلان اتفاق افتاده. یه پسر جوانی می گفت که:<br />
&#8220;<br />
دیشب تو کوچه راه می رفتم. یه دختر خانمی رو دیدم. یاد صحبت های فرهنگ افتادم گفتم «هر مساله موهبتی است الهی». رفتم جلو بهش تنه زدم گفتم «الخیر فی ما وقع» دختره شروع کرد به فحش دادن. گفتم هر چه پیش آید خوش آید.<br />
&#8220;<br />
آنچه پیش می آید، نه آنچه که ما پیش می آوریمش! قاطی نکنین ها!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><a href="http://banki.ir/akhbar/1-news/5194-keys-to-success" target="_blank"><img src="http://banki.ir/images/stories/00frh0010.jpg" border="0" alt="" /></a></strong><br />
<strong>4) خیر مقدم به پیش آمد ها:</strong><br />
دوستان عزیز بیاید از این به بعد به هر سختی ای که وارد زندگی ما می شود سلام کنیم. بیاید از این به بعد به هر پیش آمدی که رخ می دهد از ته ته ته ته ته دل مون بگیم &#8220;به به&#8221;!</p>
<p>این به به یعنی تسلیم.<br />
یعنی رضایت.<br />
یعنی شکر.<br />
یعنی سپاس.</p>
<p>یه قضیه ای رو الان براتون میگم. در پایان هر جمله &#8211; جایی که نوشته شده -  از ته ته قلب تون و با صدای بلند داد می زنید &#8220;به به&#8221;!</p>
<p>&#8220;<br />
دوستان عزیز من بلافاصله بعد از کلاس، باید برم فرودگاه مهر آباد و از اونجا به فرودگاه امام خمینی و از اونجا مستقیما پروازی دارم به لندن. و بلافاصله بعد از رسیدن به لندن قرار دادی رو امضا می کنم که برای من 100 هزار دلار سود خالص دارد.</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>کلاس که تموم شد میرم سوار ماشین بشم که می بینم ماشین پنچره!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>جک می زنم زیر ماشین که چرخ رو عوض کنم. چون عجله می کنم جک از زیر ماشین در میره و میخوره تو ساق پام!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>لنگان لنگان چرخ رو در میارم. میام زاپاس رو در بیارم که جا بزنم، میبینم که زاپاس هم پنچره!<strong> </strong></p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>خدایا چه کار کنیم؟! دیر نشه؟! بالاخره باید پنچری رو گرفت. دو تا لاستیک رو میارم جلوی در ، یه ساعت با گردن کج وایمیستم هیچ کس سوارمون نمیکنه!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>بالاخره یه ماشین وانت پیکان می ایسته و دو تا لاستیک رو میندازم پشتش و سوار میشم. همین جوری که داریم میریم میبینم سر یه کوچه تابلو زده &#8220;پنچر گیری شبانه روزی قاسم آقا داخل کوچه&#8221;. آقا خدا خیرت بده، نگه دار. با لاستیک ها میام پایین.</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>دو تا لاستیک رو هل میدم و میرم خدمت قاسم آقا که میبینم کرکره ی مغازه پایینه و نوشته &#8220;به علت فوت پدر یک هفته تعطیل است&#8221;!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>خدایا چکار کنم؟! پرواز داره از دست میره. صد هزار دلار! با عجله لاستیک ها رو هل میدم، چون عجله می کنم یه لاستیک در میره. من بدو لاستیک بدو!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>همین جوری که من دنبال لاستیک فراری ام، یه موتوری میکوبه بهم!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>پرت میشم تو جوب!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>از هشت جای بدنم خون میزنه بیرون!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>هر انسان زنده 5 لیتر خون توی بدن داره. خون های من یه ده دوازده لیتریش با آب های جوب میره!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>نیمه جان من رو میرسونن به یک بیمارستان. متصدی اورژانس یکم نگا نگام میکنه و میگه آقای محترم معلومه که شما دارین می میرین ان شاء الله ولی اگه پنجاه هزار تومن ندین، بستری تون نمی کنیم!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>دست می کنم تو جیبم؛ هزار تومن بیشتر ندارم!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>بذار زنگ بزنم داداشم سریع 50 هزار تومن بیاره. گوشیم رو در میارم زنگ میزنم، &#8220;دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است!&#8221;</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>زنگ برنم دفتر کمیته امداد بگم این پولایی که جمع می کنید، یه 50 هزار تومنش رو بیارید به داد ما برسین&#8230;. &#8220;در دسترس نمی باشد&#8221;!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>زنگ بزنم عموم؛ باتری موبایلم تموم میشه!</p>
<p><strong>به به</strong></p>
<p>می میرم!</p>
<p><strong>به به</strong><br />
&#8220;<br />
<strong>آفرین به تمام کسایی که همه به به ها رو گفتن. خوشا به حال اونهایی که با به به می میرند.</strong></p>
<p>(این ها صحبت های آقای دکتر شاهین فرهنگ است)</p>
<p>من در زمان جنگ در همین سرزمین پاک و مطهر رفقای زیادی داشتم. تو همین اهواز با هم بودیم. میرفتیم جبهه و میومدیم. زمان جنگ دوستان زیادی رو دیدم که جلوی چشم من با به به رفتند! ترکش خورده بود و روده هاش ریخته بود بیرون. میخواستم بهش روحیه بدم که حالا چیزی نیست.<br />
می گفتم: &#8220;نگران نباشی ها، یکم روده است!&#8221;<br />
می گفت: &#8220;روده ها رو ببین &#8230; هه هه هه &#8230;&#8221;<br />
دو دقیقه بعد هم تموم بود ها!</p>
<p>و الان انسان های بسیاری رو میبینم که با &#8220;اه اه&#8221; می میرند! وقتی هم میخواد بمیره آخرین &#8220;اه&#8221; زندگیش رو میگه و جون می کنه!<br />
اونهایی که در زندگی اهل به به گفتن هستند، خودشون رو بزرگ و مسئله رو کوچک می کنند و اونهایی که اهل اه اه گفتن هستند، خودشون رو کوچک و مسئله رو بزرگ می کنند.</p>
<p>رفتین پارک. بچه سه چهار ساله مون گم شده. همه ی خانواده با نگرانی تمام میگن &#8220;کوش؟  بدبخت شدیم!  خفاش روز اینو نبره! &#8221; شما یاد گرفیتن اونجا به به بگین: &#8220;به به گم شده&#8221; با اجازتون اول لهتون می کنن! اینجا باید به به رو توی دلتون بگید.<br />
وقتی با این به به آرام شدی، نگاه می کنی میبینی که بچه دقیقا جلوی چشمتون بوده!&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>اونایی که نا آرامند، نمی تونن درست ببینند. از این به بعد به سخت ترین مسئله ی زندگی میگیم به به.</strong><br />
طرح تعدیل اومده و میخان صبح بندازنت بیرون میگی به به!<br />
صاحب خونه میگه دو روز دیگه وسایلت تو کوچه. میگی به به!<br />
دکتر تست میدی؛ سرطان داری. میگی به به!<br />
و این به به گره ها رو یکی یکی باز می کند.</p>
<p>سرطان خداحافظی می کنه و میره.<br />
صاحب خونه میگه &#8220;شما می تونی یه دو ماه دیگه بمونی&#8221;<br />
صبح که میری برای تعدیل که فرم رو امضا کنی و بری خونتون. میگن &#8220;امروز رییس اومد گفت سه نفر از این تعدیلی ها بمونن. یکیش شما هستی&#8221;<br />
به به شرایط رو به طرز شگفت انگیزی عوض می کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پس یاد بگیریم از این به بعد هر وقت اتفاقی برامون افتاد ، نگاهی به بالا بندازیم لبخندی بزنیم و با تمام وجود بگیم &#8220;به به&#8221;</strong></p>
<p><strong>به امید خدا در جلسه ی آینده &#8211; سه شنبه 19 بهمن ماه &#8211; در خصوص سه قانون مهم زندگی صحبت خواهیم کرد و پس از آن عملا وارد بحث کلیدهای موفقیت شده و 12 کلید مهم موفقیت را بیان خواهیم کرد.</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1329/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1329/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1329&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00frh0010.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه پانزدهم / هیچ رویدادی اتفاقی نیست !</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g15/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g15/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2011 03:35:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1325</guid>
		<description><![CDATA[و اما چهار نکته در مورد رویداد های زندگی: 1) رویداد ها، حاوی پیامی برای ما هستند. 2) رویداد ها، حاوی برکاتی برای ما هستند. 3) هر چه پیش آید، خوش آید. 4) خیر مقدم به رویداد ها. خوب بریم &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g15/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1325&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و اما چهار نکته در مورد رویداد های زندگی:<span id="more-1325"></span><br />
<strong><br />
1) رویداد ها، حاوی پیامی برای ما هستند.<br />
2) رویداد ها، حاوی برکاتی برای ما هستند.<br />
3) هر چه پیش آید، خوش آید.<br />
4) خیر مقدم به رویداد ها.</strong></p>
<p>خوب بریم سراغ توضیح هر کدام از آن چهار نکته.</p>
<p><strong>1) رویداد ها، حاوی پیامی برای ما هستند:</strong><br />
در روان شناسی موفقیت، یک بحثی وجود داره به اسم &#8220;سوال طلایی&#8221;. در هر جای دنیا، هر مدرس تکنیک موفقیتی می داند که سوالی هست به نام &#8220;Golden Question&#8221;. سوال طلایی میگه همیشه از خودت بپرس &#8220;این رویداد برای من چه پیامی دارد؟&#8221; هیچ اتفاقی در زندگی ما روی نمی دهد مگر اینکه برای ما حاوی درس و پیامی باشد.</p>
<p>دوستان عزیز، خدا فقط با اولیا و پیامبران خودش صحبت نمی کند! خدا با تک تک من و شما به واسطه ی اتفاقاتی که پیرامون مان می افتد، صحبت می کند. بعضی ها میگن &#8220;خدا با قرآن با ما صحبت می کنه.&#8221; بله درسته، ولی همه ی صحبت خدا با ما در قرآن نیست.<br />
روان شناسی موفقیت میگه &#8220;اگر به اتفاقات پیرامونی خودت فکر کردی و درس اون اتفاق رو گرفتی، بدان که آن اتفاق با اون درس آمده است که تو را یک پله از نردبان موفقیت زندگیت بالاتر ببره و تو یه قدم بیشتر رشد کنی. رشد مادی و رشد معنوی.&#8221;</p>
<p>زمان حضرت داوود و سلیمان، یکی از ویژگی هایی که فقط در اون زمان بود و هیچ زمان دیگری دیده نشد، چه قبل و چه بعد از آن زمان، آن بود که عزرائیل به شکل آدمیزاد بین مردم رفت و آمد داشت! همه می دیدنش.<br />
اگر عزرائیل میومد به یکی می گفت سلام، اون شخص می دونست که این سلام یعنی خدا حافظ! یه جوانی داشت تو خیابون رد می شد، عزرائیل یه دفعه اومد جلو گفت سلام! جوان رنگ از رخش پرید!<br />
<strong>- &#8220;می خوای بکشی؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;نه بابا داریم میریم سینما فیلم ببینیم!&#8221;<br />
<strong>- &#8220;آخی. پس نمی خوای منو بکشی؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;نه بابا، گفتم که؛ همین جور شانسی داشتیم رد می شدیم!&#8221;<br />
<strong>- &#8220;عزرائیل جان! الهی قربونت برم! حالا که نمی خوای بکشی بیا یه قول مردونه به ما بده؟!&#8221;</strong><br />
+ &#8220;چی می خوای؟&#8221;<br />
<strong>- &#8220;قول بده هر وقت خواستی منو بکشی، قبلش خبرم کنی؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;باشه بابا قبوله.&#8221;<br />
<strong>- &#8220;قول؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;قول. برو خیالت راحت. قبلش من حتما میام و بهت میگم که آماده باش.&#8221;<br />
جوونه گفت &#8220;<strong>آخ چه با حال. حالا میریم هر غلطی دل مون می خواد می کنیم. وقتی ازراییل اومد گفت آماده باش، توبه می کنیم!</strong>&#8220;<br />
رفت هر غلطی خواست کرد تا پیر پیر پیر پیر پیر پیر شد.<br />
عزرائیل اومد گفت &#8220;بریم؟&#8221;<br />
<strong>- &#8220;کجا؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;اون دنیا!&#8221;<br />
<strong>- &#8220;عزرائیل یادته جوون بودم ؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;اره بابا داشتم می رفتم سینما فیلم ببنیم!&#8221;<br />
<strong>- &#8220;خب تو قول داده بودی خبر کنی!&#8221;</strong><br />
+ &#8220;من قول دادم یه بار خبرت کنم. هزار بار خبر کردم.&#8221;<br />
<strong>- &#8220;کی؟&#8221;</strong><br />
+ &#8220;وقتی تو بم زلزله اومد 40 هزار نفر مردن، بهت گفتم آماده باش! وقتی داشتی می رفتی خونه و یه موتوری جلوی روی تو تصادف کرد و مُرد، بهت گفتم آماده باش! وقتی داشتی می رفتی خونه و اطلاعیه ترحیم همسایه تون رو دیدی، بهت گفتم آماده باش! وقتی مو هات ریخت و سفید شد، بهت گفتم آماده باش! وقتی دندونات مصنوعی شد، گفتم آماده باش! وقتی بابات مرد، گفتم آماده باش! مرد حسابی من به تو قول دادم یه بار بهت &#8220;آماده باش&#8221; بدم، هزار بار خبرت کردم، تو خوابی!&#8221;</p>
<p>دوستان عزیز ما آدم ها هزار کار می کنیم به یک دلیل! خیلی ها میرن مشاوره میگن &#8220;من فلان پسر یا دختر رو می خوام. از هزار راه رفتم و نشده. حالا اومدم شما یه راهی نشونم بدی؟&#8221;<br />
<strong>ما آدم ها هزار کار می کنیم به یک دلیل و برای رسیدن به یک خواسته! خدا یک کار می کند به هزار دلیل!</strong><br />
خدا هیچ وقت نمیاد اون موتوری رو جلوی پای من بکشه که به من درس بده! این که عین بی انصافی است! یک انسان دیگری بمیرد که من درس بگیرم! خدا آن موتوری را می کشد به هزار دلیل! و یکی از اون هزار دلیل تک تک انسان هایی هستند که در صحنه حاضر اند.</p>
<p>من دارم با عصبانیت میرم خونه ی مادرم که فریاد بکشم سرش و به مادرم بگم &#8220;بی خود کردی فلان کار رو کردی!&#8221; او داره میره مال یک یتیم را بخورد. اون یکی داره میره محل کارش پیش رییسش تا زیر آب همکارش رو بزنه. اون یکی داره فکر می کنه &#8220;برم یه کلاهی سر کسی بزارم.&#8221;<br />
اون یکی &#8230;&#8230;<br />
اون یکی &#8230;&#8230;<br />
اون یکی &#8230;&#8230;</p>
<p>و جلوی پای ما یک موتوری می میرد. خدا یک کار می کند به هزار دلیل! یکیش منم و بخشی از دیگر دلایلش هم &#8220;اون یکی&#8221; ها هستن! امکان ندارد که ما ها اتفاقی در این صحنه حاضر شده باشیم!<br />
اگر بخوایم از نظم دنیا براتون بگیم ، میتونم به اندازه ی یک سمینار سه روزه، از صبح تا شب براتون از نظم و نظام دنیا و هستی براتون بگم که زار زار گریه کنید! که بدونید آنقدر دنیا منظمه، انقدر دنیا منظمه که هیچ چیزی بی حساب و کتاب و بی نظم نیست!<br />
دقیقا باید ما ها اونجا می بودیم و اون موتوری اونجا می مرد! خدا داره میگه:<br />
&#8220;<br />
می خوای بری سر مادرت داد بزنی؟ خوب برو بزن! این رو جلوی تو کشتم که بدونی شاید یه دقیقه دیگه هم زنده نباشی! برو بزن! بعد ببینم بعد از مرگت هم گردن کلفتی می کنی؟ صدات رو بلند می کنی؟ می خوای بری مال یتیم رو بخوری؟ برو بخور! این رو جلوی پای تو کشتمش. شاید مال یتیم رو کشیدی بالا و قبل از اینکه از گلوت بره پایین کشتمت! اون وقت میتونی جوابی بدی؟ برو بخور!<br />
خدا به واسطه ی تک تک اتفاقاتی که در پیرامون ما میوفته با ما حرف میزنه.</p>
<p>من چندین ماه قبل بیمار شدم و 40 روز در بستر افتادم. اتفاقی نیست که من 40 روز در بستر بیماری افتادم. خدا داره با من حرف میزنه:<br />
&#8220;<br />
عمو! این همه مغروری توی خونه این همه شاخ و شونه برای زن و بچه ات می کشی، میگی «من میگم این کار رو بکنیم و الا پرت تون می کنم بیرون!» عمو! یه ویروس کوچولو که زیر میکروسکوب هم به زور دیده می شود، 40 روز کله پات کرد!<br />
بی خود &#8220;من من&#8221; نکن! یه عمر راست راست راه رفتی، هر چی بهت گفتیم «خدا خدا خدا خدا &#8230; گفتی «خدا کیه ؟ ول مون کن بابا ! یه چیزی این قدیمی ها کردن تو کله تون !این آخوند ها گفتن خدا !»<br />
یه عمر راست راست راه رفتی، بهت گفتم «خدا» نفهمیدی!!! شاخ و شونه کشیدی!!! حالا 40 روز می خوابونمت که به بالا نگاه کنی، 40 روز بهت فرصت میدم که ببینم من رو می بینی؟<br />
&#8220;<br />
بعد توی این 40 روز چی کار می کنه؟</p>
<p>هی زل میزنه به در و دیوار؛ ترک های در و دیوار و سقف رو کشف می کنه! &#8220;یادم باشه خوب شدم ایزوگامش رو درست کنم!&#8221; و باز پیام را نمی گیریم!</p>
<p>&#8220;<br />
من تهران تا جایی که می تونم میرم بهشت زهرا و تا جایی که می تونم میرم غسال خانه و شستن مرده ها رو می بینم چون درس بسیار بزرگی برام داره. مرده های یخ زده ای که پرت میشن این ور و اون ور. این پرت میکنه برای اون اون لیف میزنه اون یکی آب می گیریه و آخر هم فیتیله پیچ می کننش و می ندازن بیرون.<br />
میرم که درس بگیرم &#8220;این عاقبتته ها! بی خود خودت رو گنده نکنی! مغرور نشی! من من نکنی! خیلی ها میان این بالا وای میستن که بگن من! خدا اون روز رو برای من نیاره که بخوام خودم رو گنده بکنم.&#8221;</p>
<p>شب دارم میرم خونه؛ میبینم همسایه روبروییم که صبح باهاش احوال پرسی کردم، آگهی ترحیمش رو زدن به دیوار! &#8220;اِی &#8230; کی مرد؟ حالا یعنی شام کی میدن؟ خدا کنه قیمه نباشه! این ماه محرمیه مُردیم انقدر قیمه خوردیم! مرغ باشه خوبه!!!&#8221;<br />
پیام نمی گیریم!</p>
<p>دارم میرم یه جلسه ی مهم. ماشینم پنچر میشه. فکر می کنید این پنچری اتفاقیه؟ به خدا ذره ذره ی این عالم مامور های خداوندند. فکر می کنید میخه همین جوری شانسی پیدا شد و رفت تو لاستیک ماشین من؟</p>
<p>نخیر. من امروز دارم میرم جلسه که توی جلسه حال فلانی رو بگیرم و سکه ی یه پولش کنم! آنچنان امروز خردش کنم که یه دو ماهی نتونه بلند بشه. یه دفعه ماشین پیس! پنچر میشه. کائنات میگه &#8220;<strong>یک ربع معطلت می کنم. میخام یه ربع نگهت دارم. عمو جان کاری که میخوای بکنی اشتباهه. بیشتر فکر کن. صبور باش.</strong>&#8220;</p>
<p>تهران سوار هواپیما شدم. شرکت ها موقعی که کارت پرواز میدن رعایت می کنن که در یک ردیف یا آقا بنشیند یا خانم، مگر اینکه زن و شوهر باشن. خارج قر و قاطیه. به ندرت می بینی که یک زن و مرد غریبه رو طوری کارت داده باشن که کنار هم بشینن. من نشستم روی صندلیم.<br />
دو ردیف جلوتر یه خانم نشسته بود که فکر کنم یه 50 کیلویی لوازم آرایش مصرف کرده بود! یه آقایی در حالی که داشت میومد و کارتش رو نگاه می کرد که کدوم ردیف باید بشینه، یه دفعه چشماش گرد شد؛ دید صندلیش کنار خانمه است! من دقیقا از دو ردیف عقب تر دیدم که چشم هاش برق زد! پیش خودم گفتم &#8220;خدا به داد برسه&#8221;<br />
بعد آقاهه در حالی که داشت از دور با خانمه خوش و بش می کرد، یه دفعه تق کله اش خورد اون قسمتی که ساک ها رو میزارن. گفتم &#8220;ببین خدا داره بهت میگه نکن! سرت رو کوبید که بگه نکن! خجالت بکش! حالا یه خانمی کنارته درست بهش نگاه کن! یک انسانه! مثل حیوان به اون نگاه نکن! دنبل سوء استفاده نباش! مثل بچه آدم بنشین تا برسی به مقصد!&#8221;<br />
تازه؛ آقاهه که نشست، همین طور که سرش رو گرفته بود، داشت با خانمه خوش و بش می کرد! گفتم خوب نمی فهمی چی کارت کنم! حالا باید منتظر دردسر بزرگ تر باشی.<br />
خدا اول تلنگر را می زند، پیام را می دهد، درس رو میده ولی اگه نگرفتی مقصر خودت هستی!</p>
<p>یه وقتایی هوس می کنی غیبت کنی هوس می کنی تهمت بزنی فکر می کنی این اتفاقیه؟ امکان ندارد. معلم کائنات داره به تو معلم جدیدی رو معرفی می کنه که از او درسی بگیری. تا کسی به ذهنت آمد که غیبت او را بکنی، بگو &#8220;معلم کائنات استاد دیگری رو به من معرفی کرده. این بی خودی توی ذهن من نیومده. من باید برم از این آدم یه چیزی رو یاد بگیرم.&#8221;</p>
<p>علی (ع) فرمودند: &#8220;عبرت ها چقدر فراوانند، عبرت پذیران چقدر اندک&#8221;</p>
<p>ما آدم ها خیلی جالبیم!<br />
شعر می سازیم برای راه رفتن زیر باران.<br />
دیدید آدم هایی رو که شعر نو میگن:<br />
&#8220;<br />
و باران که آمد<br />
مرا نرم و چیک چیک بارید<br />
&#8220;<br />
همین آدم وقتی زیر باران می ماند، به زمین و زمان فحش میده!<br />
خوب؛<br />
گنجشک ها رو دیدید توی درخت ها؟</p>
<p>جیک جیک جیک جیک جیک جیک &#8230;..<br />
روزهایی که باران می آید را فقط می دویم که به مقصد برسیم؟<br />
عزیز من بایست و این دفعه به یک درخت نگاه کن و دنبال آن گنجشک بگرد.<br />
می دونید چی می بینیم؟</p>
<p>تک تک گنجشک ها رو می بینید که هر کدام برگ پهنی رو پیدا کردن و زیر اون برگ پهن آرام نشستند. برگی که اونها رو از باران مصون نگه می دارد. و رگبار که تمام میشه، همه ی گنجشک های درخت شروع می کنن به خواندن! اون گنجشک داره به ما درس میده ولی ما که درس نمی گیریم! خوابیم! علی (ع) فرمود! گنجشکه داره میگه &#8220;عزیز من، وقتی رگبار های زندگی بر تو باریدن گرفت، سرپناهی پیدا کن و آرام باش؛ سر پناه برای من گنجشک یک برگ است، برای تو خدا؛ وقتی رگبار های زندگی تمام شد موقع این است که بزنی زیر آواز!&#8221;<br />
ما چه کار می کنیم؟</p>
<p>وقتی رگبار زندگی، سختی زندگی میاد و تمام میشه:<br />
- کمرم شکست.<br />
- این چه مصیبتی بود.<br />
- حالا بعدی رو خدا به خیر کنه.<br />
و از گنجیشکه درس نمی گیریم!</p>
<p>خورشید هر روز صبح طلوع می کند، هر روز غروب خورشید با ما خداحافظی می کند.<br />
داره بهمون درس میده!<br />
میگه خورشید زندگی من و شما روزی طلوع می کنه و روزی غروب، که خیلی هم زمانش طولانی نیست! و همان زمانی که خورشید در سرزمین من و شما غروب می کند، در سرزمین دیگری بلافاصله طلوع می کند. بازم داره بهمون درس میده!<br />
فکر نکن با مردنت زندگی تمام می شود. تو در جای دیگری بعد از مرگ طلوع خواهی کرد.</p>
<p>یه دختر بچه ای دبستانش نزدیک خونشون بود. پیاده می رفت و میومد. یه روزی که باران تندی میومد، مادرش نگران شد و لباس پوشید و دوان دوان رفت به سمت مدرسه، دید دختر کوچولو داره آواز می خونه و میاد و هر رعد و برقی که میزنه میپره بالا و به نشانه ی خوشحالی فریاد میزنه!<br />
مادرش گفت &#8220;چی کار می کنی؟&#8221;<br />
گفت &#8220;مامان ببین، خدا داره ازم عکس میگیره!&#8221;<br />
فکر می کرده اون رعد و برق فلش دوربین خداست.<br />
و چقدر بچه ها از من و شما عاقل ترند!<br />
ما اگه دوربین خدا رو ببینیم مگه جرات داریم هر کاری بکنیم؟!</p>
<p>ما میگیم &#8220;نه بابا! این دوربینا که میگن مخفیه، سرکاریه! گاز بده برو! راحت باش&#8221;</p>
<p>یه دوستی می گفتم &#8220;من اصلا ماشینم رو نمی شورم!&#8221;<br />
گفتم &#8220;چرا؟&#8221;<br />
گفت:<br />
&#8220;<br />
ما تا می شوریم باران میاد کثیفش می کنه. بعد یه بیست روزی که نمی شوریم و لجن از ماشین داره می باره، می برم که بشورم ولی خودم هم میدونم من امروز بشورم، فردا باران میاد! میخاوم برم با چند تا کارواش قرارداد ببندم! میخوام بهشون بگم میخواین مشتری براتون بیاد؟! ماشین منو بشورین فردا بارون میاد! همه ماشینا گلی میشن و پس فردا صف میکشن اینجا!<br />
&#8220;<br />
گفتم &#8220;عمو. خدا داره با تو حرف میزنه و تو خوابی! خدا داره میگه که وقتی ماشین گلی و لجنی و کثیفت رو شستی، باران رحمت من باریدن می گیرد! دل سیاهت رو بشور تا باران رحمت من بر زندگی تو باریدن بگیرد! چرا پیام رو نمی گیری؟! کارواش چیه؟!&#8221;</p>
<p>خدا با ما حرف می زند! ولی علی (ع) فرمود اونهایی که این حرف ها رو می شنوند و درس و عبرت می گیرن متاسفانه خیلی کم هستن! اگر من و شما اهل موعظه شنیدن و پند شنیدن باشیم، زره زره ی عالم به من و شما درس می دهد.</p>
<p>حسن بصری رو می شناسین؟</p>
<p>در سریال &#8220;جابر بن حیان&#8221;، اون پولداره که دزده میخواست دخترش رو بگیره، اون حسن بصری بود. حسن بصری داشت می مرد. شاگردان بسیار بزرگی هم ایشون تربیت کردند و به اسلام تحویل دادند.<br />
یکی از شاگردای ایشون در لحظات آخر از ایشون پرسید:<br />
&#8220;<br />
استاد؛ میخوام از شما بپرسم که استاد های شما در طول زندگی چه کسانی بودند؟<br />
&#8220;<br />
حسن بصری گفت:<br />
&#8220;<br />
من در طول زندگی اساتید زیادی داشتم ولی سه نفر بهترین و اساسی ترین استادای زندگیم بودند.<br />
<strong>اولین استاد من یک راه زن بود!</strong><br />
هر شب می رفت که قافله ای رو بدزده و مسیری رو ببنده و چیزی به طورش نمی خورد! صبح که می دیدمش می پرسیدم دیشب راهزنی کردی؟ سد راه قافله ای شدی؟ می گفت نه. دیشب که چیزی نصیبم نشد ولی امشب ان شاء الله و به لطف خدا یه قافله بهمون می خوره! و هرشب کارش همین بود که بره و دست خالی برگرده و بگه به لطف خدا فردا یه قافله میزنیم!<br />
و لطف خدا!<br />
[حسن بصری میگه] من خیلی عبادت می کردم ولی نمی دیدم که این عبادت ها ما رو با خدا رفیق کرده باشه. احساس نمی کردم به خدا نزدیک شدم. یک استاد بزرگ من این راه زن بود که به من یاد داد که اگر به نتیجه هم نمی رسیم، آنقدر ادامه بده و به لطف خدا امیدوار باش که به نتیجه برسی.<br />
<strong>استاد دوم من یک توله سگ بود.</strong><br />
یک روز داشتم از مسیری عبور می کردم و بسیار تشنه بودم. رودخانه بود. رفتم کنار رودخانه آب بخورم. توله سگی هم تشنه بود و آمد که آب بخوره. وقتی به کنار رودخانه آمد تصویر خودش رو توی آب میدید. از تصویر خودش میترسید، پارس می کرد و عقب عقب می رفت. 4، 5 باری جلو آمد و از ترس به عقب برگشت.<br />
بعد فکر کرد که این چاره ی کار نیست و اگر میخواد رفع تشنگی بکند، باید مانع را از سر راه بردارد. باید با اون مانع خودش رو مواجه کنه و با فرار کردن به جایی نمی رسه. توله سگ عقب عقب رفت و پرید روی تصویری که توی آب میدید! و وقتی پرید توی آب اون تصویر محو شد و خودش رو سیراب کرد و اومد بیرون. اون توله سگ به من یاد داد که &#8220;با موانع زدگیت رو در رو شو و از مسائل زندگیت گریز نداشته باش&#8221;<br />
<strong>سومین استاد من دختر بچه ای بود.</strong><br />
شب بود و داشت می رفت به سمت مسجد. شمع روشنی در دستش بود. منم از اونجایی که همیشه نگران آتش بازی بچه ها بودم، رفتم جلو و با نگرانی بهش گفتم &#8220;دخترم این شمع رو کی برات روشن کرده؟ [حسن بصری میگه] دوست داشتم که بگه خودم نکردم و من دست به آتیش نمی زنم.<br />
دختر یه لبخندی به من زد و بدون اینکه جواب بده شمع رو فوت کرد و گفت &#8220;همونی که شمع رو روشن کرده، خاموشش کرد الان&#8221; خاموش کننده ی شمع همانی است که آن را روشن کرده بود. و دخترک داشت به سمت مسجد می رفت.<br />
[حسن بصری میگه] ناگهان یک فکری در ذهن من جرقه زد. دخترک به سمت مسجد می رفت و شمعی رو روشن کرده بود و خودش شمع رو خاموش کرد. فهمیدم نوری که در درون ما روشن می شود، اگر در مسیر حق قدم برداریم خدایی هست که آن نور را در درون ما شعله ور می کند. و همون خدا کسی است که اگر از مسیر حق رو به مسیر باطل تغییر بدیم، می تواند اون نور را خاموش بکند.<br />
[حسن بصری میگه] من بعد از این سه تا استاد، صدها استاد داشتم. من با جنگل حرف می زدم. من با رودخانه حرف می زدم. من با حیوانات حرف می زدم و از هر کدوم درسی می گرفتم.<br />
&#8220;</p>
<p>پس دوستان عزیز، همه چیز برای ما حاوی درس و پیام است. از کجا بدونیم که این درس و پیام رو درست گرفتیم؟ اصلا مهم نیست که درس رو درست بگیری یا غلط، مهم این است که پیام بگیری.<br />
شما یه بازی رو که تا حالا انجام نداید، وقتی برای اولین بار به شما قوانین و شرایط یاد داده میشه، دفعه اول شاید در عرض چند دقیقه شما در آن بازنده باشید و شکست بخورید.<br />
دفعه دوم &#8230;<br />
دفعه سوم &#8230;<br />
دفعه چهارم &#8230;<br />
آرام آرام زمان باخت تون رو بیشتر می کنید و به تجربه و مهارت تون اضافه می کنید تا کار به جایی می کشد که شما برنده خواهید بود. داری میری خونه. تو مسیر خونتون، ماشین جلویی شما چرخش میوفته توی جوب. مهم اینه که فکر کنی &#8220;چرا جلوی من باید یک ماشینی چرخش توی جوب بیوفتد؟&#8221; و سعی کنی یه پیامی از این دریافت کنی و درست و غلطش مهم نیست.</p>
<p>اگر شما هر روز شروع به تجزیه و تحلیل آنچه که می بینید و می شنوید و درک می کنید بکنید، آرام آرام ذهن شما به اون مهارتی میرسد که دیگه همیشه برنده ی بازی خواهید بود. در واقع دیگه پیام هایی که می گیرید کاملا درسته.</p>
<p><strong>2) رویداد ها، حاوی برکاتی برای ما هستند.</strong><br />
دوستان عزیز مطالب زیر قصه نیست ها!<br />
حرف هایی که مثل خود شما ها، شاگرد های همین کلاس ها گفتن.</p>
<p>دختر خانمی در تهران می گفت:<br />
&#8220;<br />
من صبح روز عروسی، حالم بسیار شد و خیلی زود رسوندنم به نزدیک ترین بیمارستان و در اورژانس بستری شدم و سرم بهم وصل کردن. سریع چندتا آزمایش و تصویر برداری و کارهای دیگه &#8230;. به من گفتن «شما در شرایطی قرار دارید که دو سه روزی رو باید در بیمارستان مهمان باشید. وضعیتتون بسیار بسیار وخیم است.»<br />
به دکتر ها گفتم «امشب، شب عروسی منه و ما سالن گرفتیم، مردم رو دعوت کردیم!» گفتن «ما تضمینی برای جان شما نداریم. میتونی از بیمارستان بری بیرون ولی این برگه رو امضا کن و برو ولی ما میگیم خطرناک است که شما پات رو از بیمارستان بزاری بیرون.»<br />
دیگه چاره ای نبود جز موندن! موندم ولی شروع کردم زار زار گریه کردن. گریه می کردم ها. تقریبا دو سه ساعتی گریه کردم تا اشک دونم رو خالی کنم!!! [البته اشک دون خانم ها که خالی بشو نیست!!! ماشاء الله به نیل وصله]<br />
از این ور با سرم آب میومد تو بدنم، از اون ور با اشک می ریختمش بیرون. چرخه ی آب!<br />
بعدش دیگه خودم خسته شدم. مُردم اِنقدر گریه کردم. گفتم بذار سرم رو به یه چیزی گرم کنم دردم یادم بره. نگاه کردم دیدم تخت بقلی یه خانمیه که تخت گرفته خوابیده. تخت اون وریش یه خانمی بود بدتر از من. گریه می کرد 180 !!! گفتم این خانمه خوبه.<br />
بهش گفتم «خانم چیه؟؟؟ دردت چیه؟؟؟ گریه می کنی؟؟؟»<br />
گفت «الهی بمیره!»<br />
گفتم «الهی! الهی! کی؟»<br />
گفت «شوهرم!»<br />
یکم با هم حرف زدیم «خوب چرا آخه؟ چی شده؟»<br />
گفت «فلان فلان شده داره هوو میاره سرم!»<br />
<strong>خلاصه حرف زدیم حرف زدیم حرف زدیم حرف زدیم حرف زدیم حرف زدیم؛ دیدم هووش خودمم!</strong><br />
&#8220;<br />
دوستان این قضیه واقعیه.<br />
دقیقا اتفاقی است که در تهران افتاد و این خانم تعریف کرد و وقتی تموم شد همه مرده بودن از خنده. رویداد ها برای ما حاوی برکاتی هستند. ولی این برکات شاید بلافاصله خودشون رو نشون ندن. شاید لازم باشد زمانی بگذرد تا آن برکت دیده بشود. و اگر غر زدی و هر چه بیشتر حالت منفی پیدا کردی شاید اون برکت دیر تر خودش رو به تو نشون بده!</p>
<p>خانمی تعریف می کرد:<br />
&#8220;<br />
من با شوهرم داشتیم میرفتیم عروسی. ماشین بغل دستی ما کنار ما نبود و کمی از ما عقب تر بود. یه موتوری با سرعت خورد به بقل ماشین کناری ما و آینه ی راننده کنده شد و پرت شد جلو. دقیقا از پنجره اومد تو و تق خورد پس گردن من!<br />
من اصرار می کردم که «حالا چیزی نیست، بریم عروسی» شوهرم می گفت «نه! باید بریم بیمارستان» انگار از خداش بود یه بهونه گیر بیاره که نریم عروسی! تو راه بیمارستان من از ته دل گریه می کردم و با خودم می گفتم «خدایا داشتیم می رفتیم کجا چه جوری عکس بگیریم! حالا داریم میریم کجا چه جوری عکس بگریم!»<br />
چون ضربه توی گردن خورده بود و گردن محیطی است که بصل النخاع از اون رد میشه و ضربه به گردن بسیار خطرناکه و میتونه باعث فلج دائم فرد بشه، بلافاصله ایشون رو می برن برای تصویر برداری و اون دوستی که مسئول رادیولوژی بوده، کمی عجله می کنه.<br />
(اونهایی که تا حالا رفتن رادیولوژی و ازشون تصویر گرفتن، میدونن که خیلی دقت می کنن که دقیقا اون محلی رو که پزشک خواسته تصویر بگیرن) و چون ضربه در گردن بوده و مسئول رادیو لوژی کمی عجله می کند، تصویری که گرفته میشه از گردن و بخشی از سر گرفته میشه.<br />
پزشک ها میگن خانم در گردن شما چیزی نیست ولی این قسمتی از سر شما که در عکس افتاده یه لکه مشکوکی را می بینیم. بلافاصله شما باید اسکن بشید. بعد از اسکن دکتر ها میگن خانم یک لکه خونی در سر شما وجود دارد که اگه همین الان عمل نشه، حداکثر تا یک هفته ی دیگه شما را می کشد. این لکه هم هیچ ارتباطی به ضربه گردن شما ندارد.<br />
رویدادها برای ما حاوی برکت اند، انقدر جزع و فزع می کنیم، نمی زاریم برکت خودش رو به شما نشون بده.</p>
<p>یه خانمی می گفت:<br />
&#8220;<br />
اون اوایل که من ازدواج کردم. انقدر شوهرم بابا و مامانم اینا رو تحویل می گرفت. بعد از اینکه ازدواج کردیم گفت اگه خونه ی بابات بری قلم پات رو خرد می کنم!!! چشم دیدن بابات رو ندارم! من هر کلک زنانه ای بلد بودم میزدم تا بتونم مامانم اینا رو ببینم.<br />
با خودم گفتم بذار یه کلکی سوار کنم! یه روز وقتی شوهرم از در اومد، شکمم رو گرفتم و داد زدم &#8220;آی دلم آی دلم &#8230;.&#8221; می گفت: چته؟<br />
می گفتم: نمیدونم! فقط درد دارم.<br />
<strong>- بریم دکتر؟</strong><br />
- نه!<br />
<strong>- ای بابا اگه درد داری بریم دکتر دیگه!</strong><br />
- نه حالا ببین یکم خوب شدم. میگم زنگ بزنم مامانم بیاد بهم سر بزنه؟<br />
<strong>- پاشو پاشو بریم این جور نمیشه.</strong><br />
ما رفتیم دکتر و دکتر گفت خانم دردت کجاست؟<br />
<strong>الکی گفتم شکمم.</strong><br />
دکتر دستور عکس برداری داد.<br />
عکس رو که گرفتیم، دکتر گفت خانم یه غده ای در شکم شما هست که اگر عمل نشود، به محض اینکه غده باز بشه و در بدنتون ترشح بکند شما را خواهد کشت.<br />
به شوهرم گفتم میشه بری یه لحظه بیرون!<br />
وقتی رفت بیرون گفتم آقای دکتر به خدا فیلم بود!<br />
گفت خانم من به فیلم شما کار ندارم، این عکس و این هم غده.<br />
و من بعد از عمل به شوهرم گفتم که دروغ گفته بود و شوهرم به شکرانه ی اینکه من به واسطه ی اون دروغ و محبت به خانواده ام از یک بلا نجات پیدا کردم، انقدر رابطه اش با مامانم اینا خوب شد که ما الان طبقه دوم مامانم اینا زندگی می کنیم!</p>
<p>دوستان عزیز ! همه ی رویداد ها برای ما حاوی برکاتی هستند، صبور باش و انتظار بکش تا اون برکت رو ببینی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1325/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1325&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g15/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه چهاردهم / وقتی انرژی ها ما را هدایت می کنند !</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g14/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g14/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2011 03:34:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1323</guid>
		<description><![CDATA[و اما تا اینجا من گفتم که حضور آدم ها در زندگی من و شما اتفاقی نیست! حالا می خوایم بگیم هیچ رویدادی در زندگی ما تصادفی شکل نمی گیرد! طبق قانون جذب رویداد هایی جذب زندگی ما می شوند &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g14/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1323&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>و اما تا اینجا من گفتم که حضور آدم ها در زندگی من و شما اتفاقی نیست! حالا می خوایم بگیم هیچ رویدادی در زندگی ما تصادفی شکل نمی گیرد! طبق قانون جذب رویداد هایی جذب زندگی ما می شوند که ما حواس مون رو به اون رویداد جلب کردیم.<span id="more-1323"></span></p>
<p><strong>قدرت جذب در حسی است که در فکر ما نهفته است.</strong><br />
وقتی میگی &#8220;خسته نباشین&#8221; چی رو جذب می کنیم؟ خستگی رو وقتی میگی &#8220;به مشکلاتت فکر نکن&#8221; چی رو جذب می کنیم؟ مشکل رو وقتی به یکی میگی &#8220;نیمه پر لیوان رو ببین!&#8221;، دقیقا داری بهش میگی به نیمه ی خالی لیوان فکر کن! این غلط ترین توصیه است! نیمی از لیوان پر از آب است و نیمی از لیوان پر از هواست! ما باید بگیم همه ی لیوان رو ببین! اصلا خالی وجود نداره! وقتی میگن نیمه پر لیوان رو ببین، ذهن تو خودکار داره کشیده میشه به جذب دردسر!<br />
&#8220;عصبانی نشو&#8221;<br />
&#8220;عجله نکن&#8221;<br />
&#8220;با قیچی بازی نکن&#8221;<br />
&#8220;دیر نکنی ها&#8221;<br />
همه ی اینها یعنی جذب دردسر!<br />
این ها باعث میشه که ما چیزی رو جذب کنیم که بهش تمایل نداریم. من و شما باید یاد بگیریم به جای اینکه ذهن مون رو درگیر چیز هایی بکنیم که نمی خواهیم، ذهن مون رو معطوف کنیم به چیز هایی که می خواهیم. ما چیزی رو جذب می کنیم که فکر ما روی اون متمرکز شده باشه و متاسفانه فکر ما معمولا روی منفی ها متمرکز است.<br />
تو رو به خدا جذب درد سر بسه! تو رو به خدا بلا خواهی از کائنات بسه! مشکلات در درون ذهن من و شماست. و بذارین طنز بزرگ زندگی رو براتون تعریف کنم.<br />
طنز تلخ و بزرگ زندگی من و شما اینه:<br />
<strong>&#8220;مشکل رو در ذهن مون خلق می کنیم و انرژی هامون رو به دنبال جذب اون مشکل می فرستیم!&#8221;</strong><br />
ما خالق درد سر هامون هستیم. من اصلا و ابدا سیاسی نیستم ولی بذارید یه مثال بزنم که ببینید ما خودمون برای خودمون دردسر ایجاد می کنیم. لطفا برداشت سیاسی هم نکنید!<br />
ما داریم بحث تکنیک های موفقیت می کنیم. آقای احمدی نژاد رییس جمهور شد. وزارت بهداشت در اولین اطلاعیه هایی که داد گفت &#8220;مردم سبزی نخورید، وبا شیوع پیدا کرده&#8221;.<br />
من رفته بودم یکی از میادین تره بار میوه بخرم. یه خانمی حدود شاید 15 کیلو سبزی خرید! یه خانم دیگه ای بهش گفت &#8220;آخه خانم این چه کاریه که می کنی! خطرناکه ها! می میری ها!&#8221; خانمه برگشت گفت: &#8220;ولشون کن پدر سوخته ها! دروغ میگن! بمیرن همشون! این فلان فلان شده ها میخان حواس ما رو به سبزی پرت کنن، نفهمیم احمدی نژاد چی کار می کنه!&#8221;<br />
خوب دوستان مرغ پخته هم تو قابلمه می خنده به این حرف! من سه روز تو خونه داشتم فکر می کردم &#8220;رابطه ی سبزی و احمدی نژاد چیه؟!&#8221; دیدم با هیچ چسبی این دو تا به هم نمی چسبن.<br />
خوب عزیز من وبا اومده، نخور دیگه. حالا احمدی نژاد بخواد یه کاری بکنه باید تو رو سرگرم به سبزی بکنه! این آدم با فکر منفیش و ارسال انرژی منفیش داره چی رو برای خودش جذب میکنه؟ دردسر را.</p>
<p><strong>سوال:</strong><br />
<strong>آیا در شهر شما گرانی و تورم هست یا نیست؟</strong></p>
<p>هر کی بگه نیست، دروغ میگه، این که نباشه مگر در خواب، یه واقعیته که هست! ولی اگر ما شروع کنیم به فحش دادن، آیا قیمت ها میاد پایین می کنه؟</p>
<p>مثلا یه کلاس برگزار کنیم و توش هی فحش بدیم، بعد به آخر جلسه که برسیم، مردم بیان بگن خدا خیر تون بده شما 200 نفر با این کلاسی که برگزار کردید و فحش هایی که دادید باعث شدید که گوشت بشه کیلویی 5 هزار تومان!</p>
<p>اگه میشه بگید تا به جای یکی، 4 تا کلاس بگذاریم ؟ بعد اون وقت گوشت میشه کیلویی هزار تومان! اصلا یه کلاس کمه، یه دوره راه می ندازیم تا گوشت صلواتی بشه!</p>
<p>دوست من ! فحش من و شما که چیزی رو کم زیاد نمی کنه. آدم های این دوره و زمونه فکر می کنن وقتی که میرن تو مهمونی، هر چی بیشتر فحش بدن، فهم و درک سیاسی شون بیشتر! مثلا اگه اون به 6 تا نماینده مجلس فحش میده، من برای اینکه بگم سواد سیاسیم بیشتر به 10 تا وزیر فحش میدم!<br />
یعنی دیگه من چقدر با سوادم! خوب عزیز من فحش تو که به کسی نمیرسه! مثلا من اگه به یه وزیر فحش بدم چی از اون کم میشه؟! هیچی؛ فقط انرژی منفی من میره و برام درد سر میاره. ما خالق درد سر های خود مون هستیم!</p>
<p>&nbsp;<br />
<strong>صبح داره از درد خون شون میره سر کار:</strong><br />
-: داری میری کجا؟<br />
<strong>+: دنبال بدبختی هام! کجا! میرم یه خاکی تو سرم کنم! میرم بمیرم! کجا! میرم قبرستون!</strong><br />
خوب برو، از در که میره بیرون با سر میره تو جوب.<br />
<strong>+: دیدی گفتم! زندگی نیست! من باید برم کانادا!</strong><br />
کانادا هم که بره، توی جوب های کانادا میره.<br />
عزیز من داستان یک جای دیگری است.<br />
<strong>خیلی ساده است؛ داستان اینه که فکر منفی شما میره و درد سر و بلا رو برامون جذب می کنه.</strong><br />
توی بحث نگرانی مثال هایی رو که زدیدم رو یادتون هست؟ انرژی منفی نگرانی من شما باعث میشه دردسر ها رو جذب کنیم. مثال خانم صاحب خانه ای رو که به مستاجر ها فحش می داد رو یادتون بیارید!<br />
به اون دوست مون گفتم که عزیز من تو الان پیش من وایسادی و داری به فحشی که امشب می خوری فکر می کنی! انرژی تو برات فحش جذب می کنه.<br />
فکر به اهانت میره خود اهنت رو جذب می کنه.</p>
<p><strong>ما آدم ها مثل کسی می مانیم که کلی پول میزاریم تو جیب مون و صبح تا شب میریم بازار و چیز هایی رو که دوست نداریم میخریم! شب هم میشینیم نگاه شون می کنیم و می گیم &#8220;آخه من که اینا رو دوست ندارم!&#8221;ما توی زندگی مون با انرژی هامون داریم چی رو جذب می کنیم؟</strong><br />
بلا و دردسر رو جذب می کنیم. انرژی ما درکائنات صرف خرید درد سر می شود. عکس این قضیه هم صادق است. خداوند در قرآن فرمودند: &#8220;شکر کن تا نعمتت را زیاد کنم&#8221;. وقتی شکر می کنی انرژیت مثبت است یا منفی؟</p>
<p>مثبت؛ این انرژی مثبت دنبال جذب پر تراکم مثبت است. دنبال جذب نعمت و روزی است.</p>
<p>دوستان عزیز داشتیم از قانون جذب صحبت می کردیم. گفتیم که همه چیز انرژی داره. و حسی که پشت فکر ما هست، چیز ها رو برامون جذب می کنه. گفتیم باید اون چیز رو باور کنی که انرژیت قدرت جذبش بالا بره و سریع عمل کنه.<br />
گفتیم در جذب، نسبت به آنچه که شما به آن فکر می کنید، آنچه که جذب می کنید بیشتر خواهد بود. گفتیم که ما آدم هایی رو جذب می کنیم که مشابه خود ما هستند و پر رنگ تر از ما هستن بنابراین اگر می خوای انسان خوبی وارد زندگیت بشه،( به عنوان شریک زندگی، به عنوان همکار، به عنوان هم کلاسی، به عنوان همسایه و &#8230;) باید خوبی ها رو زندگی کنی.<br />
هیچ چیز اتفاقی نیست.</p>
<p>اگر در آپارتمانی زندگی می کنی که تمام واحد های اون هر روز دعوا دارن، مطمئن باش انرژی خود شما این واحد رو برات پیدا کرده و مقرر کرده که شما در این واحد ساکن بشی. حالا اگر تو یه فردی شدی که آرامش رو زندگی کردی، خوبی رو زندگی کردی، اتوماتیک انرژی تو، تو را در جایی (محل کار، خانه، دانشگاه و &#8230; ) می برند که همه چیز آرام و خوب است.<br />
شریک زندگی ای پیدا می کنی که خوب و آرام است. پس خوبی ها رو زندگی کنید تا آدم های خوب رو بتونیم به سمت خودمون بکشیم.<br />
دوستان من الان وارد این بحث میشیم که هیچ حادثه ای در زندگی من و شما اتفاقی نیست و تک تک حوادث را، ما، با فکر و ذهن مون ایجاد می کنید و به وجود میاریم!<br />
در حقیقت من امروز تعیین می کنم که فردا برام چه اتفاق هایی بیوفته.</p>
<p><strong>دوستان عزیز</strong><br />
حرف ما اینه که ما آدم ها باید یاد بگیریم به آنچه که می خواهیم، فکر کنیم؛ نه به آنچه که نمی خواهیم! چون در هر دو صورت ما آن چیزی را جذب می کنیم انرژی ِ فکر شما به دنبال جذب آن چیز است. ما به جای اینکه به تنش ها فکر کنیم، باید خواسته هامون رو مورد توجه و در خط مقدم ذهن مون قرار بدیم.</p>
<p>دوستان در زمان جنگ، خیلی ها خودشون رو به هر طریقی که می شده می رسوندن به خط مقدم جبهه. به خاک ریز اول. خواستن هم باید این طوری باشه. خواسته اگه در خط مقدم ذهن قرار بگیرد ما به سادگی آن را جذب می کنیم.<br />
و اگه این طور بشود، یه دفعه می بینیم که سر و کله ی یه چیز هایی تو زندگی مون پیدا میشه که سال ها انتظارش رو می کشیدیم. توی بحث ضمیر ناخودآگاه اشاره کردیم؛ رادیو رو روشن می کنی، مجری دقیقا داره پاسخ سوالی رو میده که ذهن تو به اون درگیره.<br />
انرژی ها کاملا هوشمندانه، شما رو به سمت چیزی هدایت می کنن که بهشون فکر می کنید. اگر فکر کنی به چیزی که دوستش نداری، دقیقا آن رو جذب می کنی و اگر فکر کنی به چیزی که دوستش داری، دقیقا آن چیز رو جذب می کنی. رویداد های زندگی من و شما آینه ای می شود که تفکرات ذهنی من و شما را به سمت ما باز بتاباند.<br />
<strong>توی بحث ضمیر ناخود آگاه گفتم که:<br />
- با دوست منفی رفاقت نکنید.<br />
- صفحه حوادث مجله رو نخونید.<br />
- فلان نوار رو گوش نکنید.<br />
- فلان مجله رو نخونید.<br />
- &#8230;.<br />
چرا؟</strong></p>
<p>&nbsp;<br />
چون دقیقا آن ها در کانون توجه قرار می گیرند و ما آن ها رو جذب می کنیم. شما چیزی رو در زندگی جذب می کنی که به آن چیز بیشتر فکر و توجه کنید. متاسفانه نوک ِ پیکان ِ فکری ما دائما به سمتی نشانه رفته که آن چیز رو نمی خوایم.<br />
تلفن میزنه به مادرش:<br />
- مامان چطوری؟<br />
- مشکلی نداری؟<br />
- جاییت درد نمی کنه؟<br />
- &#8230;.<br />
می بینید چقدر بامزه ایم!<br />
با این کار مشکل و درد را برای مادرش خلق می کنه.</p>
<p>میگه:<br />
- نمی خوام تحقیر بشم.<br />
- نمی خوام مردم دستم بندازن.<br />
- نمی خوام کسی مسخره ام کنه.<br />
- &#8230;.<br />
و دقیقا تحقیر میشه و دستش میندازن و مسخره اش می کنن.<br />
.<br />
.<br />
به هر آنچه که فکر کنی، آن چیز رو جذب می کنید.<br />
.<br />
.<br />
- از کارم متنفرم.<br />
- از فلانی حالم بهم می خوره.<br />
- می خوام از شر فلان چیز راحت بشم.<br />
- خسته شدم از این زندگی.<br />
- چقدر تو ترافیک بمونم.<br />
- همه اش درد، همه اش بیماری.<br />
- &#8230;<br />
و دقیقا این ها رو بیشتر توی زندگیش جذب می کنه.</p>
<p>دوست من وقتی من و شما به چیزی که نمی خواهیم فکر کنیم، دقیقا داریم به کائنات میگیم ما همین رو می خوایم. از نظر کائنات، ما به چیزی که فکر می کنیم، آن را می خواهیم.<br />
یه دوست کاسبی تعریف می کرد:<br />
&#8220;<br />
من چک های برگشتیم رو، اون هایی که رو دستم باد کرده، گذاشتم زیر شیشه. هر کسی میاد و میخواد چک بده، این چک ها به من هشدار میده که، چک نگیری ها! کلاه سرت میره! پاس نمیشه ها!<br />
&#8220;<br />
گفتم تو داری دقیقا به کائنات میگی:<br />
- من چک های برگشتی بیشتری رو می خوام.  &#8211; من آدم هایی رو می خوام که بیان و سرم کلاه بزارن.</p>
<p>دوست من به جای اینکه بذاری شون زیر شیشه، ببر و بده به خانمت و بگو &#8220;خانم این ها رو یه جایی بذار که دم دست باشه. همین روزاست که بنده های خدا میان بدهی شون رو بدن&#8221;<br />
ولی وقتی میذاری شون زیر شیشه میز، انرژی های تو کلاهبرداری های بیشتری رو به سمتت جذب می کنن.</p>
<p>یکی میگه &#8220;انقدر بدم میاد از آدم هایی که فلان طور باشن!&#8221;<br />
این شخص داره آدم های آن گونه رو جذب می کنه.</p>
<p>طرف میگه &#8220;<strong>فلان کار نشدنیه. اگر هم بشه انقدر دردسر داره</strong>!&#8221; این شخص داره برای رسیدن به آن خواسته، برای خودش جذب دردسر و سختی و بلا میکنه.</p>
<p>وقتی فکر می کنی که شرایط زندگی تو بد است، داری بدی های بیشتری رو به سمت زندگی جذب می کنی. وقتی افراد با من صحبت می کنن، دقت که می کنم می بینم تمام حرف هاشون از بدی ها و منفی ها و زشتی های زندگیشونه.<br />
بیشتر در مورد بدی های دوستش میگه. بهشون میگم یه لیست بنویس از خوبی های دوستت و به خوبی های او فکر کن و ذهنت رو متوجه کارهای مثبت او بکن و به طرز خارق العاده ای خواهی دید که مثبت های او پر رنگ تر میشه.</p>
<p>اگر ما خودمون را با چیزی که نمی خوایم، رو در رو بکنیم، در واقع داریم کاری می کنیم که اون ها مثل یک سد محکم جلوی ما بایستند.</p>
<p>دختر خانمی که نامزد بود، یه نامه نوشته بود به من و ازم خواسته بودن که چطور می تونه زندگیش رو بهتر بکنه. چیزی که می نویسم واو به واو نامه ی ایشونه. ببینید که چطوری ما خودمون رو در زندگی بدبخت می کنیم!</p>
<p><strong>ایشون نوشته بود که:</strong><br />
&#8220;<br />
همیشه نگران بودم که آیا می توانم در کنار یک مرد، زندگی آرام و بی دغدغه ای داشته باشم؟! الان به جایی رسیده ام که فکر می کنم، محبت کردن، با احساس بودن و انسان بودن، اشتباه است! و از زندگی خسته شده ام. می ترسم که نتوانم زندگی آرام و پر احساسی داشته باشم. از عادی شدن زندگی بعد از یک مدت، از محو شدن عشق و محبت در زندگی، از اینکه در زندگی مشترکم شاهد این باشم که ذره ذره آب می شوم و از زندگی بدون امید و بدون تلاش بیزارم. همه به من می گویند با شرایط روحی بدت و اوضاع اقتصادی جامعه، فقط باید مثل یک ربات کار بکنی و دیگر زمانی برای زندگی و عشق ورزی باقی نمی ماند. من از این حالت بیزارم. از زندگی آینده ام می ترسم. از شروع زندگی هراس دارم. از تکراری بودن و یک نواخت بودن زندگی ام می ترسم&#8230;..<br />
&#8220;<br />
این آدم داره چی رو جذب می کنه؟</p>
<p>تمام درد سر های عالم رو به زندگیش جذب می کنه.<br />
خوب بگو:<br />
&#8220;<br />
<strong>من دوست دارم زندگی عاشقانه ای داشته باشم. من دوست دارم همسر پر احساسی داشته باشم. من دوست دارم در زندگی آرام کنار همسرم، این رو داشت باشم &#8230; اون رو داشته باشم &#8230;.&#8221;</strong></p>
<p>باز هم تکرار می کنم. روی چیزی که می خواهی به آن برسی، متمرکز بشو؛ نه روی چیزی که نمی خوای به اون برسی! آگاهانه و با یک حس قشنگ و دلچسب، فکر کنم که از زندگیت چی می خوای؟ یادت باشد، انرژی تو آنچه را که به آن فکر می کنی برای تو جذب می کنه. چه فکر درست، چه فکر غلط! چه فکر مثبت، چه فکر منفی!<br />
و وقتی به یک چیز مثبتی فکر کردی و از درون از این فکر مثبت لذت بردی، کائنات اون چیز رو برات پدیدار میکنه و جلوی چشمت نمایانش می کنه.</p>
<p>به جای اینکه فکر کنی به اینکه &#8220;<strong>نباید رفتارشون با من این طور باشه</strong>&#8220;، فکر به این که &#8220;<strong>رفتارشون باید با من چطور باشه</strong>.&#8221; به جای اینکه به بدهی هات فکر کنی، به حس قشنگی فکر کن که بعد از پرداخت همه ی بدهی هات و پاس شدن اون چک ها داری. از الان خودت رو در اون عالم ببین.<br />
به طرز کاملا شگفت انگیزی، علل و عواملی رقم می خوره که تمام چک های تو پاس بشه. به جای اینکه فکر کنی که این بیماری تو را از پا می ندازه، به آینده ی نزدیکی فکر کن که سالم هستی و پر انرژی و شاداب هستی و داری زندگی می کنی.</p>
<p>بعضی ها هم که انقدر بامزه ان که برای تفکرات منفی و غلطشون با دیگران شرط هم می بندن! این ها انقدر با حالن که آدم میخواد لپشون رو گاز بگیره!</p>
<p>- حالا ببین! اگه امروز یه اتفاقی نیوفتاد که حال ما رو بگیره! حالا ببین!<br />
بعد هم که اتفاقه میوفته:<br />
- دیدی! دیدی! می دونستم!<br />
چی چیو میدونستم!<br />
تو خودت داری با انرژیت اون اتفاق بد رو رقم میزنی.</p>
<p>- من که می دونم! امروز تو اداره با فلانی درگیر میشم! شرط! (دستش رو دراز می کنه که با همکارش شرط ببنده)<br />
بعد که میزنن هم دیگه رو له می کنن:<br />
- دیدی! دیدی گفتم!</p>
<p>-ما می تونیم این طور فکر کنیم که &#8220;نمی تونم!&#8221;، &#8220;نمیزارن!&#8221;، &#8220;نمیشه!&#8221; و تک تک این ها آفریده می شوند! زندگی من و شما آن گونه خواهد بود که ما آن رو خلق می کنیم. دوست من، زندگیت رو در آینه ی ذهن، درست خلق کن. به زندگی ایده آلت فکر کن.<br />
خودت رو در اون زندگی احساس کن، مثلا ماهی ای که شناور در تنگ آب است. با عمق وجودت اون زندگی قشنگ رو حس کن و به انتظار معجزه بنشین. آن هم در زمان بسیار کوتاه، مثلا یک ماه! نه اینکه 10 سالی به انتظار بنشینی ها! نه! معجزه می کند در زمان بسیار کوتاه!</p>
<p>نتیجه ای که گرفتیم:<br />
اتفاقات پیرامون ما به واسطه ی انرژی های ما رقم می خورد و شکل می گیرد. خودمون خالق اتفاق های زندگی فردا و پس فردا مون هستیم. پس لطفا اتفاقات رو خوب خلق کن.</p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1323/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1323/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1323&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g14/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه سیزدهم / دور و بر ما یعنی خود ما !!</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g13/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g13/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Feb 2011 03:32:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1321</guid>
		<description><![CDATA[دوستان عزیز من و شما با چه چیزی محیط پیرامونمون رو درک می کنیم؟ حواس پنج گانه. لمس می کنیم. می بینیم. می شنویم. گوش می کنیم. می چشیم. آیا حواس پنج گانه قادر به درک همه چیز هست؟ مثلا &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g13/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1321&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوستان عزیز من و شما با چه چیزی محیط پیرامونمون رو درک می کنیم؟</p>
<p>حواس پنج گانه.<br />
لمس می کنیم. می بینیم. می شنویم. گوش می کنیم. می چشیم.<span id="more-1321"></span></p>
<p>آیا حواس پنج گانه قادر به درک همه چیز هست؟</p>
<p>مثلا من الان میتونم هوا رو ناز کنم و لمسش کنیم.</p>
<p>مثلا بگم &#8220;وای چه هوای نازی!!!&#8221; دوستان عزیز<strong> آنچه که ما می تونیم با حواس مون درکش کنیم بهش می گیم &#8220;متراکم&#8221; یا &#8220;پر تراکم</strong>&#8220;.</p>
<p>مثلا من میتونم تخته ی کلاس رو ببنم و حسش کنم پس تخته از نظر علم فیزیک متراکم یا پرتراکم است. ولی هیچ کدوم از ما نمی تونیم هوا رو ببینیم پس هوا از نظر علم فیزیک کم تراکم است. الان من دارم به چیزی فکر می کنم آیا کسی از شما می تونه فکر من رو ببینه؟<br />
پس فکر من کم تراکم است.<br />
<strong>یه قانونی داریم به نام &#8220;قانون جذب&#8221;.</strong><br />
قانون جذب میگه که هر کم تراکمی به دنبال جذب پر تراکم مشابه خودش می گردد. خوب طبق قانون جذب وقتی من به ماشین فکر می کنم (فکر من کم تراکم است) خود ماشین (پرتراکم است) را جذب می کنم.</p>
<p><strong>دوستان گفتیم &#8220;قانون جذب&#8221; نگفتین &#8220;نظریه ی جذب&#8221;.</strong></p>
<p>قانون یعنی چیزی که صحت و سقمش مشخص شده است.</p>
<p>انیشتین میگه &#8220;تا چیزی حرکت نکند، هیچ اتفاقی نمی افتد&#8221; همه ی اتفاقات عالم ناشی از حرکت است. نظر انیشتین رو فیزیک کاملا پذیرفته. قبلا هم گفتیم که از بدن ما انرژی هایی ساطع میشه و حرکت می کنند و می روند و بر می گردند و در مسیر رفت و برگشت اتفاقاتی رو شکل می دهند.</p>
<p>انرژی های ما در شکل کم تراکم در کائنات حرکت می کند و در این مسیر پر تراکم مشابه خودشون رو جذب می کنن. انرژی های من و شما در عالم گسترش پیدا می کنند و به واسطه ی رفت و آمد شون در عالم، زندگی من و شما رو گسترش میدن.</p>
<p>افکار من و شما زندگی من و شما رو شکل میده چون به محظ اینکه به چیزی فکر می کنیم، چه مثبت و چه منفی، انرژی ما با بار مثبت و منفی به سمت اون چیز حرکت می کند. انرژی های من و شما دائم در حال تبادل اطلاعات هستند. این جزو آخرین یافته های فیزیک در دنیاست و این تبادل اطلاعات بین انرژی ها خیلی چیزها رو شکل میده.<br />
<strong>و اما سه نکته ی مهم درباره ی انرژی:</strong></p>
<p><strong>1)</strong> <strong>در هر فکر من و شما یک حس نهفته است</strong>. ممکن است دو نفر به یک موضوع یکسان فکر کنند ولی با دو حس متفاوت و کاملا جدا! یکی با حس مثبت و یکی با حس منفی.<br />
آن چیزی که عامل اساسی جذب انرژی های من و شماست حسی است که در پشت فکر مون قرار دارد و نه خود فکر.</p>
<p><strong>مثال:</strong><br />
یه نفر می خواد عبارات تاکیدی بگه. میگه &#8220;روز به روز من به خونه مورد نظرم نزدیک تر می شوم.&#8221; اگر حس خوبی نسبت به این جمله داشته باشه (یعنی وقتی جمله رو میگه از بیان این جمله لذت ببره) قانون جذب اتفاق می افتد. انرژی کم تراکم دنبال جذب انرژی پر تراکم مشابه خود میره. (برای این فرد میشه خونه) اما اگر حس خوبی نسبت به این جمله نداشته باشه، فکر قوی زیاد خوب کار نمی کنه.</p>
<p>یادتونه در بحث عبارات تاکیدی چند تا شرط گذاشتیم. یکیش این بود که عبارات تاکیدی باید به جان و دل تون بشینه و بچسبه! باید کیف کنید ازش! خلاصه باید با عبارت حال کنید! و دلیل اینکه می گفتیم عبارت رو خوتون باید پیدا کنید این بود که هیچ کس به غیر از خود شما نمی تواند بفهمد که چه عبارتی حس قشنگی رو در شما به وجود میاره.<br />
<strong>2) سرعت جذب پر تراکم ها ارتباط مستقیمی دارد با باور من و شما.</strong></p>
<p>هر چه باور قوی تر، قدرت جذب قوی تر. یکی میگه &#8220;من روز به روز به خونه ام نزدیک تر می شوم&#8221; بعد تو دلش میگه &#8220;ای بابا؛ با حلوا حلوا که دهن شیرین نمیشه!&#8221; این شخص ممکن است به سختی به خواسته اش برسه.<br />
<strong>3) انرژی که شما می فرستید، آنچه را که جذب می کند، بسیار پر رنگ تر از آن انرژی است که شما فرستاده بودید.</strong></p>
<p>یه انرژی منفی میفرستی، سه ماه درگیری منفی پیدا می کنی. یه انرژی مثبت می فرستی، سه ماه همین جوری پشت سر هم برات نعمت میاد. یکی از قوانین کائنات این است که آنچه که می کاری کمتر و آنچه که درو می کنی بیشتر است.</p>
<p>اگر دانه ی گندمی بکاری، خوشه ای درو می کنی که کلی دانه ی گندم در خودش داره. اگر تخم هندوانه ای بکاری، از این تخم بوته ای بیرون میاد که این بوته هفت هشت تا هنداوانه دارد و هر کدوم از این هندوانه ها چهل پنجاه تا تخم درمیاد.</p>
<p>پس این طور نیست که من یه انرژی منفی بدم و انرژیم یه دونه دردسر جذب کنه یا یه انرژی مثبت بدم و کائنات یه لطف بهم بکنه.</p>
<p><strong>و اما بحث اصلی!</strong><br />
بذارید ببینیم که چطور میشه در دنیایی که 6.5 نیم میلیارد جمعیت داره، یک نفر میشه همسر بنده! فرقی نمی کنه که همسر من از کدوم شهر دنیا باشه (تهران، تبریز، اصفهان، پاریس، لس آنجلس و &#8230;) چطور میشه که توی این همه آدم این شخص میشه همسر بنده؟</p>
<p>چطور میشه که در این 6.5 میلیارد نفر، 10 یا 20 نفر میشن رفقای صمیمی من؟</p>
<p>مولانا شعر قشنگی دارد:</p>
<p><strong>ای بسا عیبی که بینی در کسان &#8230; خوی تو باشد در آن ها ای فلان<br />
اندر ایشان تافته هستی تو &#8230; از نفاق و ظلم و بد مستی تو</strong><br />
مولانا میگه عیبی که از اطرافیان میگیری، چه بسا دونه دونه ی این ها، عیب های خودت باشه! و دقیقا این مطلب درست است! چیزی است که امروز فیزیک کوانتوم این رو اثبات کرده است. ما آدم هایی رو به سمت خود مون جذب می کنیم که پر تراکم خودمون هستند.</p>
<p>مثلا من بچه که بودم همچین یه هوا با مادرم لجبازی می کردم. فقط یه هوا!</p>
<p>انرژی های ما می گردن و دنبال یه آدم سوپر لجباز ِ لجبازپور ِ لجباز نسب ِ لجباز زاده ی لجبازیان ِ&#8230;&#8230;.. انرژی ها یه لجبازی برام میارن که من حالم از لجبازی بهم بخوره! اگر من 20 درصد لجباز باشم، انرژی من دنبال جذب یه آدم 200 درصد لجبازه!</p>
<p>اگر من 30 درصد مهربون باشم، انرژی من دنبال جذب یه آدم 300 درصد مهربونه!!! (وای که چه مزه ای میده)<br />
یکی برای دوستش تعریف می کرد:</p>
<p>- میدونی من چطور ازدواج کردم؟<br />
- نه!<br />
- من با مامانم اینا رفته بودیم کفش بخریم، خب!<br />
- خب!<br />
- اونم با مامانش اینا اومده بود کفش بخره، خب!<br />
- خب!!<br />
- من تو ویترین گفتم &#8220;مامان کفش شماره ی 18&#8243;، خب!<br />
- خب!!!<br />
- اونم گفت &#8220;مامان کفش 180&#8243;، خب!<br />
- خب!!!!<br />
- من به خودم گفتم &#8220;وای چه تفاهمی، فرق ما فقط یه صفره، صفر هم که ارزشی نداره&#8221; خب!<br />
- خب!!!!!<br />
- توی مغازه من نشستم رو صندلی این وری، اونم نشست رو صندلی اون وری، خب!<br />
- خب!!!!!!<br />
- کفشها رو که آوردن، همین که ما دولا شدیم پاشنه ی کفش ها رو بکشیم، چشامون گره خرد تو هم و شدیم زن و شوهر!</p>
<p>دوست من کسی که وارد زندگی ما می شود، شانسی نیست! یه نفر وارد زندگی من و شما می شود که پرتراکم تفکرات و رفتار ها و احساسات خود ماست. هر انرژی ای در کائنات در به در جذب متراکم خودش است.</p>
<p>بعضی ها می پرسن که &#8220;آقای فرهنگ به نظر شما همسر آینده من کی میشه؟&#8221; بهشون میگم &#8220;یکی مثل خودت ضرب در N !&#8221;<br />
اگه اهل دروغ و حقه بازی هستی احتمالا یکی از طایفه هند جگر خوار!</p>
<p>شاید پیش خودتون بگید که بر عکسه یا اینکه مثلا فلان زن و شوهر رو می شناسید که این قضیه در مورد شون صادق نیست. اجازه بدید این بحث رو به آخر برسونیم، در طی بحث یه آزمایش هایی داریم که ثابت می کنیم که این قضیه کاملا صادق است!<br />
ورود یک آدم فوق العاده بی تعهد در زندگی ما دلیل کم تعهدی ماست در زندگی. بعضی ها کیسه زباله میگیرن تو دستشون و توی خیابون راه میوفتن:<br />
- اه اه اه اه!<br />
- چیه؟<br />
- آقا همه ی عالم رو مگس گرفته!<br />
- خوب معلومه تا موقعی که کیسه زباله گرفتی دستت، همه ی مگس ها شماره موبایل میدن!<br />
کسی که انتظار گل می کشد باید بوی گل بدهد.<br />
مگه میشه با زباله راه بیوفتی بعد منتظر پروانه باشی! با زباله مگس میاد!<br />
ما کسی رو جذب می کنیم که شبیه خودمان است. بعضی ها تا حالا هشت بار ازدواج کردن و یکی از یکی بی ریخت تر. بعد میرن مشاوره میگن &#8220;اقای فرهنگ به نظرتون نهمی رو قبول کنیم؟&#8221; متاسفانه باید بگیم که اگر تو 900 تا ازدواج هم بکنی باز هم بی ریخت میشه. میدونی چرا؟</p>
<p>چون تو آدم هایی رو جذب می کنی که شکل خودت هستن. تو وقتی از نفر اول جدا شدی فقط همه ی تقصیر ها رو انداختی گردن او و خودت شدی علیه السلام! و تو همون آدم قبلی هستی و انرژی های تو یکی پررنگ تر از خودت رو برات میارن! باز هم زندگیت بی ریخت می مونه.</p>
<p>عزیزم تا تو این هستی ازدواج هات بی ریخت می ماند. مگر اینکه تو عوض بشی تا انرژی هات چیز دیگری را به سوی تو جذب کند. آقا و خانم هایی که میخواید ازدواج کنید و دنبال شریک خوبی می گردید، لطفا خوبی ها رو زندگی کنید. الکی هم شعار نده.</p>
<p>انرژی های تو اتوماتیک میرن برات خوب ها رو جذب می کنن. تو فقط خوبی ها رو زندگی کن. آدم هایی به سمت ما جذب می شوند که مثل آینه تفکرات ما را به سمت خودمان باز بتابانند. بعضی ها میگن &#8220;این چه قانونیه! خوب اگه من 20 درصد لجبازم کائنات یه 2 درصد لجباز گیرم بندازه! چرا 200 درصد؟!&#8221;</p>
<p>اگر تو بد باشی کائنات یه بدتر از خودت رو می فرسته سراغت که از اون بدی حالت بهم بخوره. به دختر خانم می گیم که &#8220;دوست من این چه داستانیه که فکر می کنی دختری که دوست پسر نداشته باشه بی کلاسه و بی پرستیژه؟! و اگه شیش تا دوست پسر داشته باشی دیگه کارت خیلی درسته؟!&#8221;</p>
<p>میگه &#8220;نه شیش تا رو گذاشتم سر کار! اینقدر باحاله!&#8221; بعد با یه پسری ازدواج می کنه و سه ماه بعد میاد برای مشاوره و میگه که &#8220;آقای فرهنگ با یه پسری ازدواج کردم 60 تا دوست دختر داره!&#8221; می گیم که &#8220;خوب منطقیه! تو قبلش شیش تا دوست پسر داشتی! خیلی واضحه!&#8221;<br />
خوبی ها رو زندگی کن عزیز من اگر بد باشی یه نفر خیلی بد وارد زندگیت میشه که تو اون بدی رو بالا بیاری و بفهمی اشتباه کردی. اگر خوب باشی یه نفر در اون زمینه وارد زندگی تو میشه که تو در اون زمینه پر رنگ تر بشی.</p>
<p>تو که 20 درصد مهربان باشی یه 200 درصد مهربان میاد توی زندگیت که بهت نشون بده که اگه از این بهتر باشی چقدر عالیه! به واسطه ی 200 درصد مهربان بودن او، تو هم مهربان تر بشی.<br />
او می شود ذره بین که مثبت ها و منفی ها رو نشونم بده که منفی ها را ترک کنم و مثبت ها رو تقویت کنم.</p>
<p>خوب آقای فرهنگ دلیل حضور اون آدم در زندگی من پیدا شد. اون آدم در زندگی من اومده که در دونه دونه ویژگی های مثبت و منفی من، پر رنگ و پر متراکم من باشد. حالا من تو زندگی اون چه کار می کنم؟<br />
خیلی ساده است.<br />
او پر رنگ ویژگی های شماست، شما پر رنگ ویژگی های او. اینکه میگن خدا در و تخته رو باهم جور میکنه، جور جور جور جور جور جوره! دختر خانمی که میاد میگه &#8220;من قوم و قبیله و خانواده ام تصمیم گرفتن من با پسر عموم ازدواج کنم&#8221;. ما این حرف رو از او قبول نمی کنیم. قبل از این که کسی برای تو تصمیم بگیرد، هاله های انرژی تو این تصمیم رو گرفتن که تو با پسر عموت که پررنگ تو بود، ازدواج کنی.</p>
<p>حالا هاله های انرژی هوشمندانه رفتاری رو می کنن که پدرت مجبورت کنه به ازدواج با پسر عموت! چرا همه به پسر عموشون ازدواج نمی کنن؟ اون یکی هم تو قوم و قبیله است. توی اجباره ولی با پسر داییش ازدواج می کنه! چون پررنگ این یکی پسر دایی است. هاله ها اتفاقاتی رو رقم میزنه که تو با پسر داییت ازدواج کنی. اصلا ربطی به اون زوره نداره.</p>
<p>دوست من من پر تراکم او هستم و او پر تراکم من. من 20 درصد لجبازم او 200 درصد لجباز است و او 20 درصد دروغگو است و من 200 درصد دروغگو هستم.<br />
<strong>بعضی ها میگن &#8220;خوب اگه اینجوری باشه وقتی من 20 درصد لجبازم، او 200 درصد لجباز است و وقتی او می خواهد یه شریک زندگی پیدا کنه، اون 200 درصد لجباز، کسی که وارد زندگیش میشه باید 2000 درصد لجباز باشه؟&#8221;</strong></p>
<p><strong> </strong><br />
نه خیر غلطه. این طور نیست. چرا؟</p>
<p>چون طبق قانون جذب کم تراکم ها، پر تراکم ها رو جذب می کنن. پرتراکم ها سراغ متراکم تر از خودشون نمیرن. 20 درصد 200 درصد رو جذب می کنه چون 20 کم تراکمه و 200 پرتراکم ولی اون 200 که پرتراکم دیگه نمیره پرتراکم تر از خودش رو جذب کنه.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دقیقا در زمینه هایی که شما ضعیف هستید اون قویه. جایی که شما یکم مثبت هستید او خیلی مثبت است. جایی که او یکم منفی است شما خیلی منفی هستید. ما جذب آدم هایی می شیم که با ما هم خوانی دارند. این هم نوایی در همه ی عالم دیده میشه.<br />
<strong>دانشمندان آزمایش جالبی رو انجام دادند.</strong> دو پیانو را در دو طرف سالنی که 2000 نفر ظرفیت دارد قرار دادن. یکی رو این طرف سالن و اون یکی رو اون طرف. و بعد مثلا کلید هشتم از سمت چپ (کار نداریم که موسیقی دان ها به اون کلید چی میگن) رو فشار دادن.<br />
می دونیم که زیر کلید های پیانو سیمی هست که صدا رو تولید می کنه. خیلی جالب است که وقتی سیم هشتم به ارتعاش در میامد در آن یکی پیانو هم دقیقا سیم هشتم به صدا در میومد!  طبیعت به شدت هم نوایی دارد.</p>
<p>میدونم بحث طولانی شد ولی لازم بود که به یک باره گفته بشه!</p>
<p>می خوام حرفی هایی رو که زدم اثبات کنم. همه قلم کاغذ ها جلوتون و این جدولی رو که میبینید بکشید تا اثبات کنم شما لنگه ی خودتون رو جذب کردید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/00frh8.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به این نکات قبل از پر کردن جدول توجه کنید :</p>
<p><strong>1-</strong> نفر اولی که می نویسید اگر متاهلید باید همسرتون باشه ، به اینکه دوستش دارید یا ندارید کاری نداریم ، همین که همسر یا نامزد و یا اصلا همسر سابق شماست ، کافی است که اسم اون تو جدول بیاد.<br />
<strong>2-</strong> و اما نفرات بعدی جدول:<br />
چهار، پنج نفر از صمیمی ترین دوستان تون رو می نویسید. وقتی میگم دوست صمیمی، یعنی کسی که باهاش راحت هستید. ممکنه کسی باشه که بگه &#8220;من مادرم دوست بسیار صمیمی منه&#8221; پس اسم مادرش رو وارد کنه. خلاصه چهار پنج نفر رو که با شما رابطه ی صمیمی دارند رو بنویسید، مهم نیست که با شما نسبت دارد یا ندارد!</p>
<p><strong>3-</strong> خوب حالا پنج شش تا صفت مثبت و منفی بارز هر شخص رو جلوی اسمش بنویسید.  صفت هایی که خیلی بارز است. مثلا همه میگن فلانی دروغگو است پس جلوی اسمش زیر صفات منفی این شخص می نویسید &#8220;دروغ گو&#8221;!<br />
<strong>تبصره:</strong> اگر شما نظرتون اینه که فلان دوستتون &#8220;دروغ گو&#8221; است، اگر چه تمام دنیا بگن &#8220;صادق&#8221; است، لطفا نظر خودتون رو بنویسید و کار نداشته باشید بقیه چی میگن!<br />
<strong>4-</strong> دوستان در مورد اشخاص جدول تون قضاوت نکنید ها، میخوام که فقط صفات بارز شون رو بنویسید! البته بگم نظر خودتون هم خیلی مهمه ولی بدون قضاوت! خوب جدول رو تکمیل کنید تا بعد بگم چی کار می خوایم بکنیم</p>
<p><strong>حالا خواهید دید که ما چطور با رفتار مون آدم های عین خود مون رو جذب می کنیم!</strong><br />
<strong>5-</strong> الان یه خط زیر جدولت بکش و توی یه صفحه یا یه جای سفید دیگه یه جدول بکش که دو ستون داشته باشد. یک ستون رو بالاش بنویس &#8220;صفات مثبت&#8221; و یکی رو هم بنویس &#8220;صفات منفی&#8221;. حالا میخوام که برگردید به جدول اولی و صفات رو با هم جمع بزنید!<br />
مثلا من برای اولین نفر نوشته بودم &#8220;مهربان&#8221; و بعد میرم سراغ نفرات بعد که ببینم آیا کلمه ی &#8220;مهربان&#8221; باز هم تکرار شده یه نه. مثلا توی جدول من 4 تا &#8220;مهربان&#8221; هست، بعد توی جدول دومی زیر &#8220;صفات مثبت&#8221; می نویسم &#8220;مهربان 4 بار&#8221;. مثلا توی جدول اول می بینید که &#8220;صادق&#8221; رو فقط یک بار نوشتید پس توی جدول دوم هم می نویسید &#8220;صادق 1 بار&#8221;.<br />
لطف کنید به همین روش صفات مثبت و منفی رو جمع بزنید.</p>
<p>میخوام چند دقیقه با خود مون رو راست باشیم و نقاب ها مون رو بر داریم. خودمونیم دیگه! یه جدولی نوشتیم که مال خودمونه و طوری نوشتیم که کسی نفهمه! اگر در ابتدا من از شما می خواستم که شخصیت خودتون رو با کم رنگی و پر رنگی و مثبت و منفی بنویسید، این جمع بندی که الان کردید می شد شخصیت خود شما!</p>
<p>مثلا:<br />
5 تا مهربان<br />
2 تا صادق<br />
1 دروغگو<br />
3 تا لجباز</p>
<p>یعنی اینکه شما خیلی مهربانی؛ صادق هم هستی ولی یکم هم دروغ میگی و لجبازی هم می کنی! این جمع بندی که کردید، جمع بندی شخصیت خود شما است! لطف کنید به خودتون یکم نگاه کنید!<br />
<strong>امام صادق (ع) روایتی دارند که باید با آب طلا نوشته بشه!<br />
اما صادق (ع) فرمودند: &#8220;اگر می خواهید کسی را بشناسید او را از روی دوستش بشناسید.&#8221;<br />
</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>توصیه کنم به خانم ها:</strong><br />
آقایونی که میان خواستگاری تون، بیش از اینکه خانواده تون برن روی آقا تحقیق کنن، بگید برن روی دوست های آقا تحقیق کنن چون معمولا آقایون روز خاستگاری فیلم بازی می کنن. میاد اونجا میشینه میگه &#8220;شما خوبین؟ مامان تون اینا خوبن؟ بابا اینا چطورن؟ خیلی ممنون مرسی من پرتقال نمی خورم ها&#8221;</p>
<p>شما هم انگشت به دهن که آقا چقدر با کلاسه! حالا برو دوستاش رو ببین؛ دوست هاش، خودشن! عین خودشن! اگه دیدی دوستش داره تو خیابون لات بازی در میاره نگو &#8220;این برای اینکه اصلاح بکنه، با این رفیق شده!&#8221;<br />
من قول میدم که خودش هم این کاره است.</p>
<p>خواهید دید که جریان از این هم جالب تر میشه و خواهید دید که اتفاق ها چطور با این انرژی ها رخ میدن!</p>
<p>دوستان عزیز کسانی در زندگی ما وارد می شوند، کسانی در مسیر ما قرار می گیرند که:<br />
<strong>1) مثل آینه خودمون رو به ما نشون بدن.</strong><br />
بگن تو خودت هم این کاره ای! مثبت یا منفی! تو خودت هم از این کار ها کردی! و بگن که اگه ناخالصی داری درستش کن و اگه خلوص داری بیشترش کن!</p>
<p><strong>2) ممکنه بعضی ها بگن که &#8220;صد درصد این جمع بندی، مخالف با شخصیت من است!&#8221;.</strong><br />
کسانی وارد زندگی ما می شوند که به دلیل حساسیت مون، اون ها رو جذب می کنیم. حساسیت در هر چیزی، در قیافه ی ظاهری یا در رفتار و باطن و روح و روان. یه خانمی تهران تعریف می کرد می گفت:<br />
&#8221; من از بچه گی از مرد های پر مو بدم میومد. هر جا همچین مردی رو می دیدم به مامانم می گفتم اییییییییییی نگاش کن! حالا یه شوهری گیرم اومده صد رحمت به گوریل!&#8221;<br />
گفتم میدونی چرا این اتفاق افتاده؟</p>
<p>چون از بچگیت گفتی &#8220;اه اهه اههه اهههه اههههه اهههههه &#8230;..&#8221; و انرژی های تو رفتن و گشتن پشم آلو ترین فرد رو برات پیدا کردن و اون شخص شده شوهرت. گاهی وقت ها به خاطر حساسیت مون، کسانی رو جذب می کنیم که اصلا هم با ما هم خوان نیستند. توی قسمت عدم حساسیت این رو توضیح دادیم.</p>
<p><strong>3) گاهی وقت ها کسانی وارد زندگی ما می شوند که 180 درجه با ما فرق دارن</strong> تا بشن وسیله ی امتحان الهی برای رشد ما، به کمال رسیدن ما و رفاقت ما با خدا!<br />
مثل زن امام حسن (ع) که سم میده به امام معصوم و امام رو می کشه.<br />
<strong>نکته ی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم: موارد دو و سه در کمتر از 5 درصد کل موارد هستن. در 95 درصد موارد ما کسانی رو جذب می کنیم که 1 هستن.</strong><br />
ما این قضیه رو کاملا بررسی کردیم و بارها آمار گرفتیم. حالا ما اگه از اول استثناء ها رو می گفتیم همه فکر می کردن که استثناء هستن! نه عزیز من، اگر دیدی همسرت بده و دوستت بده، اولین جایی که باید بهش شک کنی خودت هستی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1321/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1321/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1321&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/07/g13/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00frh8.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>به علت گل آلود بودن زمين؛ بازي نساجي قائمشهر و داماش دورود لغو شد</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/02/06/damash-2/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/02/06/damash-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Feb 2011 03:47:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[دورود]]></category>
		<category><![CDATA[لیگ دسته اول]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ورزشی]]></category>
		<category><![CDATA[داماش دورود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1318</guid>
		<description><![CDATA[به گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان قائمشهر، بازي دو تيم نساجي قائمشهر و داماش دورود كه قرار بود از هفته پانزدهم مسابقات ليگ دسته يك فوتبال باشگاه‌هاي كشور، عصر امروز، شنبه در ورزشگاه شهيد وطني قائمشهر برگزار شود به‌علت نامساعد &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/02/06/damash-2/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1318&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.ghatreh.com/news/6865442.html.%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B2%D9%85%D9%8A%D9%86%D8%9B--%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A-%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D9%8A-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%84%D8%BA%D9%88-%D8%B4%D8%AF.html">به گزارش خبرگزاري فارس</a> از شهرستان قائمشهر، بازي دو تيم نساجي قائمشهر و داماش دورود كه قرار بود از هفته پانزدهم مسابقات ليگ دسته يك فوتبال باشگاه‌هاي كشور، عصر امروز، شنبه در ورزشگاه شهيد وطني قائمشهر برگزار شود به‌علت نامساعد و گل آلود بودن زمين مسابقه لغو شد و اين ديدار برگزار نشد. <span id="more-1318"></span><br />
سرپرست باشگاه نساجي قائمشهر درباره اين خبر به فارس گفت: قبل از شروع مسابقه بازيكنان دو تيم، تيم داوري و نماينده فدراسيون در ورزشگاه حضور يافتند و با توجه به بارش چند روز اخير در استان و نامساعد و گل آلود بودن بيش از حد زمين، مسابقه اين ديدار لغو و اين مسابقه به زمان ديگري موكول شد.<br />
سعيد حمزه نتاج با اشاره به آمادگي بازيكنان تيمش در مقابل حريف افزود: بازيكنان نساجي براي انجام اين مسابقه تمرينات و اردو‌هاي خوبي را سپري كرده بودند و آماده بازي با داماش بودند.<br />
سرپرست باشگاه نساجي قائمشهر گفت: نماينده فدراسيون گزارش برگزار نشدن و علل آن را به فدراسيون مكاتبه خواهد كرد و فدراسيون هم زمان بعدي مسابقه اين دو تيم را پس از ارائه گزارش به دو تيم اعلام مي‌كند.<br />
نساجي قائمشهر هم اكنون در جدول رده‌بندي با 21 امتياز در مكان پنجم ليگ دسته يك جاي دارد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1318/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1318/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1318&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/02/06/damash-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دلایل سقوط هواپیمای تهران ارومیه از زبان یک خلبان</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/01/30/soghothoromie/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/01/30/soghothoromie/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Jan 2011 12:44:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[دورود]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[سقوط هواپیما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1307</guid>
		<description><![CDATA[این نوشته از وبلاگ شخصی خلبان بهروز مدرسی نقل می شود: زنده ياد &#8221; فريدون دادرس &#8221; به اتفاق خلبان دوم هواپيما روانشاد &#8220;  محمد رضا قره تپه &#8221; بدون هيچ مشکي از فرودگاه مهرآباد تيک آف کرده و ساعت &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/30/soghothoromie/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1307&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-980.aspx">این نوشته از وبلاگ شخصی خلبان بهروز مدرسی نقل می شود:</a></p>
<p>زنده ياد &#8221; فريدون دادرس &#8221; به اتفاق خلبان دوم هواپيما روانشاد &#8220;  محمد رضا قره تپه &#8221; بدون هيچ مشکي از فرودگاه مهرآباد تيک آف کرده و ساعت ۱۹:۴۰ دقيقه آمادگي خود رو براي فرود به مسئول برج مراقبت فرودگاه اروميه اعلام مي نمايد . به عبارت صحيح تر هواپيما ارتفاع خود رو کاهش مي دهد ، فلاپ ها به مقدار نظر کاپيتان باز شده و پائين مي آيند .</p>
<p><span id="more-1307"></span></p>
<p><span style="color:#000066;"><span style="color:#000000;"><strong>در ابتدای سخن .. فاجعه دردناک سقوط يک فروند هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ در حوالي اروميه را به مردم شريف و بزرگوار ايران و خانواده هاي داغدار تسليت مي گويم .</strong></span></span></p>
<p><span style="color:#000066;">همان گونه که بار ها اعلام کرده ام .. آگاهي از دلايل سقوط هر هواپيمايي نياز به بررسي و تحقيق کارشناسان خبره دارد . که بعد از بازخواني مکالمات نوار درون جعبه سياه و مشاهده مختصات ثبت شده هواپيما قبل از سقوط و بررسي دقيق بر روي لاشه همچنين تحقيق از شاهدان عيني رسمآ از سوي سازمان هاي ذيصلاح اعلام مي شود . و هرگونه اظهار نظري تا قبل از اعلان نظر رسمي فاقد اعتبار علمي است . اما اين پروسه در کشور ما اغلب تحقق نمي پذيرد ! و بلافاصله بعد از هر سانحه اي اظهار نظر هاي ضد و نقيضي از سوي مردم و حتي اگاهان آغاز مي شود .. ! و اغلب اين امر باعث بروز شايعات گوناگوني در سطح جامعه مي شود . که به نظر من .. تنها علت آن عدم اطلاع رساني دقيق از سوي سازمان هاي مربوطه است ! براي اثبات عرايض ام کافي است سري به رسانه هاي مکتوب و مجازي در بيست و چهار ساعت گذشته بزنيد ! هيچ گونه وحدت نظري در آن ها مشاهده نمي شود ! از محل دقيق سانحه گرفته تا تعداد تلفات . و هر خبر با ديگري متفاوت است .. !</span></p>
<p><span style="color:#000066;">از اين رو تصميم گرفتم بعد از کسب اطلاعات کامل از منابع موثق نظر شخصي خودم رو در باره اين حادثه اعلام کنم . لذا مطلبي که در  ذيل مي خوانيد حاصل تجربه قديمي خودم در نيروي هوايي است . و رسمآ اعلام مي کنم .. به هيچ عنوان قصد زير سوال بردن زحمات مسئولان محترم سازمان هواپيمايي رو ندارم و هر ان چه به ذهن ام مي رسد را صادقانه مطرح مي کنم . لازم به ذکر است بعد از تکميل اطلاعات دريافتي ام ، پرسش هايي در ذهن ام متبلور گشت که با درج ان و مخاطب قرار دادن آقاي &#8221; بهبهاني &#8221;  وزير محترم راه و ترابري آن ها رو مطرح مي کنم . شايد کليدي براي جلوگيري از سوانح بعدي باشد . کلام آخر اين که .. اميدوارم اين آخرين سانحه در کشور عزيزمون باشد &#8230; </span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><span style="font-size:x-small;"> <img src="http://www.cpwda.com/images/gifs/blue_whitelight_bar.gif" border="0" alt="" width="448" height="10" /></span></p>
<p dir="rtl"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pTFN7ZBZf8Zd4LjPF6m1QQzW6HmIdhIJ1AnY30C7qNGyQoQ3Djn0dvnXW7MnMP2DiI75_tHl8Rb2xJbZoSzV55ePbY0tPaxdB/3-a.jpg?psid=1" alt="" /></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#990099;">بهانه اي براي مقدمه ..</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000066;"><span style="color:#000033;">ديشب وقتي از اخبار ۲۰:۳۰ خبر سانحه رو شنيدم سريعآ دست به کار شدم . ابتدا به هر دوست و آشنايي که در سازمان هواپيمايي و فرودگاه مي شناختم زنگ زدم . حال روز همه اون ها بدتر از من بود ! و همگي سخت شوکه شده بودند .. از اين روي از خير اطلاع رساني گذشته و تصميم گرفتم بعد از تکميل تحقيقاتم در باره پرواز ياد شده تحليل فني ام رو ارايه دهم . چون اغلب سايت ها و رسانه ها خبر هاي اوليه رو منتشر کرده اند .</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#990099;">يک تقاضا &#8230;</span></strong> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">همين الان مطلع شدم شکر خدا يکي از مهمانداران پرواز بنام خانم &#8221; زهرا آهويي &#8220; به همراه يکي از برادران امنيت پرواز زنده هستند . خانم آهويي در حالت کماء به سر مي برد که دقايقي پيش به زير تيغ عمل  جراحي رفت .. براي اين دو عزيز دعا کنيد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#993399;">نکته &#8230;</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><span style="color:#000033;">آيا مي دانيد ۵ سال قبل ، يعني دقيقآ نوزدهم ديماه سال ۱۳۸۴ هواپيماي جت فالکون فرمانده شهيد سپاه پاسداران سردار کاظمي به اتفاق همراهان بزرگوارش در اروميه و در شرايط جوي مشابه اي سانحه داد !؟‌ حتي شنيدم محل سقوط هم در يک منطقه بوده است &#8230; !</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#993399;"><strong> اصل خبر چي بود ..!؟</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">روز يکشنبه ۱۹ دي ماه يک فروند هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ ايران اير ، با شماره پرواز ۲۷۷ به خلباني کاپيتان &#8221; فريدون دادرس &#8221; بعد از يک ساعت تاخير فرودگاه بين المللي مهرآباد رو به مقصد اروميه ترک مي کند . اين هواپيما داري ۹۴ نفر مسافر ( که دو نفر ان ها خردسال بودند ) و ۱۶ نفر کروي پروازي بود . بعد از رسيدن به منطقه اپروچ باند اروميه به دليل بارش شديد برف و مشخص نبودن باند فرود ، کاپيتان تصميم به بازگشت مي گيرد .. اما دقايقي بعد در پانزده کيلومتري شهر و در منطقه اي موسوم به &#8221; ترمنه &#8221; به دلايل نامعلومي به زمين مي خورد . شماره ريجستر هواپيما &#8220; <span style="color:#9900ff;"><strong>EP &#8211; IRP</strong></span> &#8221; بود . و ۳۷ سال از عمر پر فراز و نشيب اش مي گذشت .</span></p>
<p dir="rtl"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pY4Ps4v1wSz1pF88PKBvjkrj5tpM_6yJKSKKZTVj-hC1-d0ce1ZnBTOK1lVkfH0D9tP4Jhbhg89u64ZdmUI0Py2y1AUNlFrGq/19.jpg?psid=1" alt="" /></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#9900ff;">اسامي کروي پروازي</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#990000;">1_ <span style="font-family:Tahoma;">فریدون دادرس: خلبان</span></span><br />
<span style="color:#990000;">2_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">محمدرضا قره تپه: كمك خلبان</span></span><br />
<span style="color:#990000;">3_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">مرتضی رستگار: مهندس پرواز</span></span><br />
<span style="color:#990000;">4_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">نسیم شهروی: مهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">5_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">نیما مزرعتی تاجآبادی: مهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">6_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">منیره حاجمحمودی: مهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">7_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">سیدمحمد لاجوردی: مهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">8_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">زهرا آهویی: مهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">9_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">مهدی غفوری: سرمهماندار</span></span><br />
<span style="color:#990000;">10_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">محسن عسگرزاده:امنیت پرواز</span></span><br />
<span style="color:#990000;">11_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">جمشیدی: امنیت پرواز</span></span><br />
<span style="color:#990000;">12_ </span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">محمدحسینی رحیمی: مكانیك پرواز</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;"><strong><span style="color:#ff0000;">کالبد شکافي سانحه</span></strong></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;"><span style="color:#000033;">همان گونه که در بالا اشاره شد ، من هيچ گونه شناخت و آگاهي از سيستم سازمان هواپيمايي  خصوصآ‌ دستور العمل هاي پروازي خطوط هوايي &#8221; ايران اير &#8220; ندارم . و اطلاعاتم منوط به نقل قول هاي دوستان و آشنايان است . و ممکنه صحيح نباشد . به هر حال با کنار هم قرار دادن اطلاعات و داده هاي دريافتي و تجارب پروازي تحليل خودم رو بيان کرده و نکات مهم رو به عرض مي رسونم .. يادتون باشه که تمام سوانح هوايي حاصل سه عامل مهم شامل ( <span style="color:#cc0000;">خطاي انساني ، شرايط جوي و عوامل فيزيکي</span> که همان نقص فني است ) مي باشد . که گاهي يک يا دو عامل و بعضآ هر سه مورد سبب ساز سوانح دردناک هوايي مي شوند . و من سعي دارم با توجه به فاکتور هاي اشاره شده به اين حادثه توجه کنم .</span> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;"><strong><span style="color:#cc0000;">تآخير اعلام شده ..</span></strong> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;">در ابتداي امر بدنبال علل تاخير يک ساعته پرواز ۲۷۷ بودم . نخستين حدس و گمان ام بر اين پايه بود که کاپيتان &#8221; فريدون دادرس &#8221; استند باي پيش بيني وضعيت هواي مقصد بوده است . که بعد از اعلام اداره هواشناسي با يک ساعت تاخير تيک آف مي کند ..  اما اين نظريه ام متآسفانه مردود اعلام شد ..! طبق اطلاعات دريافتي .. اين تآخير به دليل &#8220; <span style="color:#cc0000;"><strong>تعويض هواپيما</strong></span> &#8221; بوده است .. ! زيرا طبق جدول تنظيم شده پروازي قرار بود يک فروند هواپيماي &#8221; فوکر ۱۰۰ &#8221; به روال هميشگي انتقال مسافران رو عهده دار شود . اما متآسفانه به دلايل نقص فني ، در اخرين لحظات هواپيماي بوئينگ ۲۰۰ &#8211; ۷۲۷ جايگزين فوکر مي شود !</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;">خب .. با اين حساب ( اگر اين فرضيه صحيح باشد ) اولين حلقه اشتباه شکل گرفته است &#8230; ! چون  :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;"><strong>الف -</strong> اولآ <span style="color:#cc0000;"><strong>در شرايط مشابه جوي هواپيماهاي فوکر به دليل دارا بودن سيستم هاي مدرن ناوبري</strong></span> (<span style="color:#330000;">که در ادامه همين مطلب مفصلآ به آن اشاره خواهم کرد</span> ) <span style="color:#cc0000;"><strong>بهتر از هواپيماهاي قديمي بوئينگ ۷۲۷ با عمر ۳۷ ساله از پس مشکل يا مشکلات بر مي امدند !</strong></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#cc0000;font-family:Tahoma;"><strong><span style="color:#000033;">ب -</span> </strong><span style="color:#000033;">خلبانان فوکر ۱۰۰ در مقايسه با خلبانان ساير مدل هاي هواپيما از جمله کروي پروازي بوئينگ ۷۲۷  بدليل پرواز هاي مستمر به اروميه ، <strong><span style="color:#cc0000;">شناخت بيشتري به منطقه دارند</span></strong> . و اصطلاحآ مثل کف دستشون اون جا ها رو  مي شناسند .. ! و به تعبير پروازي اشراف کاملي بر &#8221; مينيموم ها &#8221; و سخت افزار هاي ناوبري دارند .. ! ( البته اين احتمال بسيار ضعيف است . و همه کاپيتان ها با دارا بودن نقشه هاي پروازي در هر فرودگاه ناشناخته اي به راحتي فرود مي آيند ) منظور بنده در شرايط سخت اضطراري است که هر احتمالي رو نبايد از نظر دور داشت ..</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#cc0000;font-family:Tahoma;"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pNK08_JvNyaMa5p9iKwKD9yGpWDMPrFtXqKDxbITS9LWnYkOnkxGHVINrnZzy2l-QTRi5s-ClMmSB39JTQueW44xQlJZ1OWT1/15.jpg?psid=1" alt="" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;"><strong><span style="color:#cc0000;">اولين پرسش ..</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;">اگه تنها نيم در صد اين احتمال رو بپذيريم که هر هواپيمايي غير از بوئينگ ۷۲۷ جايگزين اين پرواز مي شد    ممکن بود براحتي باند فرودگاه اروميه رو پيدا مي کرد . حال اين پرسش پيش مي آيد ..<span style="color:#cc0000;"><strong> مسئول اين گونه تصميمات کارشناسي و حساس با کيست .. !؟</strong> <span style="color:#000033;">به عنوان مثال هواپيماهاي &#8220;‌ ا تي آر - ۷۲ &#8221; يا همان &#8221; فوکر &#8211; ۱۰۰ &#8221; و حتي ايرباس ها کارايي بهتري در پيدا کردن باند در شرايط جوي نامساعد داشتند.</span></span></span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;"> پيش بيني هوا ..</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#cc0000;font-family:Tahoma;"><strong></strong></span><span style="color:#000033;"> يادش بخير .. بيست سال و اندي پيش که ما با قارقارک هامون پرواز مي رفتيم و هيچ خبري از سيستم هاي مدرن ماهواره اي &#8221; هواشناسي &#8221; نبود ، قبل از پرواز مسئولان عمليات و ديسپچر ها نه تنها هواي حاضر ( اکچوال ) مبدآ ، مسير پروازي و مقصد رو در اختيار مون قرار مي دادند ، بلکه خيلي راحت پيش بيني هواي مسير و مقصد براي يک تا سه ساعت آينده رو در اختيارمون مي گذاشتند !‌ حتي يادمه طفلکي ها  با اون تلفن هاي هندلي آخرين تغيرات رو جويا مي شدند ! و خلبان قبل از پرواز از همه هشدار هاي  مربوط به هوا  ( سيگمنت ) ها آگاه مي شد .. </span><span style="color:#cc0000;"><strong>چطور ممکنه در عصر هواشناسي مدرن قرن بيست و يکم که از يک هفته قبل جريانات هوا رو به خوبي پيش بيني مي کنند ، کاپيتان پرواز زنده ياد &#8221; فريدون دادرس &#8221; که دست بر قضا معلم خلبان بوئينگ ۷۲۷ هم بوده است . از وضعيت فرودگاهي که قرار بود فرود بيايد بي اطلاع بوده است .. !؟</strong></span> <span style="color:#000033;">البته اين نکته رو اضافه کنم .. بر و بچه هاي ايران اير در پاسخ به اين پرسش بنده فرمودند .. بار ها اتفاق افتاده بود که پيش بيني هاي ارايه شده هوا کاملآ غلط از آب در مي امد .. و دوستان مثال هاي فراواني در اين مورد  به خاطر مي آوردند .. ! اما صادقانه عرض کنم .. از يک استاد خلبان با تجربه کم اهميت دادن به اين اصل بسيار مهم واقعآ بعيد به نظر مي رسد . اين احتمال وجود دارد که ..<span style="color:#cc0000;">وضعيت هواي گزارش شده به خلبان ، شرايط  هوا و ديد رو نرمال ( استاندارد ) گزارش کرده باشند !</span> يا اين که بر اساس همان اصل بي اعتمادي خدا بيامرز ترجيح داده بود براي فرار از اتلاف وقت خود و مسافران و لحظات کشدار انتظار ، خود از نزديک شرايط رو بررسي کند .. يادمون باشه &#8221; گزارش خلبان از وضعيت هوا ، دقيق ترين استناد است &#8221; به هر حال اين نظريه به خاطر ثبت شدن اطلاعات هواشناسي قابل اثبات است ..</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;">پرواز تا منطقه اپروچ &#8230;</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">زنده ياد &#8221; فريدون دادرس &#8221; به اتفاق خلبان دوم هواپيما روانشاد &#8220;  محمد رضا قره تپه &#8221; بدون هيچ مشکي از فرودگاه مهرآباد تيک آف کرده و ساعت ۱۹:۴۰ دقيقه آمادگي خود رو براي فرود به مسئول برج مراقبت فرودگاه اروميه اعلام مي نمايد . به عبارت صحيح تر هواپيما ارتفاع خود رو کاهش مي دهد ، فلاپ ها به مقدار نظر کاپيتان باز شده و پائين مي آيند .. چرخ ها بدون هيچ مشکلي باز مي شوند . از قبل از کاهش ارتفاع مهمانداران هشدار هاي لازم رو به مسافران داده اند .. کمر بند همه بسته شده است . و علايم اخطار بستن کمربند و نکشيدن سيگار روشن شده است .. برف شديدي در حال بارش است و رفلکت شديدي از تابش پرژکتور هاي هواپيما به دانه هاي برف ايجاد شده است . کنترل هواپيما به عهده خود کاپيتان است . مرحوم &#8221; مرتضي شايسته &#8221; مهندس پرواز هواپيما از قبل مقدار بنزين داخل باک ها رو طراز کرده است .. چک ليست قبل از فرود توسط کمک خلبان خوانده شده است .. و همه دستگاه ها حاکي از نرمال هستند .. به دليل کاهش ارتفاع لرزش هاي متناوبي به هواپيما وارد مي شود .. بعضي از مسافران حالت تهوع مي يابند ( به نقل از مسافران مجروح ) بعضي ها ناخواسته وحشت زده اند .. و با هر تکان هواپيما ، محکم به دسته هاي صندلي چنگ مي اندازند .. و تعدادي هم زير لب دعا مي خوانند .. هواپيما خيلي راحت به کمک سيستم هاي ناوبري اش بدون درد سر به منطقه اپروچ رسيده است &#8230;  ارتفاع هر لحظه کم و کم تر مي شود .. طبق قاعده طبيعي بايد باند مقابل روي آن ها باشد . اما متآسفانه چنين نيست .. ( <span style="color:#cc0000;"><strong>و از اين لحظه شمارش معکوس براي سانحه رقم مي خورد</strong></span> ) ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"> قانون مي گويد .. <span style="color:#cc0000;"><strong>در صورت صفر بودن عمق ديد ، خلبان بايد از فرود انصراف داده و بدون انجام هر گونه ريسکي مراجعت نمايد</strong> </span>. آيا اين اتفاق رخ </span><span style="color:#000033;">داده بود .. !؟ معمولآ اغلب اوقات خلبانان با تجربه با اعتماد به سيستم هاي ناوبري فرودگاه و هواپيما ، با هماهنگي برج مراقبت پرواز ( گو اراند ) کرده و با يک چرخش ۳۶۰ درجه اي به صورت کور ( آي . اف . آر ) فرود مي آيند . به گفته منابع موثق ظاهرآ خلبان چنين تصميمي داشته است .. و با هدف چرخش ، از فرود انصراف داده ( ميس اپروچ ) و با دادن موتور و جمع کردن فلاپ ها از فراز باندمي گذرد .. اما متآسفانه اين چرخش ( هولدينگ ) انجام نمي شود و در هشت کيلومتري شهر ( بعضي ها پانزده کيلومتر اعلام کرده اند .. ! ) به زمين برخورد مي کند .. !</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><strong><span style="color:#cc0000;"> دو فرضيه متناقض .. !</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;">راستش رو بخواهيد نظرات گوناگوني براي بعد از اون لحظه  ( انصراف از فرود ) روايت شده است . برخي معتقدند که کاپيتان قصد بازگشت به تهران را داشته است .. عده اي هم مي گويند به قصد تقرب دوباره اقدام به چرخش کرده است .. تعدادي هم افزوده اند : زنده ياد دادرس اعلام فرود اضطراري کرده بود  .. !  البته هر يک از اين فرضيه ها هم که باشد ، در کل هيچ فرقي براي عامل بوجود آمدن سانحه نمي کند ! <strong><span style="color:#cc0000;">اشتباه از لحظه انصراف از فرود ( ميس اپروچ ) شکل گرفته است ..</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#cc0000;font-family:Tahoma;"><strong>چرا هواپيما زمين خورد .. !؟‌</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;font-family:Tahoma;">آن چه مسلم و واضح است ، <strong><span style="color:#cc0000;">ارتفاع هواپيما پائين تر از حد معمول بوده است .. !</span></strong>‌ که اين امر به دلايل متعددي مي تواند باشد .. علاوه بر قراين موجود ( که هيچ نقص فني و يا کوچک ترين اشکالي در کنترل هواپيما وجود نداشته است و خلبان ارتباط اش تا قبل از برخورد با زمين با برج مراقبت برقرار بوده است ) همچنين به گفته يکي از کارکنان فرودگاه اروميه که در روستاي محل سانحه ساکن است .. با شنيدن صداي هواپيما در فاصله بسيار نزديک به زمين  بيرون آمده و مي بيند هواپيمايي در ارتفاع خيلي پائين ( او پانزده تا بيست متر اعلام کرده است ) در حال عبور است .. ! وي به قصد تماس با مسئول برج مراقبت و هشدار به خلبان سراسيمه به سمت تلفن منزل مي دود .. اما متآسفانه بعد از بيست تا سي ثانيه هواپيما از مقابل ديدگانش دور شده و بلافاصله صداي انفجار شديدي رو مي شنود .. آن چه مسلم است .. فاکتور ( <strong><span style="color:#ff0000;">شرايط جوي</span></strong>)<strong><span style="color:#cc0000;"> دليل بعدي براي رقم خوردن زنجيره اشتباهات قبل از  سانحه است .</span></strong> که معمولآ با عامل ديگر ( هيومن فکتوري ) يا همون عامل &#8220; <strong><span style="color:#ff0000;">خطاي انساني</span></strong> &#8220; همراه است . طبق اطلاعات دريافت شده .. روز نوزدهم ديماه به دليل شرايط نا مساعد جوي همه پرواز ها به مقصد اروميه کنسل اعلام شده بود .. ! و سازمان هواشناسي هوا را براي فرود هر نوع هواپيمايي <strong><span style="color:#ff0000;">نا مساعد</span></strong> اعلام کرده بود .. پرسش دوم اين است : <span style="color:#cc0000;"><strong>در شرايطي که همه پرواز ها به اين مرکز باطل اعلام شده بود  و هواشناسي هم هوا را نامساعد اعلام کرده بود .. به دستور چه کسي اين هواپيما اون هم بعد از غروب آفتاب ( سان ست ) به سمت اروميه پرواز کرده است .. !؟</strong></span> البته در اي ميلي که دريافت کردم ، دوستان از اروميه نام و مقام اون شخص رو اعلام کرده اند . اما به خاطر عدم تآئيد رسمي ، اين مهم رو به گروه تحقيق و بررسي سانحه واگذار مي کنم .. که اثبات آن زياد مشکل نيست .. و خوشبختانه همه اسناد در رابطه با وضعيت هوا ، تغير هواپيما ، صدور دستور پرواز و .. به ثبت رسيده اند ..</span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;"> خطاي انساني &#8230;</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">اگر چه نام بردن از خطاي انساني آن هم به فاصله يک روز بعد از سانحه غير منطقي و غير علمي به نظر مي رسد .. اما همان گونه که اشاره کردم براي بررسي بهتر و کالبد شکافي سانحه براي رسيدن به حقايق بايد همه احتمالات رو در نظر گرفت .. اما در اغلب سوانح اين مهم به اثبات رسيده است که هر عامل جوي هميشه با خطاي انساني همراه است . و غير از اين نمي تواند باشد .. ! چه از ايمني روي زمين و قبل از پرواز ( تعويض هواپيما + چک کردن هواي مقصد ) و چه بعد از پرواز که دقيقآ بعد از مشاهده نشدن باند فرود آغاز شد . راستش رو بخواهيد حسي به من مي گويد .. گروه پروازي در حفظ ارتفاع دچار اشتباه شده بودند . که دلايل گوناگوني مي تواند داشته باشد ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">۱ -</span></strong> همان گونه که در بالا عرض کردم ، سيستم ناوبري هواپيماهاي ۷۲۷ نسبت به ساير هواپيماهاي ناوگان هواپيمايي ما ضعيف تر هستند. دليل اين عرايض ام نداشتن ابزاري چون &#8221; جي . ان . اس &#8221; و يا &#8221; جي .پي . اس &#8221; است . که بقيه هواپيماهاي ايران اير دارا مي باشند . و فاقد نقشه بودن در شرايط مشابه اي که باند در ( شورت فاينال ) ديده نشود آن ابزار به راحتي به خلبان کمک مي کند که باند رو به راحتي پيدا کرده و فرود آيد .. البته اضافه کنم در شرايط عادي هواپيماهاي ۷۲۷ هيچ مشکلي براي انجام ماموريت و حمل مسافر ندارند .. و هواپيماي بسيار امني است . اما در شرايط اضطراري و نامساعد بودن هوا و يا خرابي هر يک از سيستم هاي ناوبري زمين مثل ( آي . ال . اس ) خلبان رو به اشتباه مي اندازد</span></p>
<p dir="rtl"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pAQlfAd1VUNnM-wvwUgdwKaH_Ukaye4cBJhve7cijYH0M07UQTHD-lwisXbVyYFcwoBepzpr_ymikVXxfeUp_OKDvHbVA-VDj/17.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pm6Nly4So6I6HCsjFYOeJJU33nu2UT16pcoP3lOuIK2soteaNZTA4QvTb6iI7n2ne3fGoJNGLByZfm53K7565AJmEEzvoNcEs/16.jpg?psid=1" alt="" /></p>
<p dir="rtl"><sub><strong><span style="color:#cc3300;">نمونه هايي از دستگاه ( جي . ان . اس ) براي مطالعه  به &#8221; </span></strong></sub><a href="http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.aieinc.com/images/garmin/gns530.jpg&amp;imgrefurl=http://www.aieinc.com/garmin/gns530.htm&amp;usg=__g28R4i66EG6F6IF9Ag9Qy5Wfz8M=&amp;h=366&amp;w=500&amp;sz=55&amp;hl=fa&amp;start=1&amp;sig2=pt1i3-ejKvGGsKvKsY57Yg&amp;zoom=1&amp;itbs=1&amp;tbnid=EOC3mkg7CnzkPM:&amp;tbnh=95&amp;tbnw=130&amp;prev=/images%3Fq%3DGNS%26hl%3Dfa%26sa%3DG%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&amp;ei=QmorTbX5IMuq8QOkpJyFBw" target="_blank"><sub><strong><span style="color:#cc3300;"><span style="color:#ff0000;">لينک جي ان اس</span> </span></strong></sub></a><sub><strong><span style="color:#cc3300;"> &#8221; کليک کنيد .</span></strong></sub></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;">۲-</span></strong> <span style="color:#000033;"> خرابي و يا ايراد داشتن سيستم ( آي . ال . اس ) فرودگاه احتمال ديگري است که باعث اشتباه خلبان و تنظيم ارتفاع استاندارد است . دليل ديگري که در اين شرايط متصور مي شود ، عدم هماهنگي سيستم هاي ديجيتال ناوبري با سيستم هاي آنالوگ ۷۲۷ است . که باز هم تاکيد مي کنم تا امروز هيچ نشانه اي از اختلال مشاهده نشده است .. و به خوبي طفلکي ها کار مي کنند .. اما احتمالات رو بايد هميشه در نظر گرفت .. و در باره اش تحقيق کرد ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">۳-</span></strong> صرف نظر از دلايل پائين بودن ارتفاع هواپيما در موقع ( ميس اپروچ ) که چه بخواهيم با نخواهيم به هر حال خطاي انساني تلقي مي شود ، به گفته عزيزاني که با ۷۲۷ پرواز مي کنند اين هواپيما نسبت به ساير پرندگان کمي کند .. يا بهتر بگم تنبل هستند ! و قبراقي ساير هواپيماها رو در موقع وضعيت انصراف از فرود را ندارند .. ! به عبارتي به هر دليلي که فرض کنيم .. هواپيما پائين تر از ارتفاع مقرر ( مينيموم ) بوده است .. بعد از اين که تا نزديکي باند هم اپروچ کرده ولي باند فرود ديده نمي شود ، کاپيتان دستور انصراف رو صادر مي کنه .. و به دليل همان تنبلي که عرض کردم ، تا بخواهند فلاپ ها رو جمع کرده و پاور بدهد ( چون نزديک زمين بوده است ) و احتمال قريب به يقين خلبان نمي دونسته در حداقل ارتفاع قرار گرفته است .. و از طرفي هم دور موتور ها هم گرفته شده بودند .. کشش شديد قوه جاذبه زمين به  حالت واماندگي &#8221; استال &#8221; در امده و بلافاصله زمين خورده است ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">پرسش از آقاي بهبهاني ..</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pFEddtHr3J1qf1DIW2O6WTlklPyAkOtgYpBHFstv7Osumwlavrt_v1hsNeiWVxyHp8rkcXgFlLbvSfYgbaEvu0NvD1QKExH0d/18.jpg?psid=1" alt="" /></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><span style="color:#000033;">جناب آقاي بهبهاني پرسش هايي بعد از اين سانحه دردناک پيش امده است که اميدوارم سازمان متبوع شما در اين زمينه اطلاع رساني نمايند .</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">الف -</span></strong> آيا سيستم هاي هواشناسي کشور با وجود بهره گيري از تکنولوژي هاي مدرن ماهواره اي قادر به اعلام وضعيت دقيق هواي هاي کشور است يا خير .. !؟‌ ( رجاي واثق دارم که پاسخ مثبت است ) و آيا دقيقآ اين سازمان توانايي پيش بيني هواي کشور حداقل براي يکي دو ساعت را دارد يا خير ..!؟ اگر پاسخ مثبت است . که قطعآ چنين است . چرا خلبان پرواز شماره ۲۷۷ به مقصد اروميه از خرابي وضعيت هواي مقصد بي اطلاع بوده است .. !؟ اگر اطلاع داشته است ، چه نظارت و اهرم هايي براي اين گونه ريسک هاي خطرناک در دست داريد .. !؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc3300;">ب-</span></strong> چه کسي مجوز انجام پرواز رو صادر کرده بود .. !؟‌ و اگر گفته هاي همکاران شما صحيح باشد ، طبق چه تعريف کارشناسانه اي هواپيماي ۷۲۷ را جايگزين فوکر -۱۰۰ شده است .. !؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">ج -</span></strong> </span> <span style="color:#000033;">در صورت خرابي هواي يکي از فرودگاه هاي کشور و باطل اعلام کردن کليه پرواز ها ، چه نظارت و کنترلي براي رعايت ايمني پرواز و عدم پرواز به فرودگاه مربوطه داريد .. !؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">د -</span></strong> شما در مصاحبه هاي خود اصرار مسافران پرواز شماره ۲۷۷ را عامل اصلي انجام پرواز در شرايط غير استاندارد اعلام فرموده ايد .. ! آيا واقعآ شما در مقابل هر اصرار و خواهش و تمنا قوانين رو زير پا مي گذاريد .. !؟ اگه پاسخ مثبت است .. لطفآ بفرماييد اگه فردا عده اي جلوي وزارت خانه متبوع شما جمع شده و دوستانه خواهش کنند .. مثلآ قيمت بليط ها نيمه بهاء اعلام شود .. يا اصلآ از شما بخواهند استعفاء دهيد ، آيا واقعآ مي پذيريد &#8230; !؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">ه-</span></strong> جناب وزير محترم .. شما از وزراي تحصيل کرده دولت هستيد .. چرا راه کاري ارايه نمي دهيد تا با تکيه بر افکار عمومي جهان يا از روش هاي قانوني ثابت کنيد که شرکت هاي هواپيمايي ايران دولتي نيستند و تحريم ها غير انساني است .. و خواهان آزاد شدن فروش هواپيماهاي نو به ايران شويد ؟ کافي است يک حرکت همگاني رو برنامه ريزي کنيد تا در روز خاصي ميليون ها نفر در جلوي دفاتر سازمان ملل جمع شده و اعتراض به حق خود رو به گوش جهانيان برسانند ؟ بر فرض هم اثر نکرد ، لااقل وجدانمان در مقابل خانواده هاي داغدار و مردم شريف آسوده است ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#cc0000;">و -</span> آ<span style="color:#000033;">قاي بهبهاني چرا تمهيداني رو به کار نمي بريد که يک سيستم اطلاع رساني دقيق در بخش هواپيمايي کشور راه اندازي شود و فراتر از اختيارات بعضي از روابط عمومي هاي منفعل اخبار واقعي و صحيح رو در اختيار مردم قرار دهيد ؟ با اين کار نه تنها از بروز شايعات جلوگيري کرده ايد ، بلکه موجب  جلب اعتماد مردم به سازمان هواپيمايي مي شويد . وقتي واقعيت ها در چارچوب خطوط قرمز نظام اطلاع رساني شود ، ديگر مردم به رسانه هاي مغرض توجه اي نمي کنند ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;"><strong><span style="color:#cc0000;">ز -</span></strong> </span> <span style="color:#000033;">جناب وزير محترم .. در پايان استدعا مي کنم تکليف دانش اموختگان دختر خلباني رو روشن کرده و اجازه دهيد اين عزيزان با استعداد هم از تسهيلات شغلي طبق قانون بهره مند شوند . و با راه اندازي اکادمي هاي ارزان پرواز و اعتبارات بانک ها خيل ميليوني جوانان مشتاق به پرواز رو تسهيل فرماييد . کلام آخر اين که تکليف بيمه سوانح هوايي رو شفاف سازي فرموده و دستور دهيد  همه بازماندگان خانواده هايي که در سوانح قديم عزيزي رو از دست داده اند به حق و حقوق خود برسند ..</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><strong><span style="color:#cc0000;"> سانحه به روايت تصوير ..</span></strong></span></p>
<p dir="rtl"><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pLdHNrH1wfbSA96UtIMsyda7skNfi5bcMlAFs3-E54qTOYmSYV5tQV7dIr7lyFx4o8Gv45tb-mZZqLl3opgNvevpnu2Ekd9tN/4.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pyUDunuZpmbV2GJ9LYrfGsK7CGfHAfjxhcrCxh6Jlh9wDUSyruEl2lmQE_4FrpduOAYxNretTyjreCZEbpYHQ35gMnU1i4zyw/6.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pvz5Pf4PyCjYfJR4ws1IrKuP52wCAK-etzz7myDuAEEY_eVZn0Xxg0-Srxp61WRG3cOQIKbZ9IsAl0EaWA1Mrbi6sxoAeLZmG/7.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pAhNQZ7fOOE8qdTpj03yqyZlebOnJ_eEJqFpSO3VMv_6j7PFnYttIBDdz0YoyjG_5h3FY2FDFtINu4gh3a41i0il3tHNE55df/8.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pwdkHC5s-KmiDeleYu9IM8PxZgmasqRn3FsueKVYcYLZfQkaXYnCDLjV8quIBGVaBNjewLBfJ5zDvynmL4cuP3_TglCiVEK6_/9.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p9cUayS-26Pokk64MBgCws43iTbhp1t6SRdkgI_sUXOc_0FOki-xpiW5M_eG42X_Ht4bdpehQQTAAZezCwQ6WeK0BBdCbIW2g/10.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pz0BOu89hLEnFzoius-wgG1et0nu-DLeYF4gBoLoiwNN4NG50aOAMMwfaGDfvJshFlh4bdfurLDCWNx0GKwo3okrFlmJ9htw6/11.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pRrTpBG80ahBenkdpySC9p3dPTa8BVfBtlaCwknv55pCbkeYKZGYPBMpaTfs87kPVihBLSF82yxUdCWfjmm1Bm1oxT64gE7aQ/12.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pscFYmsHtvi30w9lO59koDPUOTBgsvxCA-ebJblD3Ifk8SaTXwmxl7Ox9T-IViJxV_9zP9t9sWZPj_3CaLccViTulRZUuCXOj/25.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p3knScpzZZsKmM2onx_0diSLOCSnHRBw1pD5WDyswni1x3N_P6RDeYi-xwO6xb-oOXG3uTesnk3Xdr6_r6yxiCu3rLmUp0sqE/22.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1px7jHa0t8ZwX5atPwv2UPvLUfTIwnJ6S2Eyhn-BKFR2vFBN2SY-UGKrmXCQszNqRiySwYTdJJ-NTbLVaDO93WY72w8c6b8XNb/23.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pI5kPm4tpZEmVQJAo4XyoN01Bh9JN3JIUrRiAJ8v3g1HUxOoLt1vw5r_NeGlfeIygH5St5s9ZRs5Yq7R1KstlEQ8KF2Bmh2-Z/24.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pi8fVlQFfB-V7Uyxr0kJNH9VR557_gjrH8t5dPzGflO5XXSvaDloxJfog5bxa72oVZD1qlc5ltctqVjAYYyphM8anbrsvz803/21.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p5zips7i0WycPoUpY0-uU9bhSW8eXX-M8E59P1J7gRaqVUd0VMgTiLzlWBxrAYC4vBW5uKjrSszf-qC2AlyfYX320JNyPkMYl/20.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1ptbjzGhfdjYjv2jK2n8Xwpa9RC032O1FBHABAanUlsDegxInONMzeMCCp0myxC2LGYK_rPH78JRH4K5-aBjvLYKoxxkGTp97e/26.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pubVFu2mva5d4997bW-7GAkIykRSzHhqlBuGrDtwwmedAOUHWnbS6BViV1YDv2p3ERnpqAQogz_utWIgq29OognwAzj_T0-XO/28.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p_DLqtFnFMifO8RPMcsl2czxup5-nZUNIQMZWqexAtf3SKybaxsoz8OxNueYWX6YvgWzD4VQb1t0_UG5WQ6erlxDcXXdoVtzB/27.jpg?psid=1" alt="" /><img src="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pR918aTfWRmuz2SMMZmjkPYyQ-Pryva5AsfGCPdI21x8f2XMzEMpMQvmYKy6f8Eu32bcxzk7-8k540OY50qsJ8N80tIzb1DAD/29.jpg?psid=1" alt="" /></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;">ليست اسامي مسافران هواپيما</span></strong></p>
<p><span style="color:#990000;"></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#990000;">به گزارش فارس اسامی كامل 93 نفر مسافر این پروز اعم از مجروحین و جانباختگان نیز به شرح زیر است</span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;">:<br />
1_ </span></span><span style="color:#990000;">عباس عباس‌بیگی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">2_ </span></span><span style="color:#990000;">راضیه امیر‌ذهنی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">3_ </span></span><span style="color:#990000;">مجید باقری‌فرد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">4_ </span></span><span style="color:#990000;">ك _ بلوی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">5_ </span></span><span style="color:#990000;">هادی بهزادی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">6_ </span></span><span style="color:#990000;">منصوره دقاق پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">7_ </span></span><span style="color:#990000;">جمیل دهقانی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">8_ </span></span><span style="color:#990000;">غلام پناهی اساتلو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">9_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد‌رضا فرهومند</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">10_ </span></span><span style="color:#990000;">قاسم قلندر‌زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">11_ </span></span><span style="color:#990000;">ابراهیم حسن‌زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">12_ </span></span><span style="color:#990000;">شیرزاد حسن زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">13_ </span></span><span style="color:#990000;">زهرا هاشمی ماد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">14_ </span></span><span style="color:#990000;">یاسر حیدر‌نژاد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">15_ </span></span><span style="color:#990000;">هما هورفر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">16_ </span></span><span style="color:#990000;">سودابه كربلایی غلامی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">17_ </span></span><span style="color:#990000;">قربانعلی نعمتی بنفشه وراق</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">18_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد‌دیلم كتولی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">19_ </span></span><span style="color:#990000;">سید‌جلال پور‌هاشمی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">20_ </span></span><span style="color:#990000;">جواد سربازی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">21_ </span></span><span style="color:#990000;">بتول سمساری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">22_ </span></span><span style="color:#990000;">فرنود شكوهی ثابت جلالی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">23_ </span></span><span style="color:#990000;">م_ ظفری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">24_ </span></span><span style="color:#990000;">حسین زیاد ثانوی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">25_ </span></span><span style="color:#990000;">هفال عبدالله احمد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">26_ </span></span><span style="color:#990000;">طاهر باییر یاسر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">27_ </span></span><span style="color:#990000;">شاگان كامران محمدصالح</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">28_ </span></span><span style="color:#990000;">هیوش ولید عارف</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">29_ </span></span><span style="color:#990000;">علی افسری براچلو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">30_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد‌حسین افشاری حسین‌آبادی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">31_ </span></span><span style="color:#990000;">حمید فضلی‌پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">32_ </span></span><span style="color:#990000;">محرم احمدی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">33_ </span></span><span style="color:#990000;">نیره علیزاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">34_ </span></span><span style="color:#990000;">نسیه علیزاده جوان وسیلو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">35_ </span></span><span style="color:#990000;">مینا برنجی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">36_ </span></span><span style="color:#990000;">آیلین گشاده‌فكر</span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;"> (child)<br />
37_ </span></span><span style="color:#990000;">نوشین جلالی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">38_ </span></span><span style="color:#990000;">سوسن گشاده‌فكر</span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;"> (inf)<br />
39_ </span></span><span style="color:#990000;">علاءالدین امیرنظمی افشار</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">40_ </span></span><span style="color:#990000;">مسلم عموزاده طباطبایی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">41_ </span></span><span style="color:#990000;">منیره صلح‌جو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">42_ </span></span><span style="color:#990000;">علی ارس‌خانی امیرآبادی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">43_ </span></span><span style="color:#990000;">مهدی اسد‌زاده تپه</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">44_ </span></span><span style="color:#990000;">جعفر بناساز</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">45_ </span></span><span style="color:#990000;">جوانشیر بایرام‌لو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">46_ </span></span><span style="color:#990000;">عبدالعلی بهشتی دانالو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">47_ </span></span><span style="color:#990000;">وحید چنگ‌میانی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">48_ </span></span><span style="color:#990000;">آرش پارسیا</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">49_ </span></span><span style="color:#990000;">ولی ایلائی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">50_ </span></span><span style="color:#990000;">بهنام اسماعیل علاگزی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">51_ </span></span><span style="color:#990000;">فرهاد فرهادی قره چشلافی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">52_ </span></span><span style="color:#990000;">پرویز فاتحی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">53_‌</span></span><span style="color:#990000;">نسرین فتاح‌زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">54_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد فیضی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">55_ </span></span><span style="color:#990000;">حامد گنجعلی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">56_ </span></span><span style="color:#990000;">نشتیمان قاسم‌لو نیا</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">57_ </span></span><span style="color:#990000;">كریم قلوبی ثانی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">58_ </span></span><span style="color:#990000;">حسین حقیقی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">59_ </span></span><span style="color:#990000;">فریدون حاتمی باغچه جاكی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">60_ </span></span><span style="color:#990000;">آوین حكمت‌آوا</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">61_ </span></span><span style="color:#990000;">رها جبار‌پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">62_ </span></span><span style="color:#990000;">مریم كمانی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">63_ </span></span><span style="color:#990000;">كریم كرباسیان</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">64_ </span></span><span style="color:#990000;">علی خدابخش</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">65_ </span></span><span style="color:#990000;">شایان توسلی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">66_ </span></span><span style="color:#990000;">مطهره خوشنویس</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">67_ </span></span><span style="color:#990000;">یعقوب مرزعلی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">68_ </span></span><span style="color:#990000;">احسان محرابی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">69_ </span></span><span style="color:#990000;">ناهیده مقبل</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">70_ </span></span><span style="color:#990000;">مریم ملا‌محمدی زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">71_ </span></span><span style="color:#990000;">رضا مرادی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">72_ </span></span><span style="color:#990000;">احمد نجفی یار</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">73_ </span></span><span style="color:#990000;">عبدالكریم نژادحسینی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">74_ </span></span><span style="color:#990000;">امین پروین‌پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">75_ </span></span><span style="color:#990000;">زهرا ستوده مرام</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">76_ </span></span><span style="color:#990000;">ترنم پروین پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;"> (inf)<br />
77_ </span></span><span style="color:#990000;">هومن رحمانی فرد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">78_ </span></span><span style="color:#990000;">احسان رحمانی فرد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">79_ </span></span><span style="color:#990000;">امیر رشكی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">80_ </span></span><span style="color:#990000;">ساجد ركاب</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">81_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد‌علی ریحانی فرد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">82_ </span></span><span style="color:#990000;">مهوش سفری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">83_ </span></span><span style="color:#990000;">حسن پاشارضایی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">84_ </span></span><span style="color:#990000;">مهدی رضایی حمزه كندی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">85_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد سعیدی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">86_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد صفایی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">87_ </span></span><span style="color:#990000;">مریم صقاب تربتی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">88_ </span></span><span style="color:#990000;">محمد سنگی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">89_ </span></span><span style="color:#990000;">منوچهر یوسفیان</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">90_ </span></span><span style="color:#990000;">سیاوش زارع</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">91_ </span></span><span style="color:#990000;">نرگس ضرغامی سلطان‌احمدی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">92_ </span></span><span style="color:#990000;">نشمین ژینال‌زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#990000;">93_ </span></span><span style="color:#990000;">كامران امیری</span><span style="font-family:Tahoma;"></p>
<p></span><strong><span style="color:#000000;">بنابراین گزارش لیست اسامی متوفیان این سانحه طبق اعلام پزشكی قانونی كشور تا به این لحظه به شرح زیر است</span></strong><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#990000;"><strong><span style="color:#000000;">:</span><br />
</strong></span><span style="color:#000000;">1. </span></span><span style="color:#000000;">آیلین گشاده فكر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">2. </span></span><span style="color:#000000;">احسان محرابی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">3. </span></span><span style="color:#000000;">امین پروین پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">4. </span></span><span style="color:#000000;">اوین حكمت آرا</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">5. </span></span><span style="color:#000000;">حسن پاشا رضایی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">6. </span></span><span style="color:#000000;">حسین جمشیدی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">7. </span></span><span style="color:#000000;">ساجد ركاب</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">8. </span></span><span style="color:#000000;">شایان توسلی/ زن</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">9. </span></span><span style="color:#000000;">شمیم زینال زاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">10. </span></span><span style="color:#000000;">عبدالكریم نژاد حسینی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">11. </span></span><span style="color:#000000;">علاء الدین امیرنظمی افشار</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">12. </span></span><span style="color:#000000;">علی ارس خانی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">13. </span></span><span style="color:#000000;">علی خدابخش</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">14. </span></span><span style="color:#000000;">فریدون حاتمی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">15. </span></span><span style="color:#000000;">كامران امیری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">16. </span></span><span style="color:#000000;">محمد سعیدی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">17. </span></span><span style="color:#000000;">مطهره خوش نویس</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">18. </span></span><span style="color:#000000;">منوچهر یوسفیان</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">19. </span></span><span style="color:#000000;">منیره صلح جو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">20. </span></span><span style="color:#000000;">نیر علیزاده/ زن</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">21. </span></span><span style="color:#000000;">ولی ایلاتی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">22. </span></span><span style="color:#000000;">هما حورفر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">23. </span></span><span style="color:#000000;">یاسر حیدرنژاد</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">24. </span></span><span style="color:#000000;">محمد علی ریحانی فر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">25. </span></span><span style="color:#000000;">سون گشاده فكر/ نوزاد چهارماهه دختر</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">26. </span></span><span style="color:#000000;">فریدون دادرس</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">27. </span></span><span style="color:#000000;">قاسم قلندری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">28. </span></span><span style="color:#000000;">كریم قلوبی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">29. </span></span><span style="color:#000000;">كریم كرباسیان</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">30. </span></span><span style="color:#000000;">محمد حسین افشاری</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">31. </span></span><span style="color:#000000;">نشتیمان قاسم لونیا</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">32. </span></span><span style="color:#000000;">ابراهیم حسن زاده گویجه لو</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">33. </span></span><span style="color:#000000;">حسین زیاد ثانوی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">34. </span></span><span style="color:#000000;">ترنم پروین پور</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">35. </span></span><span style="color:#000000;">عباس عباس بیگی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">36. </span></span><span style="color:#000000;">ناهیده مقبل</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">37. </span></span><span style="color:#000000;">جعفر بناساز</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">38. </span></span><span style="color:#000000;">محمد فیضی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">39. </span></span><span style="color:#000000;">زهرا ستوده مرام</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">40. </span></span><span style="color:#000000;">مهوش صفوی</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">41. </span></span><span style="color:#000000;">مهدی اسدزاده</span><span style="font-family:Tahoma;"><br />
<span style="color:#000000;">42. </span></span><span style="color:#000000;">سودابه كربلایی غلامی</span></p>
<p></span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;">بعد از سانحه &#8230;</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">طبق اطلاعات دريافتي اهالي روستاهاي اطراف کمک شاياتي به نجات مصدومان کرده اند . آن ها با پتو و ماشين هاي وانت قبل از نيروهاي امداد به کمک حادثه ديده ها شتافته بودند . گفتني است برادر روحاني فرودگاه به محض اطلاع از سانحه به اتفاق پرسنل ايران اير سريعآ گروهي رو جمع اوري کرده و به محل سانحه مي رسند .. حضور اين گروه و مساعدت روستائيان باعث شد نجات سانحه ديده ها خيلي زود انجام پذيرد .. زيرا به دليل يخ بندان و برف شديد همه راه هاي منتهي به محل سانحه به دشواري طي مي شد .. </span></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="color:#cc0000;">نکته ..</span></strong></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#000033;">همان گونه که مستحضريد با عجله و به استناد به گفته هاي تني چند از دوستان اين تحليل و بررسي که کلآ اظهار نظر شخصي تلقي مي شود رو تهيه کردم .. به طور يقين اخبار و اطلاعات دريافتي ام کامل نيست . اما قول مي دهم در صورت دريافت خبر هاي تکميلي ، مجددآ اطلاع رساني خواهم کرد. در اين جا جا دارد از پسر عزيزم &#8221; آرمان بيات &#8221; همچنين آقاي &#8221; بهنام برادران حسيني &#8221; و ساير دوستاني که در ارسال عکس و خبر بنده رو در ارايه اين تحليل ياري فرمودند ، صميمانه تشکر و قدرداني کنم . در پايان اميدوارم سرور گرامي جناب &#8221; خلبان مهاجر &#8221; گرامي و &#8221; حميد &#8211; ب &#8220;‌ نازنين به اتفاق پسر بزرگوارم &#8221; علي اصغر صفري &#8221; نظرات کارشناسي و تحليل هاي فني خود رو به آدرس اي ميل بنده ارسال فرمايند تا منتشر کنم . به همه عزيزان و بزرگواران خصوصآ پرسنل شريف خطوط هوايي ايران اير ضمن عرض تسليت ، بابت درج هرگونه تحليل اشتباه و غلط پيشاپيش عذر خواهي نموده و اميدوارم چون گذشته با ارسال نظرات علمي و مفيد خود به اي ميل بنده ، من را در اين امر ياري فرمايند .. </span></p>
<p><a href="http://oldpilot.blogfa.com/post-980.aspx">برگرفته از وبلاگ خلبان بهروز مدرسی</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1307/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1307&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/01/30/soghothoromie/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.cpwda.com/images/gifs/blue_whitelight_bar.gif" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pTFN7ZBZf8Zd4LjPF6m1QQzW6HmIdhIJ1AnY30C7qNGyQoQ3Djn0dvnXW7MnMP2DiI75_tHl8Rb2xJbZoSzV55ePbY0tPaxdB/3-a.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pY4Ps4v1wSz1pF88PKBvjkrj5tpM_6yJKSKKZTVj-hC1-d0ce1ZnBTOK1lVkfH0D9tP4Jhbhg89u64ZdmUI0Py2y1AUNlFrGq/19.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pNK08_JvNyaMa5p9iKwKD9yGpWDMPrFtXqKDxbITS9LWnYkOnkxGHVINrnZzy2l-QTRi5s-ClMmSB39JTQueW44xQlJZ1OWT1/15.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pAQlfAd1VUNnM-wvwUgdwKaH_Ukaye4cBJhve7cijYH0M07UQTHD-lwisXbVyYFcwoBepzpr_ymikVXxfeUp_OKDvHbVA-VDj/17.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pm6Nly4So6I6HCsjFYOeJJU33nu2UT16pcoP3lOuIK2soteaNZTA4QvTb6iI7n2ne3fGoJNGLByZfm53K7565AJmEEzvoNcEs/16.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pFEddtHr3J1qf1DIW2O6WTlklPyAkOtgYpBHFstv7Osumwlavrt_v1hsNeiWVxyHp8rkcXgFlLbvSfYgbaEvu0NvD1QKExH0d/18.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pLdHNrH1wfbSA96UtIMsyda7skNfi5bcMlAFs3-E54qTOYmSYV5tQV7dIr7lyFx4o8Gv45tb-mZZqLl3opgNvevpnu2Ekd9tN/4.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pyUDunuZpmbV2GJ9LYrfGsK7CGfHAfjxhcrCxh6Jlh9wDUSyruEl2lmQE_4FrpduOAYxNretTyjreCZEbpYHQ35gMnU1i4zyw/6.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pvz5Pf4PyCjYfJR4ws1IrKuP52wCAK-etzz7myDuAEEY_eVZn0Xxg0-Srxp61WRG3cOQIKbZ9IsAl0EaWA1Mrbi6sxoAeLZmG/7.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pAhNQZ7fOOE8qdTpj03yqyZlebOnJ_eEJqFpSO3VMv_6j7PFnYttIBDdz0YoyjG_5h3FY2FDFtINu4gh3a41i0il3tHNE55df/8.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pwdkHC5s-KmiDeleYu9IM8PxZgmasqRn3FsueKVYcYLZfQkaXYnCDLjV8quIBGVaBNjewLBfJ5zDvynmL4cuP3_TglCiVEK6_/9.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p9cUayS-26Pokk64MBgCws43iTbhp1t6SRdkgI_sUXOc_0FOki-xpiW5M_eG42X_Ht4bdpehQQTAAZezCwQ6WeK0BBdCbIW2g/10.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pz0BOu89hLEnFzoius-wgG1et0nu-DLeYF4gBoLoiwNN4NG50aOAMMwfaGDfvJshFlh4bdfurLDCWNx0GKwo3okrFlmJ9htw6/11.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pRrTpBG80ahBenkdpySC9p3dPTa8BVfBtlaCwknv55pCbkeYKZGYPBMpaTfs87kPVihBLSF82yxUdCWfjmm1Bm1oxT64gE7aQ/12.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pscFYmsHtvi30w9lO59koDPUOTBgsvxCA-ebJblD3Ifk8SaTXwmxl7Ox9T-IViJxV_9zP9t9sWZPj_3CaLccViTulRZUuCXOj/25.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p3knScpzZZsKmM2onx_0diSLOCSnHRBw1pD5WDyswni1x3N_P6RDeYi-xwO6xb-oOXG3uTesnk3Xdr6_r6yxiCu3rLmUp0sqE/22.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1px7jHa0t8ZwX5atPwv2UPvLUfTIwnJ6S2Eyhn-BKFR2vFBN2SY-UGKrmXCQszNqRiySwYTdJJ-NTbLVaDO93WY72w8c6b8XNb/23.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pI5kPm4tpZEmVQJAo4XyoN01Bh9JN3JIUrRiAJ8v3g1HUxOoLt1vw5r_NeGlfeIygH5St5s9ZRs5Yq7R1KstlEQ8KF2Bmh2-Z/24.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pi8fVlQFfB-V7Uyxr0kJNH9VR557_gjrH8t5dPzGflO5XXSvaDloxJfog5bxa72oVZD1qlc5ltctqVjAYYyphM8anbrsvz803/21.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p5zips7i0WycPoUpY0-uU9bhSW8eXX-M8E59P1J7gRaqVUd0VMgTiLzlWBxrAYC4vBW5uKjrSszf-qC2AlyfYX320JNyPkMYl/20.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1ptbjzGhfdjYjv2jK2n8Xwpa9RC032O1FBHABAanUlsDegxInONMzeMCCp0myxC2LGYK_rPH78JRH4K5-aBjvLYKoxxkGTp97e/26.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pubVFu2mva5d4997bW-7GAkIykRSzHhqlBuGrDtwwmedAOUHWnbS6BViV1YDv2p3ERnpqAQogz_utWIgq29OognwAzj_T0-XO/28.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1p_DLqtFnFMifO8RPMcsl2czxup5-nZUNIQMZWqexAtf3SKybaxsoz8OxNueYWX6YvgWzD4VQb1t0_UG5WQ6erlxDcXXdoVtzB/27.jpg?psid=1" medium="image" />

		<media:content url="http://mq3ctq.blu.livefilestore.com/y1pR918aTfWRmuz2SMMZmjkPYyQ-Pryva5AsfGCPdI21x8f2XMzEMpMQvmYKy6f8Eu32bcxzk7-8k540OY50qsJ8N80tIzb1DAD/29.jpg?psid=1" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه دوازدهم / بحث جذاب هاله های انرژی!</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Jan 2011 12:30:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1278</guid>
		<description><![CDATA[در جلسات گذشته در مورد مثبت اندیشی و عبارات تاکیدی مثبت توضیحات کامل را ارائه دادیم ، به این امید که تا اینجا انتشار کلاسهای موفقیت استاد شاهین فرهنگ ، مورد توجه و استفاده ی شما قرار گرفته باشد ، &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1278&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسات گذشته در مورد مثبت اندیشی و عبارات تاکیدی مثبت توضیحات کامل را ارائه دادیم ، به این امید که تا اینجا انتشار کلاسهای موفقیت استاد شاهین فرهنگ ، مورد توجه و استفاده ی شما قرار گرفته باشد ، شما را به بحث هاله های انرژی دعوت می کنیم.<span id="more-1278"></span></p>
<p>و اما بحث داغ انرژی ها! تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته نتیجه ی انرژی هاست.<br />
دوست مون انرژی!<br />
شغل مون انرژی!<br />
همسر مون انرژی!<br />
اتفاقات، دونه دونه، انرژی!<br />
دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون &#8220;دوبروی&#8221;! قانون دوبروی به زبان ساده میگه که هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.<br />
خودکار ، مداد در ، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن مدام انرژی از خودشون هستن.<br />
این انرژی ها چی هستن؟ چی کار می کنن؟ چه جورین؟ بحث مفصلی است که تا اونجایی که به تکنیک های موفقیت مربوط بشه براتون میگیم.<br />
از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده. که می بینید :</p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/00aura1.jpg" border="0" alt="" /></p>
<p><em>دستگاه عکاسی از هاله های انرژی</em></p>
<p><em><img src="http://banki.ir/images/stories/00aura20.jpg" border="0" alt="" /></em></p>
<p><em>هاله های انرژی انسان</em></p>
<p><em><img src="http://banki.ir/images/stories/00aura30.jpg" border="0" alt="" /></em></p>
<p><em><img src="http://banki.ir/images/stories/00aura40.jpg" border="0" alt="" /><br />
</em><br />
بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست.<br />
دوستان یه کوچولو از خواب سبک و عمیق براتون بگم. خواب سبک و عمیق در روز و شب متفاوت است. خواب سبک در روز از وقتی که می خوابید تا 20 دقیقه. این خواب سبک است. فرقی هم نمی کنه که 2 دقیقه است خوابیدید یا 20 دقیقه!<br />
از نود دقیقه به بعد خواب عمیق شروع میشه. بنابراین اگه شما روز بخوابید، اگر رویا ببینید حتما در 20 دقیقه اول می بینید. حالا؛ تا 20 دقیقه خواب سبک، از 90 دقیقه به بعد خواب عمیق، بین 20 دقیقه تا 90 دقیقه &#8220;مرحله ی انتقال از خواب سبک به خواب عمیق&#8221; است.<br />
<strong>توصیه بسیار مهم:</strong><br />
اگر خواستید بخوابید، یا باید در مرز 20 دقیقه ی خواب سبک بخوابید یا در مرز خواب عمیق. اگر کسی در مرحله ی انتقال خواب سبک به خواب عمیق، از خواب بیدار بشه، نه تنها خستگی و کسالتش از بین نرفته، بلکه بیشتر هم خسته است.<br />
شاید دوستان به نظرتون برسه چیز عجیب غریبیه! امتحان کردن این مطلب کاملا رایگانه! امتحان کنید! یکی از دوستان می گفت اصلا این طوری نیست! گفتم چرا؟<br />
گفت من بعد از ظهر ها نیم ساعت می خوابیم و وقتی بلند میشم کاملا سر حالم و طبق گفته ی شما نیم ساعت در مرز انتقال است و خستگی ِ من باید بیشتر بشه ولی من سر حال سرحالم!<br />
دوستان عزیز از نظر علمی کسی که خسته ی خسته ی خسته ی خسته ی خسته و خواب آلوده ی خواب آلوده است، این آدم 7 دقیقه طول می کشه که خوابش ببره! 7 دقیقه!<br />
به این دوست مون گفتم تو زمانی که میخوای بخوابی حداقل 10 دقیقه طول می کشه که خوابت ببره. من اون ده دقیقه رو کار ندارم، اون زمانی رو که می خوابی رو میگم.</p>
<p><strong>و اما در شب:</strong><br />
خواب سبک در شب تا 6 ساعت، فرقی هم نمی کنه که نیم ساعت بخابی یا 6 ساعت بخوابی. و خواب عمیق در شب از 9 ساعت به بعد. بین 6 و 9 ساعت مرحله ی انتقال از خواب سبک به خواب عمیق است. پس در شب یا تا 6 ساعت یا بالای 9 ساعت! بالا ی 9 ساعت که قابل توصیه نیست چون خرس قطبی که نیستیم پس فقط و فقط تا 6 ساعت!</p>
<p>یه چیز دیگه هم از خواب بگم و تمام.<br />
بهترین خواب شبانه از ساعت 10 شب شروع میشه. خواب 10 شب خوابی است که مجموعه ی بدن در کاملا ترین استراحت قرار می گیرد. هر چه از ساعت 10 شب دیر تر بخوابیم داریم دقایقی از عمرمون رو کمتر می کنیم. چرا  میگیم 10 شب بهترین موقع است؟</p>
<p>چون از ساعت 10 شب هورمون های رشد شروع به ترشح میکنن و بدن باید در استراحت کامل باشد.  10 شب می خوابین به اضافه ی 6 ساعت میشه کی؟</p>
<p>4 صبح!<br />
<strong>الان میگید &#8220;4 صبح بیدار بشیم! چی کار کنیم؟&#8221;</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>یه سری بزنین به خدا! یه گپی باهاش بزنید!</strong></p>
<p>اگه میخواید عمرتون طولانی بشود علم روز دنیا میگه ایده آل ترین خواب برای بدن جهت افزایش عمر، خوابی است که 10 شب شروع میشه و 6 ساعت هم بیشتر نیست.<br />
اگر 4 صبح بلند شدی و احساس گیجی (البته به ندرت پیش میاد)، چند قدمی راه برو و اگه بازم خوابت میومد 20 دقیقه بخواب و بلند شو. البته این میزان خواب برای کسانی است که بین 18 تا 40 سال دارند، خوب است.<br />
نوزاد خیلی بیشتر از این مقدار خواب نیاز داره. پیر مرد و پیر زن خیلی بیشتر از این میزان نیاز به خواب دارن.</p>
<p><strong>این از بحث خواب.</strong><br />
در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.<br />
<strong>1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.</strong><br />
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.<br />
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:<br />
- &#8220;چه خوب شد زنگ زدی!&#8221;<br />
- &#8221; داشتم بهت زنگ می زدم!&#8221;<br />
- &#8220;داشتم بهت فکر می کردم!&#8221;<br />
- &#8220;حلال زاده!&#8221;<br />
- &#8220;دل به دل لوله کشی شده!&#8221;</p>
<p>و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصا هم مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن &#8220;جهش کوانتومی&#8221;.<br />
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.<br />
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.</p>
<p>یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟</p>
<p>انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن &#8220;تله پاتی&#8221; که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.</p>
<p><strong>2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.</strong><br />
اگر ما حالمون خوب باشه اگر آرام باشیم اگر داریم مهر ورزی می کنیم اگر داریم لطفی می کنیم اگر داریم دعا می خونیم</p>
<p><strong>انرژی ما مثبت است.</strong></p>
<p>اگر حالمون بد باشه اگه داریم غر میزنیم اگه داریم بد و بی راه میگیم اگه عصبانی هستیم اگه استرس داریم اگه نگران هستیم اگه اضطراب داریم</p>
<p><strong>انرژی ما منفی است.</strong></p>
<p>و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.<br />
<strong>آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفیه است.</strong><br />
یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که تا جایی که میتونی از آدم های منفی حذر کن و تا جایی که می تونی بچسب به آدم های مثبت.چرا؟</p>
<p>چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی چی کار می کنی؟ بچسب بهش! فقط به شرطی که از جنس موافق باشد!<br />
آدم منفی هم دیدی در رو، چون &#8220;افسرده دل، افسرده کند انجمنی را&#8221; یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو بعد از یک ماه خودت هم راه میری غر میزنی.</p>
<p>قدیم یه موضوعی بود به نام &#8220;مجاورت&#8221;. اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده به نام مرید و نوچه دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟<br />
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!</p>
<p>هاله های انرژی پیرامون دو قسمت بدن ما تراکم بیشتری دارند.<br />
<strong>چشم ها و دست ها.</strong><br />
دوست من زمانی که:<br />
- حالمون خوب نیست<br />
- عصبانیم<br />
- غر میزنیم<br />
<strong>چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.</strong><br />
دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.</p>
<p>به محض اینکه شما با حالت منفی وارد میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر و کله ی هم دیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!</p>
<p>اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.<br />
یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:<br />
&#8220;<br />
من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا آب دادم!<br />
&#8220;<br />
من گفتم:<br />
&#8220;<br />
من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.<br />
&#8220;<br />
بعد از خواهرش پرسیدم:<br />
&#8220;<br />
خانم محترم از خونه تون که بیرون میومدی و یه مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ گلدونه رو نگاه نمی کردی؟<br />
&#8220;<br />
خواهرش گفت: &#8220;دقیقا یه همچین حالتی داشتم.&#8221;<br />
گفتم &#8220;شما با انرژی منفی چشمت گل رو خشک کردی!&#8221;</p>
<p>یه جایی هست در لواسان که حدود نیم ساعت تا تهران فاصله است.<br />
یه آقایی تعریف می کرد:<br />
&#8220;<br />
مادرم، زمستون ها وقتی میخواست باغچه رو آب بده توی دستشویی خونه آب ولرم درست می کرد و می گفت که این حیوونی ها هم جون دارن و سردشون میشه و با آب ولرم باغچه رو آب میداد! مادرم برای دو هفته مجبور شد بره لواسان خونه خواهرم و ما رو قسم داد که این دو هفته آب ولرم بدید به باغچه.<br />
ما آب ولرم دادیم اما باغچه نابود شد توی این دو هفته! مادرم اومد و باغچه رو دید و گفت که شما دروغ میگید و آب ولرم ندادید! گفتیم نه عزیزم آب ولرم دادیدم!<br />
&#8220;<br />
گفتم شما راست میگی و آب ولرم هم دادید ولی همچین بد نگاه می کردی به باغچه و می گفتی:<br />
&#8220;<br />
آخه مرده شور تون رو ببرم! مگه آدمین شما که آب ولرم بدم بهتون!<br />
&#8220;<br />
<strong>و انرژی منفی شما خشک شون کرده.</strong><br />
عکس این هم صادق است.<br />
<strong>وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.</strong><br />
وقتی حالتون بده به عزیزاتون نگاه نکنید.<br />
وقتی حالتون خوبه تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.<br />
هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.<br />
دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی می کنند، گل های اونجا هم با نشاط تر میشن و هم شاداب تر میشن و زیباتر میشن و زود تر رشد می کنن. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردن.<br />
هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.</p>
<p><strong>دوستان عزیز چشم های ما اگه حالمون خوب باشه دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه دروازه ی انتقال انرژی منفی است.</strong><br />
<strong>و اما چشم زخم چیست؟</strong></p>
<p>وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!<br />
مثلا:<br />
من یه نوزاد دارم هر چی میدم میخوره لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکش و میگم &#8220;تپل مپل عمو چطوره؟&#8221; ولی تو دلم میگم &#8220;بچه بترکی! چی میدن تو میخوری! گامبو!&#8221;<br />
<strong>وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.</strong><br />
من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره و بعد از 5 سال بهش حکم &#8220;معاون مدیر کل&#8221; دادن! من 20 ساله اونجام ولی هنوزم کارمندم! از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:<br />
&#8220;پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری! خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!&#8221;<br />
تو دلم دارم چی میگم؟ &#8220;بمیری الهی! تو پارتی نداشتی که رییس نمی شدی! حق من رو خوردی!&#8221;<br />
زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم &#8220;چشم زخم&#8221;!<br />
دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه!  این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!<br />
<strong>پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟</strong></p>
<p>بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!<br />
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!<br />
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!<br />
بعضی ها &#8230;<br />
بعضی ها &#8230;<br />
بعضی ها &#8230;</p>
<p>ما روش های مختلف رو تست و بررسی کردیم و راستش جانانه ترین روشی که من خودم دیدم عالی جواب میده و دین اسلام هم همین رو توصیه میکنه اینه که &#8220;صدقه&#8221; بدید! (البته این طور نیست که دین اسلام حرف ما رو توصیه کنه بلکه ما توصیه دین اسلام رو تست کردیم و دیدیم بسیار عالی جواب میده)<br />
و اما صدقه چیست؟</p>
<p>صدقه از چه کلمه ای میاد؟</p>
<p>صدق.<br />
صدق یعنی چی؟</p>
<p>راستی و درستی.<br />
دین اسلام توصیه می کند هر چیزی نیکی که ریشه در راستی و درستی داشته باشد، صدقه است. از نظر دین اسلام هر کار نیک صدقه است.<br />
شما وقتی روایات رو می خونید در مورد &#8220;<strong>صدقه ی مقام</strong>&#8221; نوشته شده که مثلا شما رییس یه کارخونه ای یا رییس یه قبیله ای و در اون کارخونه و قبیله میخاد ظلمی به کسی بشه و شما از مقامت استفاده می کنی که جلوی اون ظلم رو بگیری، این رفتار شما صدقه مقام شما است.</p>
<p><strong>صدقه زبان:</strong> یه زن و شوهر با هم دعوا دارن و شما از این زبان استفاده می کنی و کلی با این دو حرف میزنی که طلاق نگیرن، این رفتار شما صدقه است.</p>
<p><strong>صدقه ی دانایی</strong> اینه که دانسته هات رو به مردم یاد بده.</p>
<p><strong>پیامبر (ص) می فرمایند که از بهترین صدقه ها همین مورد آخر (یاد دادن دانسته ها به دیگران) است.<br />
پیامبر (ص) فرمودند لبخند شما به روی دیگران صدقه است.<br />
پیامبر (ص) : دادن آدرس به کسی که راه گم کرده صدقه است.<br />
پیامبر (ص) : جمع کردن خار و خاشاک از مسیر عبور مردم صدقه است.<br />
تو کوچه داری میری می بینی یه آجر وسط کوچه است، میگی نکنه بچه ی مردم پاش بگیره به این و بخوره زمین، آجر رو بر میداری و میزاری کنار دیوار، بنا به گفته ی پیامبر ( کسی که حرف هاش همه از عالم غیب است) این رفتار شما صدقه است.<br />
پیامبر (ص) هدایت کردن مردم به سمت کارهای خوب صدقه است و باز داشتن اون ها از کارهای بد صدقه است.<br />
پس صدقه یعنی اهل کار خیر باشی.</strong></p>
<p>خوب یه مدلش هم همین صندوق آبی هاست.</p>
<p>میگن یه نفر تو این صندوق آبی ها پول انداخت بعد از خیابون رد شد و ماشین زد بهش. خونین و مالین بلند شد دید یکی داره پول می ندازه توش؛ گفت &#8220;آقا ننداز؛ کار نمی کنه؛ خرابه!&#8221;</p>
<p>اگر اهل کمک کردن به مردم شدید،اگر دیگران برای تو به اندازه خودت مهم بودن و ارزش داشتن،سپری از انرژی مثبت دور تو کشیده میشه که هیچ کسی نمی تونه تو رو چشم بزنه. هیچ کس نمی تواند!</p>
<p>اینی هم که میگن رسول خدا رو چشم کردن و این چیز ها، بررسی کردیم و دیدیم که از نظر دینی این حرف جعلیه. یه چیزایی تو بعضی منابع دینی اومده که رسول خدا رو چشم کردن و خدا فلان آیه رو نازل کرد ولی بررسی عمیق ریشه داری کردیم و دیدم که همچین چیزی دروغه.</p>
<p><strong>و اما انرژی دست ها</strong><br />
بیش ترین مقدار انرژی در دست ها است. بیش ترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟</p>
<p>با چی انجام میدن؟<br />
با دست.<br />
چرا؟<br />
چون بیش ترین مقدار انرژی در کف دو دست است.<br />
<strong>در آمریکا آزمایشی انجام شد.</strong><br />
تعدادی نوزاد 2 تا 6 ماهه رو انتخاب کردن.</p>
<p>این ها رو به دو گروه تقسیم کردن.<br />
به مادران گروه اول گفتن نوزاد هاتون رو نوازش کنید، بهشون عاشقانه نگاه کنید، براشون شعر بخونید، ، وقتی میخواین به او شیر بدین او رو محکم بغل بگیرید و باهاش حرف بزنید.<br />
به مادر های گروه دوم گفتن بچه های رو بغل نمی کنید، بهشون نگاه نمی کنید، بچه ها رو نوازش نمی کنید باهاشون حرف نمی زنید، براشون شعر نمی خونید، شیر هم که میخاوید بدید فقط با شیشه و صورتتون رو می کنید اون طرف و شیشه رو می کنید تو دهنش! فقط همین!<br />
می دونید این آزمایش کی متوقف شد؟<br />
بعضی هایی که فقط آمریکا آمریکا می کنن!<br />
بدون اینکه بدونن چه خبره!<br />
فکر می کنن اونجا حلوا خیرات می کنن!<br />
<strong>این آزمایش زمانی متوقف شد که 90 درصد نوزادان گروه دوم مرده بودن و آزمایش داشت ادامه پیدا می کرد که همه نوزاد ها بمیرن!</strong><br />
مردم آنقدر اعتراض کردن و جلوی بیمارستانی که این آزمایش داشت توش انجام می شد تحسن کردن، پلا کارد دست شون گرفتن که مجبور شدن دانشمند های آمریکایی این آزمایش رو متوقف کنن. بنده شخصا فکر می کنم این آزمایش وحشیانه ترین کار ممکن است!<br />
این آزمایش در آمریکا معروف شد به &#8220;<strong>سندروم مرگ نوزادان ناشی از عدم توجه</strong>&#8220;!<br />
نوزادی که نوازش می شد و بهش نگاه می شد انرژی ها رو از دست و چشم می گرفت.</p>
<p>دوستان عزیز توجه کردین ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم شده باشه؟</p>
<p>در حقیقت خودتون دارید به خودتون انرژی میدین، بدون اینکه متوجه بشین! در آمریکا یه عده نوزاد رو انتخاب کردن و به مادر ها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.<br />
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!</p>
<p>دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن &#8220;نارس&#8221; و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!<br />
در آمریکا تحقیق جالبی شد از مادران بچه های نارس خاستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.<br />
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!<br />
چرا؟</p>
<p>چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.<br />
پس لطفا بچه ها و عزیزان تون رو نوازش کنید!</p>
<p>و اما تمام چیزهایی که تا الان از انرژی ها گفتیم مقدمه بوده و یواش یواش داریم میرسیم به بحث داغ و خوشمزه ی انرژی های شوهر یاب و انرژی های زن یاب!<br />
به به از اون بحث هاست!<br />
بابا میل همه!</p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/g1m/">کلیدهای موفقیت / جلسه اول / برای تحول آماده شویم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوم / آستینها را بالا بزنیم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B6%D9%85/">کلیدهای موفقیت / جلسه سوم / مغز و اهمیت ضمیر ناخودآگاه</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه چهارم / عبارات مثبتی که متحول می کنند</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%B9%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه ششم / تکمیل بحث عبارات مثبت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86/">کلیدهای موفقیت / جلسه هفتم / از آهنگ محسن چاوشی تا سریال جراحت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%AF/">کلیدهای موفقیت / جلسه هشتم / سیاست فعال در برخورد با منفی ها</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%87%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3/">کلیدهای موفقیت / جلسه نهم / نگرانی و حساسیت را کنار بگذاریم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4/">کلیدهای موفقیت / جلسه دهم / با مهمترین کشف روانشناسی همراه شویم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C/">کلیدهای موفقیت / جلسه یازدهم / وقتی تصویرسازی ذهنی معجزه می کند!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوازدهم / بحث جذاب هاله های انرژی!</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1278/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1278/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1278&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00aura1.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00aura20.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00aura30.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/00aura40.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه یازدهم / وقتی تصویرسازی ذهنی معجزه می کند!</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Jan 2011 12:26:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1276</guid>
		<description><![CDATA[در جلسات گذشته به طور کامل با عبارات تاکیدی مثبت آشنا شدیم ، در این جلسه با تکمیل بحث تصویر سازی ذهنی &#8211; که گفتیم بزرگترین کشف روانشناسی در صد سال اخیر است &#8211; بحث های مربوط به عبارات تاکیدی &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1276&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسات گذشته به طور کامل با عبارات تاکیدی مثبت آشنا شدیم ، در این جلسه با تکمیل بحث تصویر سازی ذهنی &#8211; که گفتیم بزرگترین کشف روانشناسی در صد سال اخیر است &#8211; بحث های مربوط به عبارات تاکیدی مثبت و مثبت اندیشی را به پایان می بریم.<span id="more-1276"></span></p>
<p>با ما همراه باشید.</p>
<p>گفتیم که تصویر سازی ذهنی به دو شکل انجا میشه:<br />
1) تجسم<br />
2) تجسم خلاق<br />
تجسم یعنی بازبینی تصاویری که قبلا دیدیم.چیزهایی رو که قبلا دیدیم دوباره در ذهنمون ببینیم.</p>
<p>تجسم خلاق یعنی دیدن چیزهایی که تا حالا ندیدیم.<br />
<strong>لطفا بعد از خوندن مطلب زیر اون رو اجرا کنید.</strong><br />
لطفا چشم ها تون رو ببندین. لطفا خونه تون رو توی ذهن تون ببینید. یه چرخی تو خونه تون بزنین. حالا بدون اینکه چشم تون رو باز کنید لطفا خونه ی من رو در تهران ببینید. تا حالا خود من رو ندیدید، چه برسه به خونه ام. پس هر چیزی دوست دارین ببینین.<br />
از یک چادر تو پارک خزانه تا یه خونه ی 3000 متری در زعفرانیه. آزاد آزاد. گشتی تو خونه ی ما بزن. چشم ها باز.</p>
<p>کاری رو که اول انجام دادید بهش میگیم &#8220;تجسم&#8221; و کاری رو که دوم انجام دادید بهش می گیم &#8220;تجسم خلاق&#8221;. ما دراصل میخوایم به شما یاد بدیم &#8220;تجسم خلاق&#8221; انجام بدید.<br />
ولی نمیشه که ما &#8220;تجسم&#8221; قوی ای نداشته باشیم و بعد بتونیم &#8220;تجسم خلاق&#8221; قوی ای داشته باشیم.</p>
<p>بعضی ها میگن ما چشم مون رو که بستیم حتی خونه ی خودمون رو هم نتونستیم ببینیم. دوست من یک شی ساده رو بگیر جلوی چشمت. آن رو ببین. چشمت رو ببند و تلاش کن آنچه رو که دیده بودی در ذهنت ببینی. دوباره چشمت رو باز کن و ببین آیا این شی ساده رو با همه ی جزئیاتش کامل دیدی.</p>
<p>اگه ندیدی دوباره چشمت رو ببند و ببین. و این کار رو آنقدر تکرار کن درست تصویر رو ببینی. بعضی ها میگن من همین شی ساده رو هم که می گیرم جلوم تا چشمم رو می بندم دیگه نمی بینمش. دوست عزیز شروع کن به پلک زدن سریع. تند تند تند پلک بزن و یک دفعه چشم رو ببند. میبینی که تصویر اون شی برای چند ثانیه در ذهنت دیده میشه. دوباره این کار رو تکرار کن. آرام آرام شی ساده رو تبدیل به یک شی پیچیده تر. یه چیزی که از نظر شکل و رنگ تنوع بیشتری داره.</p>
<p>حالا این شی جدید رو سعی کن که در ذهنت ببینی.<br />
<strong> </strong></p>
<p><strong>کی تصویر سازی ذهنی کنیم؟</p>
<p></strong></p>
<p><strong></strong>بهترین زمانش صبح و شب.<strong></strong></p>
<p><strong>چقدر طول بکشه؟</p>
<p></strong></p>
<p><strong></strong>حد اقل 5 دقیقه و حد اکثر 15 دقیقه.<strong></strong></p>
<p><strong>خوب چشممون رو ببندیم و هر چی خواستیم ببینیم؟</p>
<p></strong></p>
<p><strong></strong>نه خیر.</p>
<p>مقدمه ی تصویر سازی ذهنی چیزی است به نام &#8220;تن آرامی&#8221; یا همون “Relaxation” .</p>
<p>تن آرامی چی هست؟<br />
الان من میخوام یک دور تن آرامی بکنیم و تصویر سازی ذهنی بکنیم و شما یاد بگیرید که تن آرامی بکنید.<br />
برای تن آرامی اول باید عوامل حواس پرتی رو به حد اقل برسونید.<br />
نمیگیم که عوامل رو از بین ببرید.<br />
عوامل حواس پرتی رو باید تا جای ممکن کم کنید.<br />
مثال:<br />
- هوا خفه است =&gt; پنجره رو باز کن تا هوا جریان پیدا کنه.<br />
- لباست تنگه =&gt; خوب یه لباس گشاد و راحت بپوش.<br />
- دو هفته است حمام نرفتی =&gt; یه دوش بگیر.<br />
- دسته ی عینکت خیلی فشار میاره به بالای گوشت =&gt; عینک رو در بیار.<br />
- انگشتر، گوش واره، لنز و هر چیزی که میتونه حواست رو پرت کنه رو در بیار.<br />
- موبایلت رو خاموش کن.<br />
- تلفن رو از پریز بکش.<br />
- تلوزیون رو خاموش کن.<br />
- سر و صدا رو به حداقل برسون.<br />
- اگر لامپی روشنه که نورش اذیتت میکنه، خاموشش کن.<br />
خلاصه عوامل مزاحم رو تا میتونی کم کن.</p>
<p>تن آرامی به دو شکل انجام میشه:<br />
1)<strong> به صورت نشسته روی صندلی</strong>. به طوری که کمر راست، پا ها راست و زانو به صورت نود درجه و کف دو دست هم روی پا.<br />
2) <strong>به حالت خوابیده و طاق باز.</strong> به پشت می خوابید روی زمین. پاها کنار هم و دست ها هم کنار پاها.</p>
<p>الان ما یک تن آرامی می کنیم و بعد یک تصویر سازی ذهنی از نوع تجسم تا شما یاد بگیرید که چه طور توی خونه هاتون می تونید این کار رو انجام بدید.</p>
<p><strong>&#8220;مراحل تن آرامی &#8220;</strong></p>
<p><strong>(1)</strong><br />
لطفا چشم هاتون رو ببندید<br />
چند تا نفس عمیق بکشید.<br />
لطفا پای راست تون رو مجسم کنید.<br />
از نوک انگشتان پای راست تا انتهای ران.<br />
در ذهنتون ببینید که پای راست شما در آرامش کامل است.<br />
راحت راحت.<br />
اگر جایی از پای راستتون درد یا گرفتگی عضلانی داره، یک فرمان ذهنی &#8220;آرام باش&#8221; بدید.<br />
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.</p>
<p><strong>(2)</strong></p>
<p>لطفا پای چپ تون رو ببینید که کاملا آرامه.<br />
راحت راحت.<br />
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.</p>
<p><strong>(3)</strong></p>
<p>دست راستتون رو از نوک انگشتان دست تا کتف ببینید.<br />
اگر دچار درد یا گرفتگی عضله است با یک فرمان ذهنی &#8220;آرام باش&#8221; اون رو آرام کنید.<br />
دست راست شما در آرامش کامل است.<br />
لطفا همین حالت رو برای 30 ثانیه داشته باشید.</p>
<p><strong>(4)</strong></p>
<p>لطفا دست چپ تون رو در ذهنتون تصور کنید که در آرامش کامله.<br />
الان دو پا و دو دست شما در آرامش کامل است.<br />
عضلات شکم، سینه و پشت رو شُل کنید.<br />
خیلی سفت و سخت نمیخواد بشینید.<br />
چند تا نفس عمیق.</p>
<p><strong>(5)</strong></p>
<p>چهره ی خودتون رو در ذهنتون مجسم کنید همان طوری که خودتون رو در آینه می بینید و تجسم کنید که چهره تون کاملا آرامه.<br />
الان همه ی بدن شما در آرامش کامله.</p>
<p>بعد از این 5 مرحله می رسیم به تصویر سازی ذهنی ، به عنوان مثال مراحل زیر را تجسم کنید :</p>
<p>ببینید که یک لیمو ترش توی دست تونه.<br />
لطفا این لیمو رو زیر شیر آب بشورید.<br />
قشنگ و تمیز.<br />
برجستگی ته لیمو رو زیر انگشت تون حس کنید.<br />
لطفا شیر آب رو ببندید و یک چاقو بردارید و لیمو رو با چاقو به دو نیمه تقسیم کنید.<br />
یکی از نیمه های لیمو رو بیارین کنار بینی تون و نفس بکشید.<br />
بذاق دهان ترشح کرد؟ نه.<br />
حالا نیمه دیگه ی لیمو رو بیارید کنار دهان و فشار بدید تا آب لیمو وارد دهان تون بشه.<br />
دهانتون کاملا ترش شد؟ نه.<br />
حالا  آرام چشمتون رو باز کنید.<br />
<strong>اگر تونستید که ترشی لیمو، برجستگی ته لیمو، بذاق دهان تون ترشح کرد، یعنی اینکه تصوی سازی خوبی داشتن.</strong></p>
<p>لازم نیست همه اش، حتی یکی از این ها هم کافیه.ما به این میگیم تن آرامی یعنی دعوت همه ی بدن به آرامش.و بعد دیدن تصویری که دوست دارید در اون آرامش.</p>
<p>پیشنهاد می کنم برای اینکه تجسم خلاق خوبی داشته باشید اگر خاطره ی خوبی در ذهنتون هست و مخصوصا اینکه حس جسمانی خوبی رو برای شما به همراه داشته، در ذهن تون اون خاطره رو ببینید و مرور کنید.</p>
<p>غذای که خیلی خوش طعم بوده و بهتون چسبیده.<br />
شنا کردن.<br />
منظره قشنگ.<br />
راه رفتن روی برگ های خشک.<br />
این تجسم ها کمک می کند که تجسم خلاق خوبی داشته باشید.<br />
<strong>آیا با تجسم و تصویر سازی در دنیا کسی به جایی رسیده؟</strong></p>
<p>در اینجا چند تا مثال فوق العاده از تصویرسازی ذهنی و نتایجی که داشته می زنیم :</p>
<p><strong>(1)</strong><br />
در ارتش آمریکا عده ای تیرانداز ماهر رو انتخاب کردند. روان شناس ها تیرانداز ها رو به دو گروه A و B تقسیم کردند.<br />
<strong>به گروه A گفتند:</strong><br />
&#8220;<br />
شما از امروز به مدت یک ماه روزی یک ساعت میرید در میدان تیر و به سیبل شلیک می کنید. همه ی تلاشتون رو بکنید که تیرتون رو بزنید وسط هدف.<br />
&#8220;<br />
<strong>وبه گروه B گفتند:</strong><br />
&#8220;<br />
شما یک ماه حق تیراندازی ندارید. اسلحه هاتون رو تحویل می دید به اسلحه خونه. روزی یک ساعت میشینید و چشم ها تون رو می بندید و در ذهنتون می بینید که به سمت هدف دارین شلیک می کنین و تمام تیر هاتون رو می زنید وسط هدف.</p>
<p>&#8220;<br />
ما گفتیم تصویر سازی حد اکثر یک ربع.</p>
<p><strong><br />
پس وقتی گفته شد روزی یک ساعت یعنی اینکه روزی چند مرحله انجام می دادن. یک ماه گروه A عملا تیر اندازی کرد و گروه B در ذهن تیر اندازی کرد.<br />
بعد از یک ماه مربی های تیر اندازی از این ها تست گرفتن و دیدن گروه A نسبت به ماه قبل 10 درصد امتیاز هاشون بالاتر است و گروه B نسبت به ماه قبل 25 درصد بالاتر است.<br />
گروهی که تمرین ذهنی داشت 15 درصد از اون هایی که تمرین عملی داشتند جلوتر بودند.</strong></p>
<p><strong>(2)</strong><br />
آقایی به اسم &#8220;ایوان لندل&#8221; اهل چک. ده سال قهرمان تنیس حرفه ای جهان شد. شوخی نیست که یه نفر بتونه مقامی رو ده سال در جهان برای خودش حفظ کنه. زمانی که ایوان لندل از ورزش حرفه ای خداحافظی کرد، خبرنگاری ازش پرسید &#8220;آقای لندل میخام بدونیم چی شد که شما تونستی ده سال نفر اول باشی؟&#8221;<br />
لندل گفت:<br />
&#8220;<br />
من دو کار انجام می دادم.<br />
<strong>1) مثل همه ی قهرمان های جهان هر روز عملا تمرین می کردم.</strong><br />
2) <strong>من روزی یک ساعت گوشه ای می نشستم و در ذهنم با حریفی بازی می کردم که این حریف از من خیلی قوی تر بود</strong> ولی برنده ی بازی من بودم چون ذهن خودم بود و هر کار می خواستم می کردم. من هر وقت در عرصه های جهانی روبروی حریف هام قرار می گرفتم هیچ یک از حریف هام به قدرت حریف ذهنی من نبودند. من حریف ذهنیم رو هر روز شکست می دادم و حریف های واقعی رو مثل آب خوردن شکست می دادم.</p>
<p><strong>(3)</strong></p>
<p>دوستان عزیز آقای &#8220;هادی ساعی&#8221; نیز از این تکنیک استفاده می کرد. به گفته خود ایشون قبل از هر مسابقه در ذهنش میدیده که حریف اون روز رو به سادگی شکست میده چون ذهن خودش بود و هرکاری میخواسته انجام می داده. و در عمل هم نتیجه غیر از این نبود.</p>
<p>دوست عزیزی که کنکور داری &#8211; یا تو آزمون استخدامی میخوای شرکت کنی- ، هر شب که میخوای بخوابی و صبح که از خواب پا میشی تصویر سازی ذهنی کن:<br />
&#8220;<br />
ببین سر جلسه کنکور هستی. ببین سوال ها اومد. ببین که داری دفترچه رو باز میکنی. سوال ها رو ببین که خیلی ساده است و تو همه رو بلدی. خودت رو ببین که با آرامش کامل داری جواب میدی. ببین نتایج اومده و تو چقدر درصد های بالایی داری. ببین قوم و خویش ها اومدن خونه تون و شیریینی میخوان.<br />
<strong>ببین در دانشگاه یا محل کار مورد علاقه ات قبول شدی و توی حیاطش داری قدم میزنی. عین زندگی واقعی.</strong><br />
و این تصویر سازی ذهنی باید مثل یک سریال دنبال بشه. و خواهی دید که این تصویر سازی معجزه می کنه.</p>
<p><strong>(4)</strong><br />
انیشتین قبل از اینکه تئوری &#8220;نسبیت&#8221; رو ارائه بده، میگه:<br />
&#8220;<br />
من هر روز در گوشه ای می نشستم و چشم هام رو می بستم. و در ذهنم می دیدم که روی نواری از نور مثل اسکیت سوار هستم و دارم بین کرات و سیارات حرکت می کنم. آنقدر این تصویر رو در ذهنم تخیل کردم و دیدم که تونستم تئوری نسبیت رو ارائه بدم.<br />
&#8220;</p>
<p><strong>(5)</strong></p>
<p>بتهوون در 35 سالگی کر میشه. ناشنوای مطلق. جالبه بدونید بزرگ ترین آثار موسیقی بتهوون بعد از 35 سالگی او خلق شده! بعد از اینکه ناشنوای مطلق شده!<br />
کسانی که دستی در موسیقی دارند می دانند که یک موسیقی دان اول موسیقی رو به صورت نُت در خطوط حامل می نویسد و بعد اون نُت رو با آلت موسیقی اجرا می کنه و در اجرا متوجه میشه که ایراد نُت کجاست و ایراد رو اصلاح می کنه.<br />
بتههون وقتی ناشنوا است و نُتی رو که روی کاغذ آورده رو نمی تونه بشنوه، جای تعجب داره که چطور نُت هاش رو اصلاح می کرده! جالب تر اینه که شاهکار هاش بعد از ناشنوا شدنش خلق شده. از بتهوون می پرسن &#8220;آقای بتهوون شما چطور این آثار رو خلق می کنی؟! تو که نمی تونی بشنوی؟!&#8221;<br />
میگه:<br />
&#8220;<br />
<strong>کی گفته من نمی تونم بشنوم؟! من نُت ها رو می نویسم. چشم هام رو می بندم. در ذهنم می بینم که گروه کنسرت داره نُت من رو اجرا می کنه. اشتباهاتش رو با گوش ذهنم می شنوم و اصلاح می کنم.</strong><br />
&#8220;</p>
<p><strong>(6)</strong></p>
<p>ناپلئون بناپارت در زمدگی نامه اش میگه:<br />
&#8220;<br />
من بچه که بودم خیلی دوست داشتم فرمانده ی یک ارتش بزرگ بشم. هر روز گوشه ای می نشستم و چشم هام رو می بستم و خودم رو می دیدم که دارم یک ارتش بزرگ رو هدایت می کنم.<br />
&#8220;</p>
<p><strong>(7)</strong></p>
<p>میکل آنژ، والت دیزنی و گوته هر سه در جداگانه در زندگی نامه هاشون گفتن:<br />
&#8220;<br />
هر شب که میخواستیم بخوابیم، چشم ها مون رو می بستیم.و چیز هایی که میخاستیم فردا توی زندگی مون اتفاق بیوفته رو در ذهنمون می دیدیم.<br />
&#8220;<br />
و جالب اینه که هر سه توی زندگی نامه شون گفتن که بیشتر اتفاق هایی که روز بعد می افتاد چیزهایی بود که ما دیشب توی ذهنمون دیده بودیم و میخواستیم که اتفاق بیوفته!</p>
<p><strong>دوستان عزیز ما برای رسیدن به خواسته ها مون نیاز به دو نوع تلاش داریم.</strong><br />
<strong>1) تلاش جسمی</strong><br />
<strong>2) تلاش ذهنی</strong><br />
با تلاش جسمی ما به سمت هدف گام برمی داریم.با تلاش ذهنی هدف رو مثل آهنربا به سمت خودمون می کشیم.وقتی این دو تلاش کنار هم قرار بگیرن مثل این میمونه که طنابی رو ببندم دور کمر شخصی و در حالی سر طناب رو میکشم به سمت خودم، خودم هم به سمت او حرکت کنم.<br />
هم من به سمت او برم و هم او رو به سمت خودم بکشم.خوب این جوری خیلی سریع میتونیم به خواسته برسیم و سرعت رسیدن ما به هدف بسیار زیاد میشه. تصویر سازی ذهنی کدوم نوع تلاش است؟</p>
<p>ذهنی.<br />
<strong>تلاش جسمی سخت تر است یا ذهنی؟</strong></p>
<p>تلاش جسمی خیلی سخت تر است.<br />
و چقدر جالبه و بامزه اند دوستانی که تلاش سخت جسمی رو انجام میدن ولی با ذهن منفی!</p>
<p>روزی ده ساعت درس میخونه برای کنکور و بعد میگه <strong>&#8220;من که میدونم قبول نمیشم&#8221;!</strong></p>
<p>روزی دو مشت دارو میخوره و بد میگه<strong> &#8220;من که می دونم خوب نمیشم</strong>&#8220;!</p>
<p>صبح داره می ره بیرون که هشت ساعت کار کنه.<br />
- &#8220;خوب به سلامتی کجا دارین میرین؟&#8221;<br />
<strong>- &#8220;دنبال بدبختی هام!&#8221;</strong><br />
خوب تو که بالاخره میخوای هشت ساعت کار کنی، چرا با ذهن منفی!</p>
<p>بعضی ها هم نه تلاش ذهنی دارن و نه تلاش جسمی.<br />
یه گوشه ای ولو میشن تا بمیرن و همه از دستشون راحت بشن.<br />
و جالب اینه که خیلی از ما ها در ذهن تلاش می کنیم ولی تلاش منفی.<br />
متاسفانه خیلی از آدم ها در ذهنشون:<br />
- <strong>طلاق بازی می کنند.<br />
- ورشکسته شدن بازی میکنن.<br />
- خودشون رو پشت میله های زندان می بینند.<br />
و اینها بیچاره می کنند خودشون رو و درد سر ها رو برای خودشون خلق می کنن.<br />
بزارید به بحث هاله های انرژی برسیم بعد بهتون ثابت می کنم که اینها خودشون برای خودشون دردسر میخرن.</strong><br />
دوست من در تصویر سازی ذهنی ما گاهی برای چیزی تصویر سازی می کنیم که نیاز به فراگیری و تمرین دارد.<br />
گاهی وقت ها برای چیزی تصویر سازی ذهنی می کنیم که فراگیری رو تمرین نمیخواد.</p>
<p>من میخوام کنکور بدم. خوب نیاز داره کتاب های درسیم رو بخونم و تست بزنم. فراگیری و تمرین میخواد.<br />
من میخوام آزمون رانندگی بدم. خوب نیاز دارد که با ماشین تمرین عملی کرده باشم.<br />
میخوام زبان انگلیسیم خوب بشه. نیاز دارد که کلاس برم.<br />
<strong>چیزهایی که نیاز به تمرین و فراگیری دارد، اول فراگیری و تمرین، دوم تصویر سازی ذهنی.</strong></p>
<p>نمیشه من بشینم و چشم هام و ببندم و کلاس زبان نرم و بعد ببینم که توی کلاس زبانم و دارم مثل بلبل انگلیسی صحبت می کنم! اول باید یاد بگیری و بعد در تصویر سازی ذهنی ببینی که سر کلاس نشستی و تو از همه ی هم کلاسی هات بهتر انگلیسی حرف میزنی.</p>
<p>گفتیم در آمریکا یک گروه تیر انداز ماهر رو مورد آزمایش قرار دادن. یعنی کسایی که در تیر اندازی به مهارت رسیدن و فراگیری و تمرین رو انجام دادن. و به این تیر انداز های ماهر گفتن که گرو الف شما عملا تیراندازی کن و گروه ب شما تصویر سازی کن.<br />
<strong>یک سری کارهایی هست که نیاز به فراگیری و تمرین ندارد. تصویر سازی ذهنی در اینها معجزه می کند.</strong><br />
من بیمار هستم. در حال درمانم. دارم میرم دکتر و داروم رو مصرف می کنم. من چه چیزی رو باید یاد بگیرم و تمرین کنم؟</p>
<p>هیچ چی.</p>
<p>من فارغ التحصیل شدم و دنبال کار می گردم. خوب چی رو باید یاد بگیرم؟</p>
<p>خوب یاد گرفتم.<br />
درس دانشگاه رو خوندم.<br />
با کامپیوتر آشنا شدم.<br />
با زبان آشنا شدم.<br />
تایپ بلدم.<br />
فعلا فقط دنبال شغل می گردم.<br />
این نیاز به تمرین و فراگیری ندارد.</p>
<p>من مستاجرم و میخوام صاحب خونه بشم.<br />
این چه فراگیری و تمرینی میخاد؟</p>
<p>هیچ چی.<br />
فراگیری و تمرینی نمیخواد.</p>
<p>چیزهایی که نیاز به فراگیری و تمرین ندارد تصویر سازی ذهنی در اونها معجزه می کند!</p>
<p>از مجموعه صحبت ها این چند جلسه متوجه شدیم که تلقین دو شکل داره:<br />
1) تلقین مثبت<br />
2) تلقین منفی</p>
<p>تلقین مثبت:<br />
<strong>پیامبر (ص) فرمودند &#8220;پیش بینی مثبت داشته باشید تا به خواسته هایتان برسید.&#8221;<br />
حضرت علی (ع) فرمودند &#8220;باور های مثبت موجب آرامش روح و سلامت جسم است.&#8221;</strong><br />
تلقین منفی:<br />
روایت داریم که &#8220;پیش بینی و تلقین منفی از هر کس که باشد وسوسه ی شیطان است&#8221;<br />
حتی به صورت موردی و مصداقی هم اشاره کردن.<br />
پیامبر فرمودند &#8220;من تفاقر، افتقر&#8221;!<br />
تفاقر در زبان عربی در چه بابی است؟</p>
<p>باب تفاعُل.<br />
هر چیز در زبان عربی که در باب تفاعُل باشد یعنی خود را به آن چیز زدن. یعنی ادای آن چیز را در آوردن. مثلا تظاهر در باب تفاعُل است. تظاهر یعنی فیلم بازی کردن. ظاهر سازی کردن.<br />
تفاقر یعنی کسی که ادای آدم های فقیر رو در میاره. &#8220;من تَفاقَرَ، اِفتَقَر&#8221; یعنی اینکه &#8220;اگر کسی خود را به فقر بزند، فقیر می شود&#8221;!<br />
ادای انسان های فقیر رو در بیاری، فقیر میشی!<br />
دوستان عزیز اینکه پیامبر فرمود کسی که ادای آدم های فقیر را در بیاورد فقیر می شود، فقر در هر زمینه ای است، نه فقط پول!<br />
<strong>یکی میگه &#8220;اعصاب ندارم&#8221; یعنی از نظر اعصاب فقیر است.<br />
یکی میگه &#8220;حال ندارم&#8221; یعنی از نظر حس و حال فقیر است.<br />
یکی میگه &#8220;تمرکز ندارم&#8221; یعنی &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
یکی میگه &#8220;حوصله ندارم&#8221; یعنی &#8230;&#8230;..<br />
هر چیزی رو گفتی &#8220;ندارم&#8221;، بنا به سخن پیامبر &#8220;ندار&#8221; میشوی!</strong></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/g1m/">کلیدهای موفقیت / جلسه اول / برای تحول آماده شویم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوم / آستینها را بالا بزنیم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B6%D9%85/">کلیدهای موفقیت / جلسه سوم / مغز و اهمیت ضمیر ناخودآگاه</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه چهارم / عبارات مثبتی که متحول می کنند</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%B9%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه ششم / تکمیل بحث عبارات مثبت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86/">کلیدهای موفقیت / جلسه هفتم / از آهنگ محسن چاوشی تا سریال جراحت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%AF/">کلیدهای موفقیت / جلسه هشتم / سیاست فعال در برخورد با منفی ها</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%87%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3/">کلیدهای موفقیت / جلسه نهم / نگرانی و حساسیت را کنار بگذاریم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4/">کلیدهای موفقیت / جلسه دهم / با مهمترین کشف روانشناسی همراه شویم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C/">کلیدهای موفقیت / جلسه یازدهم / وقتی تصویرسازی ذهنی معجزه می کند!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوازدهم / بحث جذاب هاله های انرژی!</a></p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1276/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1276/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1276&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87%d9%85-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کلیدهای موفقیت / جلسه دهم / با مهمترین کشف روانشناسی همراه شویم!</title>
		<link>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b4/</link>
		<comments>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Jan 2011 12:25:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مسیحا</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://doroud.wordpress.com/?p=1274</guid>
		<description><![CDATA[در جلسات گذشته 4 نکته ی بسیار مهم در باب استمرار در عبارات تاکیدی مثبت را بیان کردیم ، در این جلسه با بیان 2 نکته ی مهم باقیمانده ، بحث عبارات تاکیدی مثبت را تقریبا به پایان می بریم. &#8230; <a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b4/">به خواندن ادامه دهید <span class="meta-nav">&#8594;</span></a><img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1274&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در جلسات گذشته 4 نکته ی بسیار مهم در باب استمرار در عبارات تاکیدی مثبت را بیان کردیم ، در این جلسه با بیان 2 نکته ی مهم باقیمانده ، بحث عبارات تاکیدی مثبت را تقریبا به پایان می بریم.<span id="more-1274"></span></p>
<p><strong>5) تطابق حالات فیزیکی بدن و چهره با خواسته ی درونی:</strong></p>
<p>ما در روانشناسی یه بحثی داریم به اسم &#8220;تطابق حالات و رفتار&#8221;. میگیم اگر میخوای در زمینه ای موفق بشی، ظاهرت هم باید اون چیزی رو که میخوای تایید کند.<br />
<strong>علی (ع) فرمود &#8220;ان لم تکن حلیما فتحلم&#8221;.<br />
اگر میخوای صبور بشی ادای انسان های صبور رو در بیاور.</strong><br />
صبور نیستی ها ولی اداشون رو در بیار.<br />
&#8220;وای چقدر من صبورم&#8221;<br />
&#8220;خدا چه صبری به من داده&#8221;<br />
یواش یواش این ها بدل به واقعیت می شود.</p>
<p>بعضی از این کنکوری ها رو من دیدم.<br />
عذر میخوام از کنکوری های عزیز.<br />
بلا نسبت آدم های خُل.<br />
میری خونه شون.<br />
یه تپه کتاب ریخته رو هم.<br />
توی کتاب ها شون صندل، لنگه کفش، قابلمه و همه چیز هست!<br />
دراز کشیده.<br />
پیژامه اش اومده تا لب دهنش.<br />
پیژامه هم کش نداره، گره زده اش دور گردنش.<br />
بعد بهش میگی &#8220;چه خبره؟&#8221;<br />
میگه &#8220;حرف نزن واسه کنکور می خونم&#8221;<br />
موهاش رو نگاه می کنی مثل اینه که دو سالیه شونه نشده.<br />
بابا تو قیافه ات به خُل و چل ها بیشتر می خوره تا کنکوری.<br />
<strong>تو باید از الان قیافه ات مثل شاگرد رتبه اولی باشد که او رو صدا می کنن &#8220;بیا پای تخته&#8221;.<br />
هر کس نگاه کرد تو رو مثل &#8220;مهندس&#8221; و &#8220;دکتر&#8221; ببینه</strong>!<br />
بعضی ها رو من دیدم عبارات تاکیدی دارن میگه ولی مثل اینکه جنازه اش رو داره رو زمین میکشه.<br />
اصلا قیافه ی کج و کوله ی او به این حرف ها نمی خوره.<br />
اول مثل آدم موفق، شق و رق، تر تمیز، اداش رو در بیار تا یواش یواش کائنات با ادای تو هم سو بشود.</p>
<p>اینایی که میگم هرکدوم یه تکنیکه ها.<br />
نه اینکه فقط شما این یه دونه رو یاد بگیری تمومه ها.<br />
و بری فقط ادا در آری.<br />
کلی کار باید بکنی ولی یکیش هم همینه که ادای اون خواسته رو در بیاری.</p>
<p><strong>*********</strong><br />
بعضی وقت ها احساس خمودگی می کنیم.<br />
احساس کسالت و خستگی می کنیم.<br />
&#8220;خوب حالا دیگه نمی خواد. ول کن ولو بشیم&#8221;<br />
نه خیر.<br />
علی (ع) خطاب به امام حسین (ع) فرمودند &#8220;بنیه &#8230; بالعمله فی النشاط و الکسل &#8230;&#8221;<br />
پسرم بهت توصیه می کنم تو زندگیت اهل عمل باش. چه وقتی با نشاطی چه  وقتی کسلی! فقط وقتی کسلی دوباره نشاط رو به وجودت برگردون و دوباره برو سراغ عمل.<br />
<strong>دوست من اگه حس کردی: &#8220;حالت خوب نیست&#8221; &#8220;خموده ای&#8221; &#8220;کسلی&#8221; &#8220;افسرده ای&#8221; ، وقتش نیست ولو بشی. وقتشه که به نحوی حالتت رو عوض کنی. بپر بالا. یه پشتک وارو بزن. داد بزن. خودت رو بذار سر کار! حالتت رو عوض کن و دوباره ادامه بده.</strong></p>
<p>دیدی وقتی میخوای بری مهمونی جایی که خیلی دوست داری.<br />
خیلی مشتاقی بری.<br />
چقدر به خودت می رسی.<br />
لباست رو مرتب می کنی.<br />
جلو آینه می ایستی.<br />
با موهات ور میری.<br />
عطر میزنی.<br />
<strong>انسان موفق، انسانی است که همیشه داره فکر می کنه داره میره مهمونی.</strong></p>
<p>یه مثال قشنگ براتون بزنم :<br />
آقای &#8220;پرویز پرستویی&#8221; دیدین توی نقش هاش چقدر موفقه! از پرویز پرستویی پرسیدن که &#8220;آقا شما چی کار می کنی این قدر عالی بازی می کنی؟&#8221; گفت: &#8220;دقیقا کاری که می کنم اینه که بازی نمی کنم! من نقش هام رو زندگی می کنم. اون وقت که آژانس شیشه ای رو بازی کردم چند ماه ازش که گذشته بود. من هنوز تو قالب حاج کاظم بودم. خانمم بهم میگفت آقای پرستویی نمیخوای خودت بشی حاج کاظم؟ !من هنوز حاج کاظم بودم !&#8221;</p>
<p>پرویز پرستویی برای ایفای نقش یک رزمنده دو هفته رفت در مناطق جنگی و خوابید!با لباس نظامی.با چفیه.با پوتین.گفتن&#8221; چرا این کار رو می کنی؟&#8221;گفت:&#8221;شما میخواین من رو با کت و شلوار بیاری، لباس یه رزمنده رو تنم کنی و از اون حالت کت شلواری از من به رزمنده بسازی؟&#8221;<br />
بذارید من دو هفته اینجا حس کنم تو خاک خوابیدن یعنی چی؟! غذا میخوری توش پر از خاکه یعنی چی؟! بذارید من با این حس زندگی کنم بعد من این زندگی رو به شما نشون بدم.<br />
<strong>پرویز پرستویی موفق است زیرا این تطابق رو داره دقیقا اجرا می کنه. پس فرم ظاهری و فرم چهره ام باید با اون چیزی که میخوام بهش برسم هم خوانی داشته باشد.</strong></p>
<p><strong>**************************</strong><br />
<strong>6) تصویر سازی ذهنی.</strong></p>
<p><strong> </strong><br />
یکی از فوق العاده ترین تکنیک هایی که در دنیای روانشناسی مطرح است.اگر از روانشناس ها بپرسید در یک صد سال گذشته در مجموعه ی تکنیک هایی که در ارتباط با ذهن بشر پیدا کردید، مهم ترینش کدوم است؟بدون شک خواهند گفت &#8220;تصویر سازی ذهنی&#8221;.واقعا زندگی رو میتونه زیر و رو کنه.</p>
<p><strong>خوب خوب خوب خوب خوب به این موضوع دقت کنید.</strong><br />
دوستان عزیز تفکرات من و شما بر مبنای تصاویری شکل می گیرد که اون تصاویر رو در ذهن می بینیم.<br />
منظورم من چیه؟</p>
<p>اگه الان بگم &#8220;ماشین پیکان&#8221;.<br />
قدر مسلم آنچه که در ذهن شما نقش می بندد حروف نیست.<br />
یعنی حروف «&#8221;م&#8221;/&#8221;ا&#8221;/&#8221;ش&#8221;/&#8221;ی&#8221;/&#8221;ن&#8221;/&#8221;پ&#8221;/&#8221;ی&#8221;/&#8221;ک&#8221;/&#8221;ا&#8221;/&#8221;ن&#8221;» نیست.<br />
اونی که الان تو ذهن شما میاد چیه؟<br />
تصویری از یک &#8220;ماشین پیکان&#8221;.<br />
اگه بگم &#8220;گل رز&#8221;؛ شکلی از &#8220;گل رز&#8221; در ذهن شما نقش می بندد.<br />
ما وقتی فکر می کنیم، مرور اون فکر به واسطه ی تصاویری است که از ذهن ما عبور می کند.<br />
جالبه بدونید اگر تصویری رو در ذهن مرور کنید و اگر شروع به خیال بینی و رویا پردازی بکنیم به شرط اینکه که خیال ما به صورت فکر نباشد بلکه به صورت تصویر باشد، ذهن انسان اون خیال تصویری را مساوی با واقعیت فرض می کند!</p>
<p>این همان مهم ترین یافته ی صد ساله ی روانشناسی است.<br />
<strong>اگر من امشب برم فرودگاه تهران و پرواز کنم به مشهد و به لطف خدا برم زیارت و شما همین الان تصور کنید که رفتید فرودگاه تهران و پرواز کردید به مشهد؛ نه اینکه فکر کنید ها، بلکه فیلمش رو در ذهنتون ببینید؛ علم روانشناسی ثابت کرده است که ذهن من و شما یک چیز رو ثبت خواهد کرد</strong>.<br />
و اون این است که من و شما به مشهد سفر کردیم. ذهن تصوری را که به صورت فیلم دیده میشه مساوی با واقعیت قلمداد می کند. و ما می توانیم از این ویژگی استفاده بسیار جانانه ای بکنیم برای رسیدن به موفقیت ها مون.<br />
<strong>بذارین اول ببینیم که &#8220;آیا تصویر سازی ذهنی در دین اسلام وجود دارد؟&#8221;</strong><br />
اولین کسی که تصویر سازی ذهنی انجام داد خدا بود. تکنیکی که روان شناس ها دوازده سال هم نیست که بهش پی بردن.<br />
<strong>سوره ی انفال آیات 42 و 43 و 44.</strong><br />
خداوند در این آیات جنگ بدر رو توضیح میدن.خدا میگه که مسلمان ها به دره نزدیک بودن و مشرکین دور.خوب نزدیکی به دره موقعیت خوبی نیست چون اگه دشمن بهت حمله کنه پرت شدی اون پایین.خداوند داره توضیح میده که موقعیت مسلمان ها موقعیت خوبی نبود.کاروان تجاری قریش در دسترس مسلمان ها نبود و از اون ها دور بود.</p>
<p>خداوند میگه اگر با هم قرار میگذاشتید برای شروع جنگ چون تعداد دشمن از شما بیشتر بود، خلف وعده می کردید و به جنگ نمی رفتید.خدا میگه به خاطر اینکه عهد شکنی نکنید و فرار نکنید و از جنگ گریز نداشته باشید، من در رویای شما دشمن رو کم نشان دادم و شما باور کردید که دشمن کم است.<br />
عین عبارتی که در قرآن به کار رفته &#8221; فی منامک&#8221; است.<br />
این همون تکنیک تصویر سازی ذهنی است.</p>
<p>یعنی آن چیزی که در ذهن به تصویر کشیده بشود، ذهن آن رو مساوی با واقعیت می داند.<br />
و خداوند ادامه میده.<br />
اینجاش فوق العاده است.<br />
خدا می فرمایند که جنگ بدر شروع شد و اگر شما رو در رو می دیدید که دشمن چقدر زیاده، در می رفتید. بنابراین در چشم های شما دشمن رو کم نشان دادم و شما آنها را می دیدید و کم می دیدید.<br />
و در سوره ی آل عمران آیه 13 خداوند در مورد همین جنگ بدر صحبت می کنه و میگه کافران هم در اون جنگ شما را دو برابر دیدن. این دو تکنیک، تکنیکی است که هنوز روان شناسی بهش پی نبرده. معتبر ترین دانشگاه های جهان دارن کار می کنن که چه جوری میشه من با چشمم نگاه کنم کم ببینم و با چشمم نگاه کنم زیاد ببینم؟!<br />
ولی تکنیک اول رو بشر بهش پی برده.همون تکنیک &#8220;تصویر سازی ذهنی&#8221;.<br />
<strong>دوستان عزیز تخیل شاه راه رسیدن به واقعیت است.</strong><br />
اگر میخواید برسید به موفقیت های بزرگ، تنها اتوبانی که میتونه تو رو برسونه همینه. ما میخوایم آنچه رو که دوست دارید بهش برسید، پیشاپیش در ذهنتون به صورت فیلم ببینید. ما میخوایم شما کارگردان فیلم سینمایی ذهنتون باشید.<br />
مگه نمیخوای تو کنکور قبول بشی، میخوام ببینیش.<br />
مگه نمیخوای فلان خونه رو بخری، میخوام ببینیش.<br />
مگه نمیخوای فلان شرکت استخدام بشی، میخوام ببینیش.<br />
مگه نمیخوای در فلان کار موفق بشی، میخوام ببینیش.</p>
<p>تصویر سازی ذهنی به کار بردن قوه ی تفکر است برای پیشاپیش دیدن آنچه که در آینده انتظار آن رو می کشی.</p>
<p>قبول دارین، تصویری که یک نقاش روی یک بوم نقاشی میکشه، قبل از این در ذهن نقاش تمام و کمال دیده شده؟</p>
<p>قبول دارین طرحی که یک معمار از یک ساختمان می کشد، قبلا اون معمار، ساختمان ساخته شده ی کاملش رو در ذهنش می بینه؟</p>
<p>قبول دارین طراح لباس قبل از این که مدل لباسی رو روی کاغذ بکشه، لباس دوخته شده ی آماده شده را در ذهنش دیده و بعد کشیده؟</p>
<p>ما به این میگیم تصویر سازی ذهنی.<br />
یعنی پیشاپیش اونچه را که قرار است بهش برسیم، در ذهن ببینیم.</p>
<p>انیشتین داشت می مرد. گفتن &#8220;آقای انیشتین شما که داری میمیری. اقلا قبلش یه جمله بگو بعد بمیر. حیفه!&#8221; آخرین جمله ای که انیشتین گفت و مرد این بود &#8220;<strong>تخیل بالاتر از دانش است!</strong>&#8221; انیشتین در جای دیگه گفته &#8220;شما با تصویر سازی ذهنی رویداد های آینده ی زندگی خود را پیشاپیش به تصویر می کشید.&#8221;</p>
<p>جلو تر بریم براتون مثال میزنم از انسان های موفقی که تصویر سازی کردن و به نتایج خارق العاده ای رسیدند.</p>
<p>و اما تصویر سازی ذهنی به دو شکل انجا میشه:<br />
1) تجسم<br />
2) تجسم خلاق</p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/g1m/">کلیدهای موفقیت / جلسه اول / برای تحول آماده شویم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/28/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوم / آستینها را بالا بزنیم</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B6%D9%85/">کلیدهای موفقیت / جلسه سوم / مغز و اهمیت ضمیر ناخودآگاه</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه چهارم / عبارات مثبتی که متحول می کنند</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی !</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%B9%D8%A8%D8%A7/">کلیدهای موفقیت / جلسه ششم / تکمیل بحث عبارات مثبت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86/">کلیدهای موفقیت / جلسه هفتم / از آهنگ محسن چاوشی تا سریال جراحت</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%AF/">کلیدهای موفقیت / جلسه هشتم / سیاست فعال در برخورد با منفی ها</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%87%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3/">کلیدهای موفقیت / جلسه نهم / نگرانی و حساسیت را کنار بگذاریم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B4/">کلیدهای موفقیت / جلسه دهم / با مهمترین کشف روانشناسی همراه شویم!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C/">کلیدهای موفقیت / جلسه یازدهم / وقتی تصویرسازی ذهنی معجزه می کند!</a></p>
<p><a href="http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8/">کلیدهای موفقیت / جلسه دوازدهم / بحث جذاب هاله های انرژی!</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/doroud.wordpress.com/1274/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/doroud.wordpress.com/1274/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=doroud.wordpress.com&amp;blog=4949082&amp;post=1274&amp;subd=doroud&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://doroud.wordpress.com/2011/01/29/%da%a9%d9%84%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d9%87-%d8%af%d9%87%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">مسیحا</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
